انتخاب قره محمدلو به ریاست شورای اسلامی شهر خوی

   
 

چهره جدید رییس شورای اسلامی شهر خوی مشخص شد.در انتخابات هیات رئیسه جدید شورای اسلامی شهر خوی، جناب آقای غلامحسین قره محمدلو با 6 رای موافق به عنوان رئیس و محمد علی کریم نژاد به عنوان نائب رئیس این شورا انتخاب شدند.

داریوش حسینی صدر نیز با 7 رای موافق، مسئولیت منشی شورای شهر خوی را بر عهده گرفت.

گفتنی است، انتخابات هیات رئیسه شوراهای اسلامی هر یک سال یک بار، در اوایل اردیبهشت ماه برگزار می شود و سید فتاح کبیری نیز ریاست دوره قبل این شورا را بر عهده داشت که در انتخابات این دوره، کاندیدا نشد.

وی پیش از این، استعفای خود را رسماً تقدیم اعضای شورا کرده بود.

خوی سئون ضمن تبریک به منصوبین جدید آرزومند تعالی و توسعه روز افزون شهرمان است.

 

تربیت معلم خوی هم به ارومیه منتقل میشود!!!!!

خوی آنلاین گزارش داد: هنوز خوشحالی تبدیل شدن مرکز تربیت معلم شهید مطهری شهرستان خوی به دانشگاه فرهنگیان، در دل دوستداران علم و دانش منطقه فروکش نکرده بود که خبر انتقال این مرکز به ارومیه در شهر پیچید.

 اولین واکنش را نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی از خود نشان داد. موید حسینی صدر ظی تذکر کتبی به وزیر آموزش و پرورش، جلوگیری از انتقال تربیت معلم خوی به ارومیه را خواستار شد.

وی همچنین در نامه ارسالی خود به معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش نوشت: مقتضی است دستور فرمایید موضوع مورد رسیدگی قرار گرفته و با عنایت به مفاد نامه پیوستی و با توجه به نیاز شدید این منطقه و همچنین سابقه درخشان چندین ساله این مرکز در این امر و سهل الاستفاده بودن این واحد به دانش پژوهان شمال استان و نیز اطلاعات نادرست مسوولین ذیربط استانی به گروه کارشناسی وزارت آموزش و پرورش، خواهشمند است مساعدت لازم (معرفی مرکز تربیت معلم شهید مطهری خوی به عنوان یک پردیس دانشگاهی) مساعدت لازم مبذول و نتیجه امر به اینجانب و ذینفع اعلام گردد.

از اعضای شورای اسلامی شهر خوی هم فقط سجاد چهره آرا طی مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا، اعلام کرد: انتقال مرکز تربیت معلم خوی به ارومیه مشکلات زيادي ايجاد مي‌كند. وی اظهار کرد: با توجه به راه‌اندازی دانشگاه فرهنگیان در ارومیه، مقرر شده مرکز تربیت معلم خوی به مرکز استان انتقال یابد که این به هیچ وجه مورد قبول اهالی این شهرستان نیست. این عضو شورای اسلامی شهر خوی با بیان اینکه شهرستان خوی با داشتن بیش از 12هزار دانشجو از نبود دانشگاه دولتی رنج می برد، اظهار کرد: مجموعه دانشگاه‌های آزاد، پیام‌نور، غیرانتفاعی و مرکز تربیت معلم این شهرستان، نیاز شمال آذربایجان‌غربی به مراکز آموزش عالی را پوشش می‌دهند و در صورتی که این مرکز به ارومیه انتقال یابد، برای شهرهای شمالی استان مشکلاتی از جمله دوری این شهرها با مرکز استان به وجود خواهد آمد. چهره‌آرا با اشاره به پیشینه فرهنگی و تمدنی بیش از 7هزار ساله خوی بيان كرد: برای مردم شهرستان خوی قابل قبول نیست که به بهانه احداث دانشگاه فرهنگیان در ارومیه، مرکز تربیت معلم خوی که دارای امکانات مناسب آموزشی، خدماتی و رفاهی است به مرکز استان انتقال یابد. وی تصریح کرد: مسوولان بايد برای حل این موضوع مهم اقدامات لازم را اتخاذ کنند.

