به چه قيمتي پورياي ولي را ازدست مي دهيم؟؟
به چه قيمتي پورياي ولي را ازدست مي دهيم؟
نقدی بر برخی ادعاها
در خصوص مقابله با احداث آرامگاه پورياي ولي در خوي

جناب آقاي مظفر عباس زاده
مديركل محترم ميراث فرهنگي گردشگري و صنايع دستي آذربايجان غربي
با سلام و احترام
يقیناً مستحضريد كه با تقويت هويت ملي مبتني بر اسلام و ايران و آگاهي كافي در باره تاريخ ، فرهنگ، تمدن و هنر ايراني - اسلامي، استقلال فرهنگي و مصونيت جامعه از نفوذ فرهنگ اجانب با تقويت و اهميت دادن به مفاخر فرهنگي كشور ميسر خواهد شد ، در عصري كه رجعت به داشته ها و ميراث فرهنگي به عنوان گرانمايه ترين سرمايه هاي ملي ، مورد توجه جهانيان قرار گرفته و چه بسا شاهديم كه حتي برخي دولتها چشم طمع به مفاخر و داشته هاي فرهنگي ساير ملل دوخته اند و تلاشي بي فرجام در جهت مصادره و تصاحب مفاخر بزرگ ايراني دارند ، حفظ اين داشته هاي فرهنگي تاريخي ارزشمند بيش از هر زمان ديگري مهم مي نمايد.آنچه در این میان نگرانی اصحاب فرهنگ و تاریخ این مرزو بوم را فراهم کرده، احتمال غفلت تاریخی در این مرحله حساس نسبت به زادگاه و آرامگاه واقعی پهلوان پوریای ولی و از دست رفتن فرصت تاریخی است که میتواند به دفاع از یک داشته فرهنگی تاریخی کشورمان که در غفلت سالهای اخیر کشورمان توسط دولت شوروی سابق و ازبکستان کنونی مورد سرقت ادبی بی سر و صدا قرار گرفته و به غلط مزار فرزندش پهلوان محمود قتالی را به نام پوریای ولی جا زده و بر مزارش آرامگاه بسیار باشکوه و مجللی ساخته و گرچه در منابع و در آثار اورا پهلوان محمود مینامند ولی اکنون همانجا را به جهانیان به عنوان آرامگاه پوریای ولی معرفی میکنند بيانجامد.
طبیعی است که غفلت و بی توجهی سالهای سال مسئولین امر به آرامگاه غریب افتاده و متروکه شده فعلی این پهلوان نامدار و اسطوره ای ایران زمین در شهرستان خوی به کمک سارقان ادبی و فرهنگی و تاریخی کشورمان آمده و زمینه را برای این معرفی غیر واقعی در سطح جهان فراهم آورده است. هرچند که شهرداری و شورای شهر خوی اقداماتی را برای بازسازی این آرامگاه مهجور آغاز نموده است.
متاسفانه تنها و بی دفاع ماندن شهر خوی در این مبارزه فرهنگی بخصوص با بی مهری تعجب برانگیز و جای سوال جدی ازسوی مسئولین میراث فرهنگی استان که بعضاْ معلوم نیست چه تصوری نسبت به موضوع دارند که به تایید و دفاع و تبلیغ از این داشته تاریخی استانمان نپرداخته اند وبعضاْ در صف مخالفین موضوع نیز دیده شده اند موجب شده که راه برای اثبات حقانیت این مزار مظلوم واقع شده سخت تر شود. در این میان بوده اند بسیاری از نویسندگان ومحققین ارزشمند کشورمان و افراد و نهاد های فرهنگی ارزشمند و قابل تقدیری چون برخی مسئولین استان وکشور ،نویسندگان و گردانندگان نشریه امانت استان آذربایجان غربی، روزنامه خراسان ! سایت غیر ایرانی دانشنامه جهانی ویکی پدیا! و بسیاری سایتهای فعال فرهنگی و تاریخی و ورزشی کشورمان و برخی نشریات وکتب منتشره دیگر و اخيراً گردانندگان محترم برنامه ورزش از نگاه دو شبكه دو سيماي جمهوري اسلامي ايران ،که به صراحت به دفاع از موضوع صحت زادگاه و بارگاه پوریای ولی در خوی پرداخته و از مسئولین تقاضای توجه و بازسازی آن را داشته اند. اهميت خود را جلوه گر مي سازد.
