تبليغاتX
خوی سون (khoy Sevan) - شمس به خوی برگشت کی نوبت پوریای ولی است؟
ما به توسعه عمران و آبادانی نگین ایران زمین(خوی)مي انديشيم..محتاج همراهی و همتتان هستیم

بحمدالله و به همت مردان مرد خویی کنگره عظیم شمس تیریزی در خوی برگزار شده است....جا دارد به تک تک این همشهریان زحمت کش و غیور تبریک و خسته نباشید بگوییم...

اما آنچه که  هر همشهری فهیم و آزاداندیش را رنج میدهد، غربت دیرین مردی است که گرچه  در اذهان و قلب مردم علی الخصوص ورزشکاران و جوانمردان با احترام حفظ میشود لیکن مزار شریفش مورد بی مهری برخی افراد نا آگاه یا حتی بعضا غرض ورز قرار گرفته است.

آری سخن از پوریای ولی است... مردی که در جای جای ایران اسلامی برای همه نامی آشناست اما اینکه کی زندگی کرده کجا بوده و الان مزارش کجاست شاید کمتر کسی جوابش را می داند...اما مردم آذربایجان و مخصوصا خویی ها خوب میدانند که این اسوه جوانمردی و مردانگی در خاک گهر پرور خوی آرمیده است...اما افسوس که با تمام اسناد تاریخی معتبر و حتی افواه مردم هنوز عده ای میخواهند با برهان خلف به قضیه نگاه کنند...یعنی اصل بر نیودن و غلط بودن این اسناد میگذارند و متاسفانه اخیرا" حتی شنیدیم که موضوع آزمایش (دی ان ای) را بر بقایای جسد یک مسلمان وارسته راه تشخیص صحت اسناد و گفتار دیرینه مردم میدانند..افسوس که در جهان چه مکانها و مزار هایی که تعمدا" وبدون( منبع حتی نقلی )، تکریم شده و چه بارگاهها و مکانهای توریستی به مردم جهان معرفی شده تا به جذب جهانگرد به کشورشان کمک کنند ...یادمان نرفته که مسئولان امور فرهنگي و جهانگردي تركيه مدتها  قبر شمس الدين بن يحيي بن محمد شاه از داماد هاي خاندان مولوي را  به عمد، وبراي استفاده تبليغاتي به عنوان مقبره شمس تبريزي عنوان کردندواین موضوعی است که مورد تاييد « عبد الباقي گلپينارلي» مولوي شناس نامي تركيه بوده كه سنگ قبر ياد شده را به فرد فوق الذكر كه در 692 قمري فوت كرده منتسب كرده است كه هيچ ربطي به شمس تبريزي كه به سال645 از قونيه ناپديد شد ندارد و حتی در یک اثر تاریخی هم به وجود مزار شمس در قونیه اشاره نشده بود بلکه ان مزار یاد شده فقط چندسال پیش با تغییر تابلو سردر به عنوان مزار شمس به توریستهای تشنه زیارت مزار شمس معرفی شد  و همان موقع هم با وجود تمام مدارک مستند تاریخی برخی افراد دلسوز!!! با تایید مزار شمس در خوی مخالف بودند تا عنایت خاص مسئولین کشوری به استنادات موجود و علی الخصوص توجه روسای جمهور اخیر موجب اعاده حق شمس تبریزی گردید...و حال همان تیپ افراد ... در مقابل( اسناد تاریخی) و یقین مردمی که قرنها سینه به سینه محل دفن این پیر فرزانه را به فرزندانشان نشان داده و در وسع اندک خود مکانی برایش تدارک دیده اند،  مقاومت بخرج می دهند تا مبادا ...!!!؟؟

به هر حال اینک فرصت مغتنم است تا دین خود را به این هم شهری اعصار گذشته مان ادا کنیم و ضمن اینکه همه باهم تلاش کنیم تا این حقیقت مسلم آشکار شود،این بار دعا کنیم پوریای ولی نیز از این غربت دیرین بدر آید... انشا الله....

 در ادامه ، مطلب زیر را که از وبلاگ دوست و هنرمند عزیز شهرمان جناب آقای  خسرو کرمانشاهی با نام از خوی تا خورشیدنقل شده ایت خدمتتان تقدیم مینمایم.  