امیدواریم دیگر مسئولان نیز اقداماتی در جهت احقاق حق شهرستان خوی انجام و اقدامات خود را نیز اعلام نمایند.

اعتراض به این امر نباید فقط به مسئولان و دستگاه های ذیربط محدود شود. در جلوگیری از انتقال تربیت معلم خوی به مرکز استان، همه دانش دوستان و اهالی علم و فرهنگ دارالمومنین خوی باید دست به کار شوند. از تشکل های مردمی و انجمن های علمی گرفته تا اشخاص حقیقی و حقوقی که می بایست به هر نحو ممکن، نارضایتی خود را به مسئولان ذیربط اعلام کنند تا این شهر تاریخی بیش از این مورد کم لطفی و بی مهری مرکز استان نشینان واقع نشود.

پردیس سینمایی خوی هم متعلق به ارومیه شد

در راستای انتقال امکانات شهرستان های زیر مجموعه استان آذربایجان غربی به مرکز آن یعنی شهر ارومیه برای تبدیل هرچه سریعتر از بزرگ شهر به کلان شهر ، پس از انتقال تربیت معلم دخترانه خوی ، این بار امتیاز پردیس سینمایی خوی که قرار بود بجای سینماهای تعطیل شده این شهر احداث شود ، هم به ارومیه واگذار شد.

پس از تعطیلی سینماهای خوی، مقرر شده بود از محل فروش سینماهای میهن و ایران، سینما انقلاب خوی به یک مجتمع تجاری، فرهنگی تبدیل شده و نخستین پردیس سینمایی آذربایجانغربی با حداقل سه سالن سینما، هر کدام با گنجایش 50 نفر، در این شهر ایجاد شود تا شاید این عمل مرهمی باشد بر زخم اهالی هنر سینما و نمایش خوی!

 

امتیاز پردیس سینمایی خوی هم به ارومیه واگذار شد

در آن زمان، نماینده خوی مصاحبه ای انجام داد و گفتپیگیر موضوع است و برای احداث این پردیس قول کمک 500 میلیون تومانی را هم از وزارت ارشاد گرفته است.

وی حتی اعلام کرد یک سرمایه گذار بخش خصوصی نیز آماده احداث این پردیس سینمایی است.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوی هم در مصاحبه با روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانغربی، اظهار داشت: با پیشنهاد تاسیس سه سالن نمایش فیلم با تکنولوژی روزدریک مجموعه درخوی موافقت شده است.

نوروزی، رئیس سازمان حوزه هنری استان نیز در جلسه سامان دهی سینما های خوی گفت: تا یک ماه آینده پردیس سینمایی خوی بعد از تغییر کاربری 3 سینمای خوی در 860 مترمربع زیربنا و شامل 3 سالن نمایش فیلم ، گالری ، کارگاه های هنری و واحدهای تجاری و امکانات رفاهی با 240 میلیارد ریال اعتبار ساخته خواهد شد.

در این جلسه عماری فرماندار خوی هم با برشمردن ظرفیت های بالای هنری خوی از صدور مجوز های لازم برای تغییر کاربری سینما های این شهرستان به پردیس سینمایی خبر داد و گفت: باید در ایجاد این پردیس ها جذب سرمایه های بخش خصوصی هم مورد توجه قرارگیرد.

کبیری رئیس شورای اسلامی شهر وقت خوی نیز به آمادگی این شورا و شهرداری برای اجرای طرح پردیس سینمایی خوی اشاره و بر تسریع در اجرایی شدن آن تاکید کرد.

بعدها ، رئیس ارشاد خوی از اقدامات اين اداره براي بازگشايي و استفاده از سينماهاي خوي از مشاركت بخش خصوصي خبر داد و گفت: اقدامات متعددي صورت گرفته كه از جمله مي توان تاسيس يك پرديس سينمايي از طرف بخش خصوصي در خواست شده كه در حال بررسي و طي مراحل قانوني و اداري است.

. . . همه این حرف ها در حد وعده و وعید باقی ماند و سرانجام امتیاز ایجاد پردیس سینمایی خوی به مرکز استان انتقال یافت و مقرر گردید نخستین پردیس سینمایی آذربایجانغربی نه در خوی، بلکه در ارومیه ایجاد شود!