ضرورت دارد در این برهه تاریخی و حساس همه فرهنگ دوستان و علاقمندان به تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم کمر همت ببندند و به جهانیان نشان دهند که هیچ دولت و مردمی نمی توانند داشته های فرهنگی این آب و خاک را از ما به سرقت ببرند.
هرچند زندگي پورياي ولي در هاله اي از ابهام است، اما اسناد و مدارك معتبر تاريخي محل تولد و وفاتش را در شهرستان خوي كه از شهرهاي آذربايجان غربي است ميدانند. نویسندگان درباره زادگاه او نیز اختلاف کردهاند. برخی او را از مردم اورگنج (از شهرهای خوارزم)، برخی از مردم گنجه و برخی دیگر، بر اساس طوماری قدیمی به جا مانده از دوره صفوی، او را از مردم خوی،سلماس دانستهاند. در خصوص آرامگاهش هم اسناد مختلفي وجود دارد. به روایتی مقبرهٔ او در شهر خوی، استان آذربایجان غربی میباشد. آرامگاهی هم در ما بین صومعه سرا و فومن به ايشان منتسب است .آرامگاه دیگری نیز منسوب به وی در شهر خیوه ازبکستان وجود دارد و البته این مقبره خود یک مجموعهٔ فرهنگی - تاریخی است و برای بزرگداشت نام پهلوان محمود ساخته شدهاست. چنانکه در آن نواحی رسم بر این است که پس از مراسم ازدواج برای تبرک به زیارت آرامگاه او میروند.
طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالی فرزند پهلوان پوریای ولی بوده و با عنوان محمود قتالی بن پوریای ولی از وی نام برده شده است. برخی از منابع متاخر کلمه«ابن» که به معنی«فرزند» است، حذف نموده و منابع معاصر نیز هر دو شخصیت را یکی فرض نموده و پهلوان محمود قتالی را مشهور به پوریای ولی ذکر کردهاند. این اشتباه در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی هم تکرار شدهاست. اما باید توجه داشت که پهلوان محمود قتالی هر چند که عارف و پهلوان نامداری بوده و آثاری هم با یادگار گذاشته، ولی هرگز در شهرت و نام آوری بهای پدرش پهلوان پوریای ولی نمیرسید.
پس میتوان گفت آرامگاه پهلوان محمود قتالی فرزند پوریای ولی است که در شهر خیوه در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورنگ مرکز خوارزم ازبکستان میباشد.
شهرت پوریای ولی تنها به دلیل پهلوانیهایش نیست بلکه مردم منطقه خوي او را به داشتن ویژگیهای نیکوی اخلاقیِ معلم، مرشد، صوفی و مرد خدا میشناسند. آرامگاه مشهور شده بنام او از اماكن مورد توجه مردم خوي و اطراف است كه برای زیارت و نذر و نیاز به آنجا میروند و مردم شهر خوی آن را به لهجه خود «پیر ولی»می نامند. در مورد اینکه پهلوان پوریای ولی در خوی زندگی کرده و در همین شهر و در گورستان مشهور به«پیرولی» دفن شدهاست به ۵ سند مهم تاریخی اشاره میشود:
۱-در یک طومار قدیمی که در عهد صفویه و حدود ۴۰۰ سال قبل بر روی پوست آهو نوشته شده، صراحتاً آمدهاست که پهلوان پوریای ولی از شهرستان خوی بود. متن کامل و تصویر این طومار در کتاب «ورزش باستانی ایران» نوشته دکتر پرویز ور جاوند آمدهاست.
