شهر ساراي تركيه و باروي تبريز ساخته خویی هاست:
شهر ساراي تركيه ساخته خویی ها: بنا به گفته مورخين از آثار سلمان خان سوباشي دنبلى است. و به نام وي «سلمان ساراى» ناميده مي شده ولي به مرور زمان كلمه سلمان از نام آن شهر حذف گرديده است. همچنين در نزديكي اين شهر نيز آبادي بزرگي بنام خوي وجود داشته كه احتمال دارد خوئيهاى همراه سلمانخان اين آبادى را ساخته باشند.آرامگاه سلمان خان سوباشی در اين شهر واقع است.
باروي تبريز ساخته خویی هاست: با نهايت استحكام توسط نجفقلي خان دنبلي بيگلربيگي تبريز بنا شد و در 1196 ه. ق، به پايان رسيد و اين بارو هشت دروازه داشت: دروازه خيابان، درب اعلي يا دروازه باغميشه، درب سرخاب، درب شتربان، درب استامبول، درب سرد، درب مهاد مهين، درب نوبر25. درب سرد همان درب گجيل و درب مهادمهين دروازهاي در ميارميار، كنوني بود. طرح دروازه ها يك طاق سنگي بود با دو مناره پوشيده ازكاشيهاي كبود منقش و كتيبه دار و بر پيشاني هر دروازه روي قطعه سنگي مرمر، با خط نستعليق جلي، ابيات ذيل به طور برجسته نقر گرديده بود:
. . .
زبرج بارهء اين درتحيرٌاست سپهر/ كه شد به پا ز عنايات خان خاني
خديوملك عدا لت نجفقلي خانا/ مفوض است به او رونق جهانباني
كه درنگارش اين قلعه درزمان قليل/ نموده همت وي معجز سليماني
نشان ز سدسكندرچو داد تاريخش/ خرد بگفت« حصار سكندر ثاني
و درهر يك از طرفين اين سنگ نبشته ها نقش برجستهء شيري ترسيم يافته بود، كه زنجير گردن آن به پاي سروي بسته شده بود. از اين دروازه ها اكنون دو تا باقي است، يكي دروازه خيابان كه برجهاي آن هنگام امتداد يافتن بازارچه رنگي برداشته شده و ديگري دروازه باغميشه كه منارها و طاق آن فرو ريخته و فقط پايه هاي سنگي و در آهن كوبي شده آن باقي است.
بقعه يا مقام صاحب الامر تبريز: در جانب شرقي ميدان صاحب آباد تبريز قرار گرفته است. يك گنبد و دو مناره بلند دارد. نخست مسجد سلطنتي شاه طهماسب صفوي بود. در سال 1045 قمري به وسيله سپاهيان سلطان مراد چهارم تخريب شد پس از عقب نشيني عثمانيان دو باره آباد گرديد. در زلزله شديد سال 1193 ه. ق، دوباره تخريب شد. در سال 1208 توسط امير جعفر قلي خان دنبلي ملقب به باتمانقليچ پسر احمد خان دنبلي كه حكومت تبريز را داشت تجديد بنا يافت.
قديمي ترين بخش آن بنا شبستان وسيعي است از طاقها و گنبدهايي كه بر فراز ستون هاي 8 گوش آجري كه زينت بخش آن گچبري هاي ظريف و هنرمندانه دوره رواديان (مقارن سلجوقيان) است بنا شده است. در مدخل دهليز و اندرون بقعه، دو طاق مرمري از زمان شاه طهماسب برجا مانده. در وسط بقعه صندوق چوبي مشبكي قرارگرفته است.
مسجد جامع تبريز: در زلزله سال 1193 كه كليه عمارات تبريز را در هم كوبيده شد اين مسجد نيز از خرابي بينصيب نماند. مسجد جامع كه به مسجد جمعه و مسجد جامع كبير نيز معروف است، در ضلع جنوبي صحن مدرسه طالبيه و بين مسجد حجتالاسلام و مسجد ميرزا اسماعيل خاله اوغلي واقع است و يكي از قديميترين ابنيه تاريخي شهر تبريز به شمار مي آيد. تاريخ بنا و نام باني اوليه معلوم نيست، عده اي آن را از مساجد صدر اسلام مي دانند، پاره اي ديگر بناي قديمي را به دوره سلجوقيان نسبت مي دهند. در كتاب مرزبان نامه به مسجد جامع تبريز اشاراتي كه بيانگر آباداني و شكوه آن در سنوات 607ـ622 در عصر اتابك ازبك ابن محمد بن ايلديگز بوده است. در دوره حكومت آق قويونلوها در آذربايجان گنبدي رفيع مزين به انواع كاشيكاريهاي معرق به وسيله سلجوق شاه بيگم زن اوزون حسن در بخش شمالي آن احداث شده كه هنوز هم پايهها و گوشه هايي از كاشيكارهاي آن باقيمانده است. مسجد فعلي با طاقهاي رفيع و پايه هاي استوارش بعد از زلزله تبريز در سال 1193 هجري قمري كه طاقهاي آن شكست و فرو ريخت توسط امير احمدخان دنبلي و پسرش اميرحسينقلي خان مرمت گرديده است.
دارالصفای خوی...شهر هزار خورشید... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها وکبیری ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...