مشكل ريشه اي ما!

 

حكايت عدم اتحاد بعضیا تو شهر ما هم شده ... حكايت بازي صندلي  بچه هاي مهدكودك!! و يا حكايت اول همه قصه هامون ... حالا عرض ميكنم..

خداييش با هر همشهري خويي كه صحبت ميكني ميگن: مشكل شهرمون عدم اتحادبرخی نخبگان و مسئولینه! همه معتقدن نخبگان و مسئولين نبايد براي بيرون كردن همديگه از صحنه باهم دربيوفتن! همه معتقدن ما خويي ها اگه فقط يه ذره همت كنيم تموم مشكلات شهرمون رو حل ميكنيم ... اما موقع عمل .... برعكسش عمل ميكنيم!

خداييش چرا اينجوره؟ من كلي فكر كردم و به نظرم رسيد شايد مشكل تو سيستم آموزش فرهنگ اجتماعي زيستن ماست!به نظرم همه ما اين بازي صندلي رو كه تو مهدكودكها به بچه ها ياد ميدن خوب ياد گرفتيم!

آخه تو مهد كودك هاي خوي و البته كل ايران 9 تا صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن هر كي نتونه سريع براي خودش يه جا بگيره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلي و ادامه بازي تا يك بچه باقي بمونه. بچه ها هم همديگر رو هل ميدن تا خودشون بتونن روي صندلي بشينن!

البته بدنيس بدونيد كه تو مهدكودك هاي كشور چشم بادومي ها يعني ژاپن! 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن اگه يكي روي صندلي جا نشه همه باختين. لذا بچه ها نهايت سعي خودشونو ميكنن و همديگر رو طوري بغل ميكنن كه كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روي 8 صندلي، بعد 10 نفر روي 7 صندلي و همينطور تا آخر.


با اين بازي ما از بچگي به كودكان خود آموزش ميديم كه هر كي بايد به فكر خودش باشه. اما در سرزمين آفتاب، چشم بادامي ها با اين بازي به بچه هاشون فرهنگ همدلي و كمك به همديگر و كار تيمي رو ياد ميدن.فراموش نكنيم كه توي شهرمون خوي  و مناطق آذربايجان ما همچين بازي نداشتيم و اين هديه فرهنگهاي ديگه و غير ايراني است كه شايد اگه جستجوي ريشه اي كنيم يه مسئله پيچيده و هدفمند از طرف بيگانگان باشه...خدا بهتر ميدونه... و الا خداييش خويي ها ، آذربايجاني هاي ايران و كل مردم ايران زمين ذاتاً اهل تلاش و صداقت و ايثار و از خودگذشتگي هستن...

و اينجوري ميشه كه نه ما و نه بزرگانمون کارکردن با هم رو ياد نمي گيريم، بلکه هر روز درس های جدیدی از تکنیک های حذف و زیر پا گذاشتن یکدیگر را می آموزیم!

جالبه حتي تو تعريف قصه هاي مادربزرگاي خويي و آذري تا يادمه همش از بيرگون واريدي ...بير گون يوخيدي...(يه روزي بود يه روزي نبود) شنيده بوديم و اين به معني كار و تلاش و همدلي بود چون يادميگرفتيم كه هميشه اوضاع بر وفق مراد نميمونه و اساساً دنيا محل گذره و يه روزي هستيم و يه روزي خواهيم رفت! ياد ميگرفتيم كه پست و مقامهاي دنيا گذراست و يه روزي هست و يه روزي نيست...

اما از روزي كه براي بچه هامون قصه هاي ورژن جديد و امروزي! رو تعريف كرديم بجاي بيرگون وار بير گون يوخ ياد داديم كه:(يكي بود ...يكي نبود!!) حتي تركي اين واژه رو هم به ادبيات قصه گويي هامون وارد كرديم! و اين فرهنگ وارد زندگي ما شد...و فكركرديم همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود. انگار در اذهان ما نمی گنجد با هم بودن!  با هم ساختن. انگار برای بودن یکی، باید دیگری نباشد!