۲-در کتاب «مرآت الشرق» (که اخیراً از سوی کتابخانه آیتالله مرعشی منتشر شده و شامل شرح حال ۶۸۴ تن از دانشمندان شیعه در قرنهای ۱۳و۱۴ هجری قمری میباشد) زندگینامه پهلوان پوریای ولی و وجود مزارش در گورستان «پیرولی» خوی ذکر شده است.
در این کتاب به سنگ قبر پوریای ولی هم اشاره شده و عین سنگ نوشته، قید شدهاست. در این سنگ قبر اسامی ۷ تن از اجداد پوریای ولی ذکر شده بود. که بر اساس آن نام پدر پوریای ولی، محمود بود و پسر وی نیز محمود نام داشتهاست. البته این رسم در بین مردم خوی و منطقه وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد که افرادی برای زنده نگه داشتن نام پدرشان فرزند خود را به نام پدرشان نام گذاری میکنند.
بر اساس آن سنگ قبر، پوریای ولی سال ۸۲۰ هجری قمری، دار فانی را وداع گفتهاست.
صدراسلام محمّد امین امامی خویی در مورد مرقد ایشان در کتاب "مرآة الشرق" مینویسد:»قبر امیر ولی (پوریای ولی)، مشهور به پیر ولی،... فردی مرتاض، عابد و پسندیده سیرت، بااخلاق خوب، بزرگ مقام بود. در زندگی وی بعضی کرامات به او نسبت میدهند. شهرها و آبادیهای دور و بعید را قصد نموده، در شهر خوی مدفون است. بعد از دفن بر روی قبرش قبّه و بنائی ساخته و خانقاهی درست کردند. مردم بر مزارش برای قضای حاجات به خصوص شبهای جمعه جمع میشوند. مقبرة آن بعد از گذشت زمان تخریب شده، لکن آثارش باقیمانده و اهالی آن را زیارت میکنند."
۳-سند دیگر در این مورد داستانی است که در مورد پوریای ولی در بین مردم خوی از گذشتههای دور در باره قبر پوریای ولی سینه به سینه نقل شدهاست و ما نمیتوانیم از داستانهای که مردم بصورت سینه به سینه نقل میکنند. ، به سادگی بگذریم.ومستحضريد كه سازمان يونسكو نيز در كل جهان با ديد احترام به اين افواه تاريخي ملتها مينگرد و شايد بي ربط نباشد كه به شهر مزارشريف افغانستان و ساخته شدن مزاري باشكوه منتسب به حضرت علي(ع) !!! در اين شهر و تاييده سازمان يونسكو براين باور مردمي اشاره نمايم.
به هر حال این داستان که در کتابهای تاریخی هم نقل شده، علت اسطوره شدن پوریای ولی را نشان میدهد. این داستان در بین مردم خوی چنین معروف است که:
جوانی از فقرای شهر خوی که از نعمت پدر محروم بود. عاشق دختر حاکم این شهر میشود. او که تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بیمار و بستری میگردد. مداواهای پزشکان در علاج بیمار کارگر نمیافتد چرا که بیماری عشق درمان جسمی ندارد.
بالاخره پسر زبان میگشاید واز عشقش به دختر حاکم میگوید. مادر و نزدیکانش وی را نکوهش میکنند. اما پسر بر عشق خویش پافشاری میکند و مادر به ناچار به خواستگاری دختر حاکم میرود. خبر به گوش دختر حاکم میرسد و وی ازدواج خود با آن پسر یتیم را مشروط به پیروزی وی بر پهلوان نامدار خوی، پوریای ولی میکند. از آنجا که عشق منطق دیگری دارد. پسر جوان با وجود اینکه میداند، توان غلبه بر پوریای ولی را ندارد، برای مبارزه و کشتی گرفتن اعلام آمادگی میکند. تاریخ مبارزه روز جمعه تعیین میشود.
در شب پنج شنبه در یکی از مساجد شهرخوی، مادر آن جوان حلوای نذری پخش میکند که از قضا پوریای ولی هم آنجا حضور داشت. پهلوان از مادر میپرسد: سبب نذرت چیست؟ و او جواب میدهد: پسرم برای ازدواج با دختر حاکم باید با پوریای ولی کشتی بگیرد و من این حلوا نذر کردهام تا پسرم پیروز گردد.