"ابتدا باید یادآور شوم كه در مقطعي از تاريخ دو پهلوان و عارف زندگي مي كردند كه در برخي از منابع تاريخی اين دو نفر را به اشتباه یك نفر ذكر كرده اند.

1-پهلوان پوريايي ولي يا خواجه پري يار

2-پهلوان محمود خوارزمي قتالي كه مزارش در خوارزم است.

طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالي فرزند پهلوان پورياي ولي بوده و با عنوان محمود قتالي بن پورياي ولي از وي نام برده شده متاسفانه در برخي از منابع متاخر كلمه«ابن» كه به معني«فرزند» است، حذف شده و منابع معاصر نيز هر دو شخصيت را يكي فرض نموده و پهلوان محمود قتالي را مشهور به پورياي ولي ذكر كرده اند.

اين اشتباه در دايره المعارف بزرگ اسلامي هم تكرار شده است.

اما بايد توجه داشت كه پهلوان محمود قتالي هر چند كه عارف و پهلوان نامداري بوده و آثاري هم از خود به  يادگار گذاشته، ولي هرگز در شهرت و نام آوري به پاي پدرش پهلوان پورياي ولي نمي رسيد.

در مورد اينكه پهلوان پورياي ولي در خوي زندگي كرده و در همين شهر و در گورستان مشهور به« پيرولي » دفن شده است به 2 سند مهم تاريخي اشاره مي كنم:

1-در يك طومار قديمي كه در عهد صفويه و حدود 400 سال قبل بر روي پوست آهو نوشته شده، صراحتا آمده است كه پهلوان پورياي ولي از شهرستان خوي بود. متن كامل و تصوير اين طومار در كتاب « ورزش باستاني ايران» نوشته دكتر پرويز ور جاوند آمده است.

2-در كتاب «مرآت الشرق» (كه اخیرا از سوی کتابخانه آیت الله مرعشی منتشر شده و شامل شرح حال ۶۸۴ تن از دانشمندان  شيعه در قرن هاي 13و14 هجري قمري می باشد)  زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي ذکر شده  است.

 در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است . در  این سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. که بر اساس آن نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته است. البته اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد که  افرادی براي زنده نگه داشتن نام پدرشان فرزند خود را به نام پدرشان نام گذاری می کنند.

بر اساس آن سنگ قبر، پورياي ولي سال ۸۲۰ هجري قمري، دار فانی را وداع گفته است.

 

3- سند ديگر در این مورد داستاني است که در مورد پورياي ولي در بین مردم خوي از گذشته هاي دور در باره قبر پوریای ولی سینه به سینه نقل شده است و ما نمي توانيم از داستان هاي كه مردم بصورت سينه به سينه نقل مي كنند.، به سادگي بگذريم. همچنان كه قبل از اينكه تحقيقات مورخين در مورد مزارشمس تبريزي منتشر شود مردم خوي با نقل داستانها به مزار شمس در خوي اشاره مي كردند.

به هر حال اين داستان كه در كتابهاي تاريخي هم نقل شده، علت اسطوره شدن پورياي ولي را نشان مي دهد. این داستان در بین مردم خوی چنین معروف است که:

جواني از فقراي شهر خوي كه از نعمت پدر محروم بود. عاشق دختر حاكم اين شهر مي شود. او كه تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بيمار و بستري مي گردد. مداواهاي پزشكان در علاج بيمار كارگر نمي افتد چرا كه بيماري عشق درمان جسمي ندارد.

بالاخره پسر زبان مي گشايد واز عشقش به دختر حاكم مي گويد. مادر و نزديكانش وي را نكوهش مي كنند. اما پسر بر عشق خويش پافشاری مي كند و مادر به ناچار به خواستگاري دختر حاكم مي رود. خبر به گوش دختر حاكم مي رسد و وي ازدواج خود با آن پسر يتيم را مشروط به پيروزي وی بر پهلوان نامدار خوي،پورياي ولي مي كند. از آنجا كه عشق منطق ديگري دارد. پسر جوان با وجود اينكه مي داند، توان غلبه بر پورياي ولي را ندارد، براي مبارزه و كشتي گرفتن اعلام آمادگي مي كند. تاريخ مبارزه  روز جمعه تعيين مي شود.

در شب پنج شنبه در يكي از مساجد شهر، مادر آن جوان حلواي نذري پخش مي كند که از قضا پورياي ولي هم آنجا حضور