حالا ديگه هیچ قصه گویی نیست که داستانش اینطور شروع بشه  که: یکی بود، دیگری هم بود. همه با هم بودند. و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم. از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست.
هیچ کس نمی دونه، جز ما. هیچ کس نمی فهمه جز ما. و آن کس که نمی دونه و نمی فهمه، ارزشی نداره، حتی برای زیستن.
و این نه با دينمون نه با آيينمون هيچ سنخيتي نداره.
نمیدونم چرا تمام حکایات رو با اين  واژه آغاز میكنيم. حدیث تکراری، افسانه ای غمگین، ...یکی بود یکی نبود هيچ وقت هم فكر نكرديم كه اونن یکی که نبود، کجا بود؟ چرا نبود؟
چرا هیچ حکایتی رو با یکی بود و دوستاش هم  بودن! آغاز نميكنيم؟
چرا به بچه هامون ياد نميديم كه بايد باهم باشيم و همدلي چاره كاره... البته يادمون نره كه حلقه آموزش تك روي ها و كنار زدن و حذف دوستانمون رو تو مهدكودكها با بازي صندلي كه اشاره كردم داريم كاملتر ميكنيم ! و اينجوري ميشه كه اوضاعمون اونجوري ميشه!!

خداييش بيايين همت كنيم حس همدلي و اتحاد رو بين خودمون تقويت كنيم كه كشور و منطقه و شهرمون بيشتر از قبل به همدلي نياز داره... انصافاً اگه مسئولين شهر و منطقه و...خودشون كلاهشون رو قاضي كنن و بين خودشون و خداشون خلوت كنن..ببينن با چند نفر از مسئولين رابطه شون خيلي خوب و صادقانه نيس!؟ چند نفر رو نميخوان تو مسئوليت باشن! و البته برا نبودن چند نفرشون تلاش ميكنن! و... اونوقت ميفهمن كه انصافاً قافيه رو باختن و افتادن تو دام بازي صندلي مهد كودك و اون عبارت اغفال كننده اول قصه ها!!

اما مطمئنم ايمان و باورها و باطن پاك مردم ما خيلي قوي تر از اين حرفهاس و فقط يه همت و اراده ميخواد تا ياد بگيريم بير گون وار...بير گون يوخ!!! و تلاش كنيم تا با يه خورده ايثار جا براي همه همنوعان و دوستان  ديگه مون هم درست كنيم... انشاالله

درج مطلب فقط با ذكر منبع آزاد است(http://khoysevan.blogfa.com)

ضرب سکه دوره های مختلف تاریخی در خوی نشان از جایگاه مهم خوی در ایران

در ميان انواع مختلف منابع مهم براي شناخت پيشينۀ تاريخي يك فرهنگ، سكه به عنوان سندي برجاي مانده از پيشينيان در شمار مهم ترين اين دست منابع مستند شناخته شده است؛ اين سند پرارزش به روشن شدن تاريخ و سير تمدن درگذشته كمكي شايان مي كند. ميزان ارزش تحقيق و سنديت سكه، آن را از منابع ارزشمند و قابل استناد مورخ و پژوهشگر براي نيل به نتيجه قطعي مي سازد. طرح، نقش، قطع و حالت ضرب سكه در هر زمان فارغ از جنبه هاي هنري، بيانگر شكل و شيوۀ حكومتي زمان و دورۀ مورد مطالعه و نشان دهندۀ بخشي از حيات فرهنگي ـ تاريخي آن است.

آگاهیهای ما از تاریخ خوی و حکومتهای محلی آن در قرون اول هجری بسیار کم و محدود است. شادروان احمد کسروی در اثر گرانقدر خود شهریاران گمنام، گامهای نخستین را برداشته و قسمتی از زوایای تاریک تاریخ آن را نمایانده است.

بر اساس اسناد موجود و سکه های کشف شده ،ضرب سکه در خوی از دوره ایلخانیان(۷۴۴-۶۵۴قمری) آغاز میشود که قدیمی ترین سکه خوی از جنس نقره (ابوسعید بهادر خانی ۷۳۶-۶۵۴ قمری)  در موزه آذربایجان در تبریز نگهداری میشود.در دوره جلایریان (۸۱۴-۷۳۶ قمری) ضرابخانه خوی جزو ضرابخانه های ده گانه (یعنی بغداد،واسط،تبریز، اردبیل،کاشان،شیراز،نخجوان،اصفهان،شیروان،خوی)محسوب میشد که توسط سلطان ویس در آنها ضرب میشد.در این دوره(قراقویونلوها۸۷۴-۷۸۲ قمری)حاکم خوی به نام بایرام بیگ ،سکه ضرب میکرده و در دوره صفوی هرچند بدلیل جنگهای پیاپی با دولت عثمانی ضرابخانه خوی کم فروغ میگردد اما بدست آمدن یک نمونه سکه فلوس صفوی ضرب خوی که در نشریه شماره ۵ سکه شاهان اسلامی نوشته سید جمال نژاد طباطبایی تصویر آن دیده میشود نشان از فعالیت این ضرابخانه دارد.در دوره افشاریه (۱۱۴۸-۱۲۱۰ قمری)از نادر شاه افشار سکه ای نقره ای  با ضرب خوی ثبت شده است.و در دوره زندیه(۱۱۴۸-۱۲۰۹ قمری ) هم چندین سکه طلا و نقره و مس ضرب خوی موجود است.در دوره قاجاریه (۱۱۹۳-۱۳۴۳ قمری)نیز ،خوی جزو ۱۳شهر بزرگ دارای ضرابخانه در ایران بشمار میرفت که انواع سکه های ضرب شاهان قاجار در خوی ثبت شده است. تاینکه به دستور ناصرالدین شاه قاجار کلیه ضرابخانه ها در شهرستانها تعطیل و فقط در تهران ضرب سکه آنهم بصورت ماشینی فعال شد.

ترقی خوی از روزی آغاز می شود که دولت سلجوقی بنیاد می‌گیرد، و به دنبال آن تیره‌ای از آنان به نام سلجوقیان روم به آسیای صغیر تسلط می‌یابند. از آن به بعد خوی بر سر شاهراه شرق و غرب قرار می‌گیرد، و ثروت و آبادی می‌یابد و یکی از مراکز مهم فرهنگی می‌شود و شاعران و دانشمندان نامداری از آن برمی‌خیزند». 

روانشاد مهدی آقاسی با استناد به قصیده‌ای از خاقانی شیروانی، خوی را در این دوره دارای ضراب‌خانه دانسته و چنین نوشته است:

«دوران حکومت و سلطنت سلطان محمد [سلجوقی] و جانشینانش برای خوی دورة رفاه و امنیت و آرامش بود. زیرا قبل از سلجوقیان، ارامنه مزاحمت کلی برای مردم این شهر فراهم می‌آوردند. ... در نتیجة این آرامش، خوی از لحاظ اقتصاد و علم و صنعت ترقی و پیشرفت زیادی کرد و از این جهت در آذربایجان یکی از شهرهای آباد و کم‌نظیر گردید و نیز خوی یکی از شهرهای مهم تجارتی و به داشتن سکه‌های زر و سیم کامل عیار معروف شد». 

«خاقانی‌ در قصیدة معروف (الصبوح الصبوح) دو قاضی را که هر دو به رکن‌الدین ملقب بودند و یکی در ری و آن دیگری در خوی مقام داشته مدح می‌کند و قاضی رکن‌الدین ساکن ری را از لحاظ خلوص و پاکی و کامل عیار بودن به نقد خوی تشبیه می‌نماید

نام خوی زین چو زرّ ری تازه

                   کار ری زان چونقد خوی به‌عیار» 

 

در دورة سلطنت طولانی سلطان سنجر (۵۱۱ ـ۵۵۲ ﻫ) کشور آرامش یافت. سنجر خوی را خاصة خود یعنی خالصه کرد و همچنین شهرهای ری و ساوه را. «بی‌مناسبت نیست که خاقانی هم ضمن قصیدة خود در مدح رکن خویی قاضی خوی  و رکن رازی عالم ری، این دو شهر را در کنار هم ستوده و آن دو را قبلة زایران و نقد خوی را معیار مسکوکات معتبر شمرده است». 

بدین ترتیب معلوم می‌شود، این شهر از قرن ششم هجری دارای ضراب‌خانه بوده، گرچه نمونه‌هایی از سکه‌های ضرب خوی از آن دوره تا به امروز به دست ما نرسیده است.

بنابراین باید گفت تاریخچة ضرب سکه در خوی از عهد سلجوقیان عراق و اتابکان آذربایجان آغاز می‌شود.  منابع و مآخذ سکه‌شناسی و مسکوکات (تا حدی که در دسترس بوده) از دارالضرب یا ضراب‌خانة خوی از دوره ایلخانیان، جلایریان ، تیموریان ، قراقوینلوها، صفویه، ‌افشاریه، زندیه و قاجاریه سخن گفته و به معرفی سکه‌های چندی از ضرب خوی مبادرت نموده‌اند. مضافاً طوری که می‌دانیم از دورة صفویه به بعد برخی از شهرهای مهم کشور دارای لقب و عنوانی شده‌اند؛ مانند خوی (دارالصفا) ، تبریز (دارالسلطنه)، اردبیل (دارالارشاد) و ارومی یا ارومیه (دارالنشاط) که این القاب بعضاً بر روی سکه‌های مضروب این شهرها نقش بسته است.

 

شرح اجمالی نمونه‌هایی از سکه‌های ضرب خوی

الف) ایلخانیان (۶۵۴ ـ۷۴۴ ﻫ)

از دورة ابوسعید بهادر ایلخانی (۷۱۶ـ۷۳۶ ﻫ) یک عدد سکة نقره به وزن ۸۵/۲ گرم و قطر ۱۹ میلی‌متر به تاریخ ۷۳۳ ﻫ ضرب خوی در موزة آذربایجان وجود دارد. 

روی سکه وسط: السطان العالم و العادل. بهادرخان خلد ملکه. ضرب خوی

روی سکه اطراف: ضرب فی سنه ثلاث و ثلاثین و الخانیه ۷۳۳

پشت سکه وسط: لا اله الا الله محمد رسول اله صلی اله علیه

پشت سکه اطراف: ابوبکر ـ عمر ـ عثمان ـ علی

 

ب) جلایریان (۷۳۶ـ۸۱۴ ﻫ)

از دورة جلایریان در منابع مورد دسترس، مشخصات سکة ضرب خوی دیده نشد. ولی مؤلف تاریخ خوی به نقل از کتاب ضراب‌خانه‌های اسلامی زامباور به چند سکه از سلطان اویس جلایر (۷۵۷ـ۷۷۶ ﻫ) که در خوی ضرب شده‌اند اشاره نموده است. 

یکی از محققین معاصر هم ضراب‌خانة خوی را جزو ضراب‌خانه‌های دهگانه‌ای (بغداد، واسط، تبریز، اردبیل، کاشان، شیراز، نخجوان، اصفهان، شیروان و خوی) ذکر کرده که سکه‌های سلطان اویس در آن ضرب می‌شد. 

 

پ) قراقوینلوها (۷۸۲ـ۸۷۴ ﻫ)

۱. قرایوسف (۷۹۰ـ۸۲۴ ﻫ). خوی در دورة حکومت قرایوسف دارای اهمیت و اعتبار زیادی بود، چون بیرم بیگ یا بایرام بیگ  حاکم خوی از امرا و نزدیکان وی به‌شمار می‌رفت و در جنگهای متعدد او را همراهی کرده بود. از قرایوسف یک سکة نقره، به وزن ۸۵/۳ گرم و به قطر ۲۴ میلی‌متر ضرب خوی موجود می‌باشد.  

روی سکه: متن سلطان العظم بوداق بهادرخان خلد ملکه. 

پشت سکه متن: خوی حاشیه لا اله الا الله محمد رسول اله.

۲. اسکندر قراقوینلو (۸۲۴ ـ۸۴۱ ﻫ). از اسکندر جانشین قرایوسف یک قطعه سکة نقره ضرب خوی در موزة آذربایجان (تبریز) دیده می‌شود.

سکة نقره: وزن ۶/۴ گرم. قطر ۲۵ میلی‌متر. 

روی سکه متن: خوی السلطان الاعظم ابوالمظفر اسکندر بهادر نویان خلد ملکه.

پشت سکه متن: لا اله الا الله الملک لله محمد رسول اله الحمدالله

حاشیه: ابوبکر ـ عمر ـ عثمان ـ علی

 

ت) صفویان

از سکه‌های خوی در دوره صفویه متأسفانه در مآخذ و فهرست مسکوکات، نمونه‌ای به جز یک مورد به دست نیامد. اگر هم در موزه‌ها و یا مجموعه‌های شخصی وجود داشته باشد نگارنده بی‌اطلاع است.

ولی به نظر می‌رسد به سبب جنگهای مکرر سلاطین صفوی با عثمانیها که شهرهای عمدة مرزی مانند خوی، سلماس و ارومیه و حتی ساوجبلاق (مهاباد فعلی) بارها مورد حمله، غارت و تاراج دشمن قرار گرفت  و شهرها ویران و تخریب شدند و به روایت اسکندر بیک ترکمان «اکثر رعایای خوی و سلماس و اورمی جلای اختیار نمود» ، محتملاً ضراب‌خانة خوی در این مجادلات و محاربات اغلب به حالت رکود و یا تعطیلی در آمده است. گرچه یکی از پژوهشگران، ضراب‌خانة خوی را جزو فهرست ضراب‌خانه‌های عهد صفوی ذکر ننموده است ، ولی یک عدد فلوس مسی به وزن ۱/۱۷ گرم ضرب خوی متعلق به این دوره ثبت شده است.  مؤلف کتاب دارالضربهای ایران در دورة اسلامی نیز خوی را جزو ضراب‌خانه‌های دورة صفوی ذکر کرده است. 

 

ج) افشاریه (۱۱۴۸ـ۱۲۱۰ ﻫ)

ضراب‌خانةخوی را جزو شهرهایی که محل ضرب سکه‌های نقرة دورة نادری است، نوشته‌اند. 

۱. نادرشاه افشار. از این سلطان یک عدد سکة نقره ضرب خوی در دست می‌باشد. 

چ) زندیه (۱۱۶۳ـ۱۲۰۹ ﻫ)

۱. کریم‌خان زند (۱۱۶۳ـ۱۱۹۳ ﻫ)

شهر خوی را جزو ۱۶ شهری نام برده‌اند که سکه‌های طلای کریم خان زند در آن ضرب می‌شد  و این مسئله اهمیت و اعتبار ضراب‌خانة خوی را می‌رساند.

از کریم‌خان سکه‌های متعدد طلا و نقره و مس ضرب خوی در دست است.

ـ سکة طلا.

روی سکه متن: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله.

پشت سکه متن: یا کریم ضرب خوی ۱۱۸۹ ﻫ  

ـ سکة طلا

وزن ۷۵/۲ گرم. قطر ۸/۱ سانتی‌متر.

روی سکه متن: یا کریم داخل دایره ضرب خوی ۱۱۹۲ حاشیه دوایر خط و زنجیره

پشت سکه متن: 

شد آفتاب و ماه زر و سیم در جهان            از سکه امام بحق صاحب‌الزمان 

ـ سکة طلا. 

روی سکه متن: یا کریم ضرب خوی ۱۱۹۲ 

پشت سکه متن: 

شد آفتاب و ماه زر و سیم در جهان           از سکه امام بحق صاحب‌الزمان 

ـ سکة نقره. وزن ۲/۴ گرم. قطر ۵/۲ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: یا کریم ضرب خوی ۱۱۸۹ یا ۱۱۹۰ حاشیه دوایر خط و زنجیره

پشت سکه متن: 

شد آفتاب و ماه و زر و سیم در جهان             از سکه امام بحق صاحب الزمان.

گل و برگ بدون اسلیمی

حاشیه: دوایر خط و زنجیره

ـ سکة مسی. وزن ۸ گرم. قطر ۱/۲ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: تصویر طاووس با دم چتر زده و تزئینات بدنه. حاشیه دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: فلوس ضرب خوی ۱۱۷۹ یا ۱۱۹۰ حاشیه دایره خط و زنجیره.

ـ سکة مسی. وزن ۲/۵ گرم. قطر ۱/۲ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: تصویر بلبل. حاشیه، دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: ضرب خوی. حاشیه، دوایر خط و زنجیره.

ـ فلوس مربوط به سال ۱۱۸۹ پشت سکه فلوس ضرب خوی 

ـ سکة مسی. وزن ۱۲ گرم. قطر ۱/۳ سانتی‌متر.

روی سکه متن: تصویر شیر و خورشید و مهر کوچک بر بدنه شیر. حاشیه دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: فلوس ضرب خوی ۱۱۹۰ ﻫ  حاشیه دوایر خط و زنجیره.

این نخستین سکة ضرب خوی است که بر روی آن تصویر شیر و خورشید دیده می‌شود. نقش شیر و خورشید از دورة صفویان به بعد در ضراب‌خانة شهرهای مختلف راه یافته است. قبل از صفویــان در عهـد حکومت غیاث‌الدین کیخسرو ثانی (۶۳۴ ـ۶۴۴ ﻫ) از سلاطین سلجوقیان روم (آناطولی) نقش شیر و خورشید بر روی سکه‌های این امیر آغاز شده  و در سکه‌های اخلاف وی نیز متداول شد. این علامت شیر و خورشید را ایرانیان قدیم بر روی مسکوکات خود به کار برده‌اند که بعدها فراموش گردیده، ولی مجدداً به وسیلة سلاجقة روم احیا شده است. 

۲. صادق خان زند (۱۱۹۳ـ۱۱۹۶ ﻫ). از دورة حکمرانی صادق خان زند یک سکة نقره ضرب خوی در موزة بریتانیا موجود است.

ـ سکة نقره.

روی سکه متن:

شد آفتاب و ماه و زر و سیم در جهان            از سکه امام بحق صاحب‌الزمان

پشت سکه متن: ضرب خوی ۱۱۹۵ 

خوی جزو معدود شهرهایی بود که سکه‌های طلا و نقرة صادق‌خان در آن ضرب می‌شده است. 

 

ح) قاجاریه (۱۱۹۳ـ۱۳۴۳ ﻫ . ق)

ضراب‌خانة خوی را جزو شهرهایی نوشته‌اند که سکه‌های زرین و سیمین شاهان قاجار در آن ضرب می‌شده است.  اشاره به این نکته ضروریست که تمام ضراب‌خانه‌های سطح کشور در این دوره و قبل از آن نیز اجازة ضرب همه نوع سکه را نداشتند. به ویژه ضرب سکه‌های طلا که از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار بوده است، فقط در دارالضربهای برخی از شهرها که ارزش و اعتبار سیاسی، اقتصادی و نظامی بیشتری داشتند انجام می‌گرفت. برای نمونه سکه‌های طلای آقامحمدخان قاجار در ۱۳ شهر مانند اصفهان، ایروان، تبریز، خوی و ... ضرب می‌گردید. 

 

۱. آقا محمدخان قاجار (۱۱۹۳ـ۱۲۱۱ ﻫ . ق)

ـ سکة طلا وزن ۵/۴ گرم قطر ۸/۱ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: یا محمد ضرب خوی تزئینات: ترنج خط و زنجیره.

پشت سکه متن: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله. تزئینات: گل و برگهای اسلیمی.

ـ سکة نقره. وزن ۵/۱۲ گرم و قطر ۲۵ میلی‌متر.

روی سکه متن:

شد آفتاب و ماه و زر و سیم در جهان             از سکه امام بحق صاحب الزّمان.

پشت سکه در وسط: یا محمد ضرب خوی ۱۲۰۷ 

ـ سکة نقره.

روی سکه متن: یا محمد ضرب خوی ۱۲۱۰ 

پشت سکه  متن: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله.

ـ سکة مس. وزن ۷۵/۱۶ گرم، قطر ۱/۲ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: تصویر خورشید داخل ستاره شش پر. حاشیه دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: ضرب خوی ??۱۲ (ناخوانا)

 

۲. فتحعلیشاه قاجار (۱۲۱۱ـ۱۲۵۰ ﻫ . ق)

از دورة سلطنت فتحعلیشاه سکه‌های متعدد طلا، نقره و مس ضرب خوی در موزه‌های داخل و خارج کشور ثبت و ضبط شده است.

ـ سکة طلا. وزن ۶/۴ گرم، قطر ۳/۲ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: السلطان بن السلطان فتحعلیشاه قاجار. تزئینات: گلهای پنج پر و برگ اسلیمی. حاشیه دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: ضرب خوی سنه ۱۲۳۵ حاشیه دوایر خط و زنجیره.

ـ سکة طلا. وزن ۵/۴ گرم . قطر ۲/۲ سانتی‌متر.  

روی سکه متن: السلطان بن السلطان فتحعلیشاه قاجار.

پشت سکه متن: ضرب خوی سنه ۱۲۳۶

ـ سکة نقره. وزن ۱/۱۰ گرم، قطر ۵/۲ سانتی‌متر.  

روی سکه متن: السلطان فتحعلیشاه قاجار.

پشت سکه متن: العزه الله ضرب خوی سنه ؟؟ . تزئینات: اسلیمی گلدار

ـ سکة طلا.

روی سکه متن: السلطان بن السلطان فتحعلیشاه قاجار.

پشت سکه متن: ضرب خوی سنه ۱۲۳۲ 

ـ سکة طلا.

روی سکه متن: السلطان بن السلطان فتحعلیشاه قاجار.

پشت سکه متن: ضرب خوی سنه ۱۲۳۴ 

ـ سکة نقره.

روی سکه متن: السلطان بن السلطان فتحعلیشاه قاجار.

پشت سکه متن: ضرب خوی سنه ۱۲۲۶ 

ـ سکة مس. فلوس ضرب خوی سنه ۱۲۴۱ 

 

۳. محمدشاه (۱۲۵۰ـ۱۲۶۴ ﻫ . ق)

از دورة سلطنت محمدشاه سکه‌های متعدد ضرب خوب به دست نیامده است و تعداد آن بسیار محدود می‌باشد.

ـ سکة مس. وزن ۵/۱۳ گرم، قطر ۶/۲ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: تصویر شیر و برگ اسلیمی. حاشیه دایره و زنجیره

پشت سکه متن: فلوس ضرب خوی

 

۴. ناصرالدین شاه (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳ ﻫ . ق)

ضراب‌خانة خوی را جزو آن دسته از دارالضربهای شهرها نوشته‌اند که سکه‌های طلا و نقرة همین سلطان در آن ضرب می‌شده است.  هر چند نمونه‌های چندی از آن به دست ما نرسیده است.

ـ سکة نقره. وزن ۴/۲ گرم و قطر ۱۶ میلی‌متر. 

روی سکه متن: السلطان بن السلطان ناصرالدین شاه قاجار. 

پشت سکه متن: ضرب دارالصفای خوی سنه ۱۲۶۶ 

ـ سکة نقره. وزن ۴/۲ گرم و قطر ۱۶ میلی‌متر. 

روی سکه متن: السلطان بن السلطان ناصرالدین شاه . تزئینات: اسلیمی گلدار. حاشیه: دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: ضرب دارالصفای خوی سنه ۱۲۷۱ . حاشیه: دوایر خط و زنجیره و اسلیمی.

ـ سکة مس. وزن ۱۵ گرم، قطر ۳/۲ـ۷/۱ سانتی‌متر. 

روی سکه متن: تصویر خورشید با انوار مثلثی شکل. حاشیه: دوایر خط و زنجیره.

پشت سکه متن: فلوس ضرب خوی ?۱۲۷ (ناخوانا). حاشیه: دوایر خط و زنجیره.

متأسفانه از محل ضراب‌خانة خوی و نحوة اداره‌کرد آن در دورة قاجاریه اخبار و اطلاعاتی به دست نیامد. سیاحان و جهانگردانی هم که از خوی دیدن کرده‌اند، در این مورد هیچگونه اطلاعاتی ثبت و ضبط ننموده‌اند.

با توجه به اینکه در دوره های مختلف تاریخی ضرابخانه ها در شهرهای مهم اقتصادی و اجتماعی آن دورانها مستقر میشدند ، جا دارد با توجه به این مسئله نگاه تازه ای به نقش و جایگاه خوی در طول تاریخ ایران داشته باشیم. "خوی سئون " به مسئولین امر به ویژه شهرداری خوی پیشنهاد می نماید با سفارش ساخت تندیسهای بزرگ از سکه های مختلف ضرب خوی و نصب آن دریکی از میادین خوی،و نصب تابلو توضیحاتی در کنار آنها، با اقدامی جالب ، ضمن یادآوری مجد و عظمت تاریخی خوی برای بینندگان و گردشگران، جلوه بصری زیبا و بی همتایی در نمای شهری خوی ایجاد نمایند که قطعاْ بنام شهرمان ثبت و دارای ارزش گردشگری نیز خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

اين سكه (مسي) ايراني  نادر،به نقل نشریه شماره ۵ سکه شاهان اسلامی نوشته سید جمال نژاد طباطبایی ، متعلق به دوره صفوی است.  14.8 گرم وزن دارد، پهناي مسطح آن، 29 ميليمتر است، و در خوي (بدون تاريخ) ضرب شده است. در رو، طاووسي، رو به چپ، دارد. در پشت، ضرب: فلوس خوي.

 



PERSIA, ZAND DYNASTY. Karim Khan. 1166-1193 AH. Gold 1/4 Ashrafi. Rare.



PERSIA. Qajar Dynasty. Fath Ali Shah. 1212-1250 AH. Gold Toman. Khoy mint. 1240 AH. Rare.

 

 

 

سکه ی ضرب خوی

سکه ی ضرب خوی

سکه ی ضرب خوی