پوریا دچار تردید میشود. تردید در مورد حفظ موقعیت خود به عنوان پهلوان شهر یا اجابت نذر یک مادر و حرکت در جهت رساندن یک جوان به آرزوی خود. او در این تردید تصمیمی شجاعانه میگیرد که باعث اسطوره شدن پوریای ولی میگردد. روز موعود فرا میرسد. پوریا و جوان عاشق در میدان کشتی حاضر میشوند. جمعیت انبوهی به تماشا ایستادهاند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدنی، پهلوان نامدار شهرشان پیروز گردد. اما نتیجه چیز دیگری است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق میکند.
خود پهلوان پوریای ولی در این مورد میگوید: وقتی پشتم به خاک رسید و آن جوان بر سینهام نشست. ناگهان حجاب از دیدگانم به کنار رفت و آن معرفتی را که سالها در جستجویش بودم، در مقابل دیدگانم یافتم.
مردم، جوان پیروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاکم حرکت کردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زیر دست و پای مردم نظاره گر شادی آن جوان و گریههای شوق مادرش بود. دیگر هیچکس پوریا را به چشم پهلوان نمینگریست.
سالها بدین منوال سپری شد و مردم زمانی متوجه قضیه شدند که پهلوان پوریا نقاب خاک بر سر کشیده یود. از آن زمان پوریا به پهلوان افسانهای و اسطورهای تبدیل شد.
ده فرمان مشهور جوانمردی که از پوریا به یادگار مانده، جزو اصول ورزش باستانی کشور است و این ده فرمان سالها سرلوحه پهلوانان خوی بوده و هنوز هم سینه به سینه نقل میگردد.و همين افواه مردمي است كه ساليان سال است كه بر باور قطعي خود اين مزار را منتسب به پورياي ولي دانسته و بدان احترام گذاشته اند.
۴-امیر کمال الدّین حسین گازرگاهی در "مجالس العشّاق /۹۶«داستان پهلوان محمود پوریا را شروع کرده:»تکیه دار دارالصّفای اولی الأیدی والابصار(قسمتی از آیة ۴۵ سورة ص)«. در بررسی عناوین و القاب شهرهای ایران، به شهری غیر از خوی بر نمیخوریم که لقب»»دارالصّفا«" داشته باشد.
۵-مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» از صفحة ۲۶ الی ۶۱ کتابش را به زندگی پهلوان پوریا اختصاص دادهاست. وی به نقل طوماری به عرض ۱۷ سانتی متر و طول سه متر و نیم پرداخته، که از قرائن پیداست، انشاء کنندة آن از قصّهخوانان چند سده پیش، به احتمال قوی عصر صفویّه میباشد. مرحوم بیضائی این طومار را پس از تجسّس و تحقیقات فراوان از آقای زرکشان به دست آوردهاست. در این کتاب ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه سواری، اشاره دارد، که در میدان «خوی سرماس» اتفاق میافتد. چند سطر پائینتر مینویسد: از طرف قبله ده دلیر پیدا شدند همه کلاههای اشریکی(نام محلّی) بر سر و نمدهای پا زهری در بر و زیر تنبانها (لباس کشتی) بر کتف در برابر پهلوان ایستادند و پاهای خود را جفت کردند و سلام دادند. پهلوان پرسید که کیستید و از کجا آئید و به چه کار آمدهاید، در جواب گفتند که از جانب فارس آمدهایم در خدمت شیخ روزبهان بودیم و ما به اشارت شیخ وارد اینجانب شدهایم و شیخ ما را گفت شما را به خدمت پهلوان محمود پوریای ولی باید رفت و ما دوازده سال بود که در خدمت شیخ بودیم و شیخ ما را گفت شما به خوی سرماس(خوی سلماس) میباید رفت و لباسی که در نظر است ما را پوشانید الحال به خدمت تو آمدهایم که تا حیات باشد، باشد در خدمت تو باشیم. پهلوانانی که از جانب حاجی بکتاش از غرب آمده بودند، پهلوانانی که از جانب صبا (به جای مشرق به کار رفته) از مشهد مقدّس آمده بودند و... در خوی سرماس پیش پهلوان پوریا جمع میشوند.
6.طبق نوشتة مدرس تبريزي در ريحانه الادب.
7طبق نوشته هاي ذهبيون خوي (البته نام پوريا جزو اقطاب ذهبيّه در كوثر نامه ذكر نشده است)
البته رواياتي هم مبني بر وجود آرامگاهي در شهر خيوه در كشور ازبكستان وجود دارد . اما در بسياري از منابع آن آرامگاه را متعلق به فرزند پورياي ولي يعني پهلوان محمود قتالي ميدانند. حال اگر از قضاي روزگار ما ايرانيان به داشته هاي فرهنگي خويش بي اعتنا بوده ايم وگنبد و بارگاه باشكوهي براي ايشان نساخته ايم ولي دولت وقت شوروي ضمن سرقت ادبي و فرهنگي و تاريخي زيركانه اي ، براي آرامگاه پهلوان محمود قتالي (فرزند پورياي و لي)، آرامگاهي باشكوه ساخته و نام آن را هم به غلط آرامگاه پورياي ولي معرفي كرده!!! و بعد از فروپاشي شوروي نيز، كشور تازه تاسيس ازبكستان، راضي از چنين اقدامي، اين مجموعه را با همان عنوان آرامگاه پورياي ولي، به جهانيان معرفي نموده است، بايد بي انصافي در مقابل داشته هاي تاريخي را به حدي برسانيم كه در صدد انكار اين حقيقت تاريخي مظلوم واقع شده برآييم؟
هرچند كه برخي، به غلط گويند كه ، عوام را عقلشان در چشمشان است! و چون مي بينند در ازبكستان آرامگاه مجللي برپاست و در خوي آرامگاه باستاني اين پهلوان اكنون به ويرانه تبديل گشته! گرايش به اين باور كه" نكند همان آرامگاه منصوب به وي در ازبكستان صحيح تر است!! كم كم در اذهان نقش مي بندد! اما آيا واقعاً هر كشوري كه حتي به غلط آرامگاه مجللتري براي پورياي ولي بسازد و تبليغ كند بايد مدعي واقعي موضوع باشد يا اينكه بايد ديد تاريخ و اسناد تاريخي چه ميگويند؟ البته مسئولين امر بخصوص مسئولين ميراث فرهنگي استان وظيفه اي سنگين تر دارند.
يقيناً هيچ دليلي نميتواند وظيفه سنگين معرفي داشته هاي فرهنگي ايران را كم رنگ كند.حال در اين ميان وظيفه ما و شما چيست؟ چوب حراج بر داشته هايمان و بقولي حراج مجاني تاريخمان بزنيم؟؟!
مطمئنم شما نيز با بنده و بسياري محققين هم عقيده ايد كه محل تولد و وفات پورياي ولي در داخل ايران عزيز و در خطه آذربايجان غربي و در شهر خوي است.
تنها خواسته كساني كه دلشان به ياد اين مرز و بوم و داشته هاي فرهنگي و تاريخي آن مي تپد اين است كه پاسدار تاريخ ما باشيد و در اظهاراتتان كمي سنجيده تر عمل كنيد و با تعصب ايراني خويش و مطالعاتي بر چندين سند تاريخي به صراحت بر محل تولد و وفات اين پهلوان نامي ايران زمين و اتفاقاتي كه بر وي در شهر خوي افتاده تاكيد كنيد تا نگذاريم بيگانگان كه درصدد تصرف داشته هاي فرهنگي ما به هر حيله اي هستند موفق گردند.
البته در اين ميان بنده، برخي منابع و افراد مطلع و نويسندگان و محققيني را به حضرتعالي معرفي ميكنم تا با استفاده از تحقيقات ايشان در دفاع از اين واقعيت تاريخي سربلند بيرون آييد.
مجدداً سپاس و تشكر قلبي مرا بخاطر اين بزرگواري كه به نامه حقير هم توجه نموديد پذيرا باشيد.
"علیرضا حاتمی زاده"
دانش آموخته دکترای مدیریت سیستمهای اقتصادی و اجتماعی
و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ آذربایجان

خبر تکمیلی:

مصاحبه مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری
بعداز منتشر شدن خبری از ایشان در سایت شبکه خبری ایران
وجود مقبره پوریای ولی در خوی
افتخار ملی و بین المللی برای کشور است
مظفر عباس زاده در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا منطقه آذربایجان غربی اظهار کرد:وجود مقبره پوریای ولی درخوی بعنوان نماد جوانمردی وفتوت دارای اهمیت بسیاری در زمینه های فرهنگی ،گردشگری و ورزشی برای استا ن و کشور است.وی ضمن تشکر از زحمات وپیگیری های حسینی صدر نماینده مردم خوی در احیای ومعرفی بارگا ه پوریای ولی تصریح کرد:میراث فرهنگی استان آماده هرگونه همکاری وکمک برای ساخت واحیای بارگاه پوریای ولی در خوی است.
عباس زاده افرادی که در زمینه های فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری تلاش می کنند را بازوان سازمان میراث فرهنگی عنوان کرد وگفت:با برنامه ها وپروژه هایی که بصورت ملی وبین المللی انجام خواهیم داد زمینه های معرفی هرچه بهتر وبیشتر مفاخر ،مکان های تاریخی ومناطق گردشگری استان آذربایجان غربی را فراهم می کنیم.
به گزارش ایسنا مزار پوریای ولی در شهر خوی واقع است وهمه ساله علاقه مندان این پهلوان نامی از داخل و خارج کشور به زیارتش می آیند.
همچنین در سایت میراث فرهنگی استان نیز ایشان مطلبی را تحت این عنوان درج نمودند:
در باب آرامگاه پوریای ولی
بی تردید نام و آوازه پهلوان نامی ایران پوریای ولی برهیچ ایرانی که دل در گرو فرهنگ و داشته های فرهنگی و پهلوانی این کشور داشته باشد نامی آشناست. فرزندان این سرزمین نام و منش پهلوانی و جوانمردی را پس از صاحب ذوالفقار حضرت علی (ع) از نام آورانی چون پوریای ولی و جهان پهلوان تختی می جویند و بی تردید ، تشکیک برهیبت پهلوانی و جوانمردی آن نام آوران، دهن کجی بر فرهنگی است که همه ما به صیانت و حفاظت از آن موظف و به آن افتخار میکنیم .
بر همین اساس مزار پوریای ولی پهلوان نام آور ایرانی در پهنه فرهنگی ایران بزرگ در چند نقطه متفاوت روایت گشته و اسناد و مدارک تاریخی بر چند نقطه گواهی میدهند که بی تردید تکریم گوشه گوشه از خاک قهرمان پرور این سرزمین متبرک به نام و مدفن پوریای ولی بزرگ داشت نام پهلوانی، مردانگی و غیرت ایران و ایرانیان است.برای ما در استان آذربایجان غربی بی تردید مایه بسی خوشنودی و خوشوقتی است که در برخی اقوال شهر تاریخی و گران سنگ خوی مدفن این نام آور ورزش و جوانمردی است. شهری که در طول تاریخ زادگاه بزرگان بیشماری درهمه حوزه های فضیلت و خرد این سرزمین است.
در این بین بی تردید این اداره کل در تکریم و احیاء مزار این پهلوان نامی آنگونه که در اقوال تاریخی و مستندات موجود به آن اذعان دارد هم دوش با تمامی علقه داران به فرهنگ و داشته های فرهنگی این سرزمین از هیچ کوششی فرو گذار نکرده و خود را به زدودن گوشه ای از قربت آنچه باید پیشتر از این در بزرگ داشت این پهلوان نامی ایران به وقوع می پیوست، ملزم میداند .
آرامگاه پوریای ولی در خوی
ثبت ملی می شود
ارومیه - خبرگزاری ایرنا -
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی گفت: تلاش می کنیم آرامگاه پوریای ولی در شهر خوی به ثبت ملی برسد.
مظفر عباس زاده روز چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا افزود: میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی تمام تلاش خود را معطوف به جمع آوری اسناد و مدارک موجود دال بر قطعی شدن تعلق این آرامگاه به پوریای ولی کرده است تا بتواند این مکان مهم را به ثبت ملی در راستای حفاظت و صیانت بیشتر از آن بنماید.
وی اظهار کرد: هم اکنون چندین کتاب، اثر مستند و حتی یک دست نوشته معتبر نیز در این مورد در دست است که اشاره به این موضوع دارد که آرامگاه پوریای ولی در خوی قرار دارد.
وی ادامه داد: نوشته ها و آثار دیگری نیز وجود دارد که آرامگاه پوریای ولی در نقاط دیگر قرار گرفته ولی اسناد مربوط به شهر خوی دارای قوت و قدرت استناد بیشتر است.
وی گفت: نمی دانیم که در دوره مدیریت های قبلی و به چه دلیلی نسبت به این موضوع بی توجهی شده است ولی بسیار متاسفیم که این مکان امروز از وضعیت مناسبی برخوردار نیست.
عباس زاده اضافه کرد: میراث فرهنگی استان تا این اثر ثبت نشود و مراحل قانونی خود را طی نکند نمی تواند در عرصه صیانت و مرمت وارد عمل شود.
وی گفت: پهلوانان نامی کشور در این دستگاه دارای حرمت و جایگاه ویژه ای هستند و در صورت رفع موانع قانونی تمام سعی مان را در راستای حفظ شان و منزلت این پهلوان نامدار ایران زمین به کار می گیریم.
عباس زاده ادامه داد: این اثر در صورت ثبت به عنوان یک ظرفیت مهم گردشگری مطرح می شود که نیازمند همکاری تمام مسئولان شهر خوی و استان در این راستا هستیم.
فرماندار خوی، شورای شهر و نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی در این زمینه تلاش هایی را آغاز کرده اند که امیدواریم با تعامل همدیگر این موضوع به بهترین نحو ممکن حل شود.
پوریای ولی، لقب پهلوان ˈمحمود خوارزمیˈ متخلص به قتالی، پهلوان، عارف و شاعر قرن هفتم و هشتم است که در ورزش باستانی و زورخانه ای ایران از جایگاه مهمی برخوردار است.
تاریخ ولادت و شرح حال او روشن نیست، برخی او را اهل اورگنج از شهرهای خوارزم یا از مردم گنجه و یا بر اساس طوماری قدیمی متعلق به دوره صفوی از اهالی سلماس و خوی ذکر کرده اند.
گفته شده است که پوریای ولی در جوانی کشتی می گرفت و به کار پوستین دوزی و کلاه دوزی اشتغال داشت و در همان ایام به شهرهای مختلف آسیای میانه، ایران و هندوستان سفر کرد و در همه آن شهرها به پهلوانی نامبردار شد.
پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران اسوه جوانمردی و از خودگذشتگی است و در زورخانه ها هنگام انجام دادن کارهای دشوار، مانند سنگ گرفتن، نام او را بر زبان می آورند و در ابتدای هر کشتی نیز اشعاری خوانده می شود که منسوب به اوست همچنین بوسیدن خاک گود کشتی اشاره ای به قدم بوسی پوریای ولی است.
مزار پوریای ولی پهلوان نام آور ایرانی در خیابان مدرس (محله پوریای ولی منطقه زنبورداران)خوی واقع است و هر هفته بخصوص روزهای پنجشنبه عده ای از پیر و جوان و علاقه مندان به ورزش و پهلوانی بر مزار او حاضر شده و با نثار فاتحه یاد و خاطره این پهلوان تاریخی را گرامی می دارند.

دارالصفای خوی...شهر هزار خورشید... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها وکبیری ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...