نماینده شهرستان‌های خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی، هفته گذشته در همایش شورا های اسلامی شهر و روستا با تائید ضمنی این خبر، فرصت را مغتنم شمرده و توضیحاتی در این خصوص ارائه داد.

موید حسینی صدر گفت: حدود 500 میلیون تومان از وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعتبار بلاعوض برای سامان دهی سینماهای خوی گرفتیم ، ولی بدلایل نا مشخض عقیم ماند!

از قدیم و ندیم شنیده بودیم که اعتبارات و امتیازات از مراکز استان ها به شهرستان ها سرازیر می شود اما گویا عکس این امر در استان ما اجرا می شود و لابد خوی آن قدر از وجود سینما غنی است که امتیاز ایجاد پردیس سینمایی اش، به ارومیه به عنوان تنها شهر آذربایجان غربی که دارای دو سالن سینمای فعال است، منتقل می شود!


منبع : khoyonline.com

برگزاري روز ملي عطار با رنگ و بوي حضرت شمس تبريزي

 ۲۵فروردين امسال همزمان با روز ملي عطار، مراسم ويژه اي در شهر نيشابور برگزار شد كه ميهمانان ويژه اي از شهر دارالصفاي خوي ،شهري كه حضرت شمس را در آغوش ابدي خود جاي داده ، افتخار حضور در اين مراسم به ياد واندني را داشتند. به دنبال امضاي تفاهم نامه خواهرخواندگي خوي و نيشابور در سال گذشته كه مقارن با همايش مولانا در آيينه شمس در شهر خوي انجام شد، به ابتكار شوراي اسلامي شهر و شهرداري نيشابور مسئولين و اساتيدي از خوي در روز عطار ميهمان اين مراسم بودند تا ضمن تحكيم ارتباطات شاهد امضاي تفاهم نامه همه جانيه فرهنگي عمراني بين شهرداران خوي و نيشابور نيز باشند.

از ديگر برنامه هاي جالب اين رويداد فرهنگي، برگزاري نمايشگاه معرفي دارالصفاي خوي در فرهنگسراي سيمرغ نيشابور بود كه با معرفي صنايع دستي و محصولات و سوغات خوي و تصاويري از اماكن ديدني و گردشگري اين شهر ۷۰۰۰ ساله ، مورد استقبال مردم و ويهمانان روز ملي عطار واقع شد.

همچنين با حضور مسئولين دوشهر بولوار منتهي به آرامگاه عطار به پاس عقد خواهر خواندگي خوي و نيشابور و پيوند فرهنگي آرامگاه عطار و آرامگاه شمس به نام بولوار شمس تبريزي نامگذاري و پرده برداري از تابلوي آن  انجام شد

اعطاي نشان طلاي شمس تبريزي به شهردار و رييس شوراي اسلامي نيشابور و نيز استاد علي جهاندار توسط مديرعامل بنياد بين المللي شمس تبريزي (دكتر ايوبي) ، همچنين اعطاي كليد شهر نيشابور به رييس شوراي اسلامي شهر خوي و هديه لوح يادبود بارگاه شمس تبريزي از سوي هيات اعزامي خوي به مسئولين نيشابور از ديگر اتفاقات اين همايش بود.

استاد دكتر جعفر نجيبي هنرمند خويي و استاد هنر دانشگاه نيشابور نيز با ابتكاري جالب و برگزاري كارگاه مجسمه سازي شور و حالي ديگر به مراسم داده بود.

*متن سخنراني رئیس شورای اسلامی شهر خوی در همایش روز ملی عطار و پیوند فرهنگی بین شهرهای خوی و نیشابور :

روز ملی عطار که امسال به بوی گلی دیگر از بوستان عرفان و حکمت ،حضرت شمس تبریزی آراسته و مهمانانی از دیار حضرت شمس الحق تبریزی شهر دارالصفای خوی ، را در کنار آرامگاه عارف و شاعر وارسته ایران زمین شیخ عطار نیشابوری ، گرد هم آورده است.ما مفتخریم که سرمایه های جاویدانی چون شمس و مولوی و عطار و سعدی و فردوسی و دیگرانی که از چشمه سار قرآن و از مکتب اسلام جرعه ها نوشیده و سرمست از این عرفان اصیل سخنانی به نظم و نثر بر جای نهاده اند که امروز تاریخ به این ستارگان می نازد.

سید فتاح کبیری در ادامه افزود :
سخن از عطار یا شمس تبريزي گفتن هرچند ضرورت ، اما بسي دشوار است که عطار هفت شهر عشق راگشته و ما حتی به دروازه های آن شهر آسمانی هم نرسیده ایم و آن دیگری نیز همانست كه خود را "خط سوم" ناميد، همو كه معشوق و مرادي بود که با ترنم عشق ،ملاي رومي را همچو کاهي به دست امواج شوريدگي و شيدايي سپرد . آن آفتاب فروزاني که ملک بي کران جان و دل مولانا را تسخير کرده و او را حيران ساخته و خرمن هستي شيخ المشايخ رومي را آتش افروخته و تاب و توانش را بر ربوده و درياي هستي زندگي او را متلاطم ساخته آرام و خواب و قرار را از او ربود.
وی اضافه کرد:
چشم باطن بين عطارنيشابوري، اين سياح هفت اقليم عشق، چه خوش اين واقعه آسماني را برپيشاني مولاناي جوان ميبيند و بشارت اين عروج عرفاني و اين احتراق عالم افروز را به او ميدهد . حضرت شمس‌ را خود بهتر از همه معرفي ميكند كه خود را آفتابي معرفي مي‌کند که عالمي را روشنايي مي‌دهد و مي‌گويد "روشني مي‌بيند که از دهانم برون مي‌رود و از گفتارم در زير حرف سياه مي‌تابد" .آن عارفي که مولانا را مهتاب و خودرا آفتاب تلقي نموده و کراراً اعلام مي‌دارد "ماه به آفتاب نرسد الا مگر آفتاب به ماه برسد، لاتدرکه الابصار و هو يدرک الابصار ".

رئیس شورای شهر خوی ضمن اشاره به خلوص پاک مولانا نسبت به شمس و تاثیر او در زندگی مولانا افزود:
آري او معشوقه ايست که زندگي مولانا را مملو از عشق، عرفان و وارستگي نموده و همچون صوفي صافي شده اي ،تولد دگر ارزاني ميكند و زيربناي انديشه مولوي را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد و تا ابد مست و ديوانه مي‌سازد .
چون حديث روي شمس الدين رسيد شمس چارم آسمان رو در کشيد
شمس تبريزي که نور مطلق است آفتاب است و زانوار حق است
اين نفس جان دامنم بر تافته است بوي پيراهان يوسف يافته است
من چه گويم يک رگم هشيار نيست شرح آن ياري که او را بار نيست
شرح اين هجران و اين خون جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر

کبیری شمس را رندی عالم سوز توصیف کرده و به تفسیر عشق و عرفان در احوال و زندگی مولانا پرداخته و گفت:
شوريده‌اي از شوريدگان عالم، نادره دُرّي در ميان خرابه هاي تن خاکي، توانست مولانا را به رقص آسماني به سخن در آورد و گفتگوي ميان دو عاشق و معشوق اينچنين بر مي‌گيرد:
تو شمع شدی قبله این جمع شدی، و من به او گفتم:
شمع نیم جمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیشرو و راهبری
شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدم
به راستي در اين ديدار و اشتياق و دلدادگي چه جذب و انجذابي است، چه سحر و فسوني است که زندگي مولانا را يکسره سان و سيرتي دگر بخشيده است. وقتي شمه‌اي از شميم آن احوال روحاني و عرفاني به ميان مي‌آيد گاهي اين سخنور توانا و نابغه قلم و ساحر گفتار و بيان، خموش مي‌گردد و او را به دريافت اين احوال به رمز و کنايه احاله مي‌دهد و شرح اسرار پنهان را به خفا و روا اشاره مي‌دارد. آنجاست که شقيقه آسمان شکافته و صداي شيحه عالم روحاني و معنوي از نوشته‌هاي مولانا سر به ملکوت باز مي‌گشايد . اين شيدايي شأن آدمي را تا ارتفاع احساسِ معرفت خدا، تا عمق اصالت انسانيت تا قرابت به قلب خدا و تا دور دوراي سرگشتگي به تصوير مي‌کشد.

وی همچنین با اشاره به حضور مبارک شمس در شهر دارالصفا و تاثیراین حضور شگرف در تمامی ابعاد خوی اشاره کرده و تصریح کرد:
شمس هرچند باصيد سيمرغي سترگ و واله خود نمودن اين استاد برجسته مهر تاييد ي بر جايگاه رفيع خود ميزند ، بارحل اقامت انداختن در دارالصفاي خوي حديث ديگري از شيدايي دل عاشقانش را مي‌سازد و از وراي عقول آدمي بار دگر رندانه از پس جسم به خاک خفته‌ي خود ،همچون هاله‌اي آسماني جان مشتاقان عرفان رابه آتش مي‌کشاند و بر اين خاک مهيبي افزون بر حضورش، دادي زميني و تواني آسماني برمي‌بخشد و بارگاه خود را به شعله‌گاه ابدي مبدل مي‌سازد.
جان عاشقان و عارفان را به کوي ديار خود طلبيده، گويي آفتاب عالم گيرش اين باره محرق نه تنها جان مولانا بلکه آتشي بر جان صدها هزار ديده و ناديده مي‌گردد.
خوي را رونقي صدباره مي‌گيرد، آمد و شدها ياد حضرت دوست را بهانه مي‌گيرد. ميزباني ها برپا مي‌گردد… اينجاست که ياد دوست، خود به اين ميزباني شرري مي‌بخشد. پنهاني، شور و ولوله‌اي را از ديار خوي، شبستان خود، تا هفت شهر عشق عطار ، به تبرک پيوندي آسماني مي‌کشاند .اعجاز، شمس و عطار را به مجمري مي‌ريزد و نام آن را متبرکاً قرابت همايش و آييني با کرامت، مي‌سازد. وصد البته اين جمع ياران و دلدادگان جز با انفاس قدسي شمس وعطار و همت والاي عاشقان حضرتش ميسر نميشد وچنين جمع باشكوهي را تنها با عشق ميتوان تفسير كرد. وچه مبارك سحري كه ياد حضرت شمس و حضرت عطار، همزمان فضاي دل دوستداران عرفان اسلامي و فرهنگ والاي اين مرز و بوم را معطر ميسازد.باشد كه ذكر نام و ياد و افكار اين عارفان آسماني آيينه دل همه مان را جلايي دوباره بخشد.
جانا، حدیث حسنت، در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد
سودای زلف و خالت، در هر خیال ناید اندیشه وصالت، جز در گمان نگنجد
هرگز نشان ندادند، از کوی تو کسی را زیرا که راه کویت، اندر نشان نگنجد
آهی که عاشقانت، از حلق جان برآرند هم در زمان نیاید، هم در مکان نگنجد
آنجا که عاشقانت، یک دم حضور یابند دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد
اندر ضمیر دلها، گنجی نهان نهادی از دل اگر برآید، در آسمان نگنجد
عطّار وصف عشقت، چون در عبارت آرد زیرا که وصف عشقت، اندر بیان نگنجد

رئیس شورای شهر خوی عطار را بزرگترین شاعر عارف قرن ششم هجری خوانده و اضافه کرد :
شیخ فریدالدین عطار نیز که به جرات میتوان گفت بزرگترین شاعر عارف قرن ششم هجری است, در آثار متعدد مکتوب خود از این سرچشمه بیکران و پایان نایافتنی فیض ها برده و افاضه ها نموده است . عطار در شناخت حق و معرفت رموز عشق ربانی در مرتبه بسیار بالایی از سیر و سلوک قرار دارد . از این جهت شاید مناسب تر باشد که او را عارف شاعر بنامیم تا شاعر عارف , همچنان که با مروری بر دیوان اشعارش در می یابیم که قالب کلام و محدوده واژگان , برای بازگو کردن جوششی که در درون دارد. رسایی لازم و کافی را ندارد. در غزلیات , عشق اصلی ترین و شاید تنها محور مضامین است و " وهرچه رود جز حدیث عشق افسانه است".

فتاح کبیری در ادامه به معرفی آثار تاریخی ، بزرگان و تاریخچه مختصری از خوی پرداخت و افزود:
به حق پیوندی آسمانی و دیرینه ، خوی و نیشابور را بهم پیوند میدهد و دارالصفای خوی...شهر هزار خورشید... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها وکبیری ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...
شهری که در تورات از آن یاد شده ... شهری که پایتخت دوم شاه اسماعيل صفوی بوده و (براساس نوشته جهانگرد ونیزی که درهشتمین سال سلطنت شاه اسماعیل به ایران سفر کرده بود) شاه اسماعیل زندگي در اين شهر را برماندن در دولتخانه تبريز ترجيح ميداد.
شهری که زادگاه گل محمدی است، شهری با توتستانهای مغرور و مزارع وسیع و زیبای آفتابگردان و باغات سرسبزش ...
شهری که عموزادگان حضرت ولی عصر(فرزندان امام علی النقی علیه السلام) و عرفایی چون شمس تبریزی و نامدارانی چون پوریای ولی را چونان نگین های درخشان دربر گرفته، شهری که آیت ا... العظمی خویی ها وهزاران عارف و عالم و وارسته در دامنش تربیت کرده و بدین واسطه همواره دارالمومنین و دارالصفا بوده و خواهد بود.
شهری که هخامنشها از آن به عظمت یاد کرده اند... شهری با دیرینه ای بیش از 7000 سال ، شهری که درلحظه لحظه های افتخارو غرور این سرزمین نامی درخشان دارد ...دیار عاشقان خدا...دارالمومنین...و شهری که جای جایش مهد علم و ادب و عرفان است، بواسطه پیوندی تحسین برانگیز با ابرشهر تاریخ ایران، شهر عطار و خیام و شعرا و عرفا و دانشمندانی صاحب آوازه ،نیشابور راست قامت ،صفحات زرینی برتاریخ خود رقم زده است.
دکتر حجت‌الله ایوبی، مدیرعامل بنیاد شمس تبریزی، در مراسم پیوند فرهنگی مقبره شمس و عطار، با اشاره به اهمیت پیوند مفاخر اظهار کرد: وقتی می‌بینم بعد از سالیان دراز، مفاخر در کنار هم بزرگداشت می‌شوند، احساس شادمانی می‌کنم. او گفت: چه خوشحالی بیش‌تر از این‌که وقتی می‌بینم شهرداران و شوراهای اسلامی دو شهر خوی و نیشابور با علاقه‌مندی بسیار پیگیر مسائل و مفاخر فرهنگی شهر خودشان هستند، دلگرم می‌شوم.
ايوبي پیوند فرهنگی شمس و عطار را ملاقات دو دوست عنوان کرد و گفت: هدف از خلقت عالم نیز ملاقات دو دوست با هم بوده است. رييس مؤسسه فرهنگي اكو اظهار کرد: مؤسسه فرهنگی اکو با اعلام حمایت از این اقدام شایسته فرهنگی، آمادگی خود را برای معرفی این مفاخر بزرگ اعلام می‌دارد.

محمدکاظم صادقی، شهردار نیشابور، هم با بیان این‌که در نخستین پیوند فرهنگی خوی و نیشابور که سال گذشته در خوی انجام شد، اقدام‌هاي خوب فرهنگی شهرداری و شورای اسلامی شهر خوی ما را بر آن داشت که امسال کنگره عطار را خودمان برگزار كنيم، گفت: امسال بخش مهمی از پروژه روز ملی عطار با محوریت پیوند مقبره شمس و مقبره عطار با مسؤولیت شورا و شهرداری نیشابور انجام شد. او در ادامه گفت: پدران ما سال‌های سال در انتظار عرفان آتشین شمس سوختند و امسال آتش عشق شمس در کنار مزار عطار سیراب‌کننده دل‌های عاشقان و عارفان شد.

خوي سئون  ضمن تبريك اين حركت ارزشمند براي دست اندركاران اين همايش و مراسم تحكيم ارتباطات فرهنگي كه در نوع خود در كشور كم نظير و حائز اهميت است، آرزوي سربلندي و موفقيت دارد.