فراموش نکنیم....
متن زیر با موضوعی در این خصوص و عینا" بدون تغییر و با تشکر از نویسنده و نیز هفته نامه ارزشمند اورین خوی درج میشود:
یک نوشته با دو عنوان:
* سندی از یکصد سالگی شهرداری خوی
** گلایه ای از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر خوی
نوشته اورین مقدم
۱- سندی از یکصد سالگی شهرداری خوی

وقوع انقلاب مشروطه سرفصل جدیدی در تاریخ کشورمان گشود. تازه های دنیای متمدن آنروزی به تدریج در سراسر کشور پا گرفتند و سازمانها و نهادهای ملی ـ مردمی برای ایجاد و افزایش مشارکت عمومی در امر ادارۀ مملکت به وجود آمدند. یکی از این ارگانها، انجمن های ایالتی و ولایتی بود. بر اساس متممی که به پایمردی آذربایجانیان به قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسان اضافه گردید می بایست در هر یک از ایالات چهارگانه آذربایجان، فارس، کرمان و خراسان انجمنی به نام انجمن ایالتی برپا گردد و نیز در هر یک از شهرها انجمن های ولایتی تشکیل شود.
بر این اساس در خوی نیز انتخاباتی صورت گرفت و اشخاص ذیل به عنوان اعضای انجمن ولایتی انتخاب شدند : 1ـ حاجی علی اصغر پارسا 2ـ حاجی ابراهیم خلیل 3ـ حاجی محمدجعفر 4ـ شیخ عبدالحسین اعلمی 5ـ شیخ محمدحسین 6ـ لطفعلی خان سرتیپ ریاحی 7ـ آقا میرعیسی سعیدی
بعد از این امر و مطابق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی، انجمن بلدی نیز جهت اداره شهرها و انتخاب شهردار تشکیل شد. عدۀ اعضای انجمن بلدیه می بایست در شهرهای کوچک 16، در شهرهای متوسط 20 و در شهرهای بزرگ 30 نفر باشد که از محلات مختلف شهر برگزیده می شدند.
در تورقی که در صفحات روزنامۀ انجمن، ارگان انجمن ایالتی آذربایجان داشتم، به خبری برخوردم که حکایت از تشکیل انجمن بلدیه در خوی داشت. در شمارۀ نهم سال دوم این روزنامه به تاریخ 2 ربیع الاول 1326 چنین می خوانیم :
«از حسن کفایت و کاردانی جناب جلالتماب اجل سالار ارفع [حاکم خوی] و اهتمامات وافیه وکلای انجمن ولایتی داخله شهر خوی در کمال نظم و امنیت، خاصه عمل خبازخانه ها را که این اوقات واگذار به وکلای اصناف نموده اند از حیث نان رفاه و آسایش تامه برای اهالی حاصل و از آنجایی که نمایندگان محترم ملی با کارگذاران حکومتی اتفاق مادی و معنوی را نموده، درصدد تکمیل روابط انتظام و طی مراحل قانونی هستند و الحق نسبت به سایر ولایات جزو آذربایجان در طریق ترقی و سعادت سیر سریعانه می کنند، لذا در تأسیس انجمن بلدیه آنجا که از وسایل تأمین ملک و آسایش ملت است بذل مراقبت نموده، موافق قانون نظام نامه، وکلای محلات را روز جمعه 3 شهر صفر المظفر [ 14 یا 15 اسفند 1286 ] انتخاب کرده اند و اسامی وکلا موافق صورت ذیل است که از خوی به اداره فرستاده اند و ما نیز محض اطلاع عامه درج می شود :
( حاجی حسن آقا تاجر عبدالعلی زاده، حاجی حسین آقا بزاز ابوطالب زاده، جناب امجدالملک، حاجی احمد آقا صراف، آقا میرابوالحسن، حاجی زین العابدین، مشهدی جلیل بزاز، مشهدی محمدحسین صراف، مشهدی محمد بقال، حاجی اسماعیل دلال، حاجی محمود قراعینی، حاجی میرزا عباس بزاز، آقا میرزا عبداله بزاز، علی اکبرخان سرهنگ، حاجی خلیل آقا تاجر، آقا میرزا محمد، ملا آقا جان، کربلای حسن، آخوند ملا عباس)
بدینگونه معلوم می شود که سابقۀ تشکیل نهاد شهرداری در شهر خوی به یکصد سال قبل بر می گردد، این در حالی است که قانون تشکیل انجمنهای بلدی در شهری مثل تهران در آن تاریخ به اجرا در نیامد و شهرداری تهران بعد از سال 1300 شمسی به تدریج شکل گرفت. با این تفاصیل می توان ادعا کرد که خوی بعد از شهر اولین ها تبریز عزیز، دومین شهری است که دارای تشکیلات شهرداری و بلدیه گشته است. امید است روزی با به دست آمدن منابع کافی نوشته مفصلی دربارۀ این موضوع نوشته شود.
* * *
۲- گلایه ای از شورای نامگذاری محلات وخیابانهای شهر خوی
هفته گذشته در سفری که به تهران به جهت تحقیق دربارۀ مطبوعات خوی داشتم، توفیقی نصیب شد تا به حضور نویسنده شهیر و نام آشنای شهرمان جناب علی اصغرخان سعیدی برسم.
آقای سعیدی از نویسندگان و مترجمان بنام کشورمان هستند و در محافل علمی ـ ادبی نام ایشان و آثار گرانبهایشان معروف عام و خاص است. از سوی دیگر خدمات فرهنگی ایشان برای شهر آباء و اجدادیشان خوی امری است آشکار.
چندین سال تدریس در مدارس خوی و انتشار مجلۀ گرانسنگ «ترانه» با یاری دوستانی چون آقایان سیروس آموزگار و محمدباقر فریور و مشارکت افرادی چون خانم دکتر ژاله آموزگار و دکتر مرتضی شمس و ... و نیز مقالات تحقیقی در باب تاریخ و فرهنگ خوی من جمله «خوی و اروپائیان» مندرج در کتاب «یکی قطره باران» و «آشنایی با عباسعلی خان میرپنج و خاندان دنبلی» در کتاب «گزارشهای تلگرافی آخرین سالهای عصر ناصرالدین شاه» از جمله خدمات ایشان نسبت به زادگاهشان است. مضافاً اینکه ایشان در اغلب آثارشان گوشۀ چشمی نیز به خوی دارند و به مناسبتی ذکری و یادی از آن به میان می آورند.
خاندان سعیدی لااقل در تاریخ معاصر شهرمان خصوصاً در روزهای پرحادثۀ انقلاب مشروطه از جمله تأثیرگذارترین خانواده ها بوده اند و دینی بر مردم شهر ما دارند. به ویژه خدمات مرحوم میرعیسی سعیدی به عنوان یکی از اعضای اولین انجمن ولایتی خوی در تاریخ این شهر ثبت است.
مرحوم مهدی آقاسی در مورد ایشان در صفحۀ 530 تاریخ خوی می نویسد : «مرحوم آقا میرعیسی سعیدی ... در قیام مشروطیت یکی از پیشروان آزادی خواهی در خوی گردید و دسته مجاهدان خوی را که جهانگیر میرزا و عبدالحسین خان محتشم السلطان و آقاخان آقاسی و حاجی حسین خان ریاحی و غلامحسین خان ریاحی و میرمصطفی سعیدی و عمر ناجی ناطق معروف از آن جمله بودند در خوی تشکیل داد و از اعضای انجمن ولایتی گردید و در جنگهای سکمن آباد و فیرورق [(پئره)] که علیه سپاه استبداد بر پا شده بود دست اندر کار بود. در استبداد صغیر با عده ای از مجاهدان از آن جمله سراج الحکما و میرزا آقا بالا و عمر ناجی و مشهدی عباس دستگیر و سپس آزاد گردید و به خوی بازگشت. پس از استیلای روس ها به استامبول رفت و در جنگ بین الملل به ایران برگشت و با سپاهیان روس به جنگ پرداخت و در پایان جنگ دوباره به استامبول رفت و در سال 1337 [قمری] به خوی بازگشت و در سوم شعبان 1338 حاکم خوی ایلخانی دستور داد تا او را با عدۀ دیگری از مجاهدان دستگیر و زندانی کردند و بعد به ماکو تبعید شد و سی و سه روز در قراعینی به حال تبعید بسر برد و بعد دوباره به خوی آمد و بقیه عمر را در این شهر اقامت گزید و در این مدت از اعضای کمیسیون جنگ بود. مرحوم آقا میرعیسی در مدت اقامت در خوی از پیشقدمان کارهای خیر و عام المنفعه بود. وفات او در سال 1306 [شمسی] اتفاق افتاد.»
در ضمن ایشان در سالهای 1299 و 1300 شمسی نمایندگی روزنامه پرآوازۀ ملانصرالدین را در خوی بر عهده داشتند و با تلاشهای ایشان، خوی بعد از تبریز و تهران بیشترین تعداد مشترک روزنامه را دارا بود.
از افراد دیگر این خاندان مرحوم میرزا موسی سعیدی (جد استاد علی اصغرخان سعیدی) را نیز می توان نام برد که از جمله آزادیخواهان شهر در دورۀ مشروطه بودند و به نوعی جان خود را نیز در این راه از دست دادند.
اما آنچه که در این مختصر می خواهم بدان اشاره کنم نقل گلایه ای است که استاد و همسر فرهیخته شان خانم سعیدی از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر داشتند.
همانطور که قدیمی های شهر نیز به یاد دارند محله ای که امروزه به نام «سعدیه» شناخته می شود، در اصل باغی بوده است متعلق به خاندان سعیدی که در سالهای نه چندان دور، این خانواده ضمن تفکیک آنرا فروخته و در نتیجه در محل آن محلۀ فعلی به وجود آمده است. حتی به تصریح جناب سعیدی، زمینی نیز برای احداث مسجد بطور رایگان به مردم محله اهدا شده است. اما با کمال تاسف در حالیکه نام آن محله در آغاز «سعیدیه» بوده است (همچون نام بسیاری از محلات و کویهای شهر که با نام باغ موجود در آن مکان شناخته می شوند) ولی بعدها عمداً یا سهواً به «سعدیه» تغییر یافته است. هر چند که احترام شاعر شیرین سخن شیرازی در جای خود محفوظ است، اما به نظر می رسد زنده نگه داشتن نام افراد و خاندانی که روزگاری برای این آب و خاک زحمت کشیده اند امری است واجب. لذا بسیار بجا خواهد بود که به پاس احترام و پاسداشت آزادیخواهان دورۀ مشروطه ـ آن فدائیان طالب پیشرفت و آبادانی جامعه ـ نام محلۀ مزبور به شکل قبلی خود در تابلوهای راهنمای محله ذکر شود، باشد که با مشاهدۀ آن فرزندانمان به یاد داشته باشند چه پدران با فراست و فداکاری داشته اند و برای ساختن آینده ای روشن برای آنها چه زحماتی متحمل شده اند!
* تاریخ نگارش : 19/4/86
** این نوشته در شماره 260 هفته نامه اورین خوی (23/4/86) به چاپ رسیده است.
دارالصفای خوی...شهر هزار خورشید... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها وکبیری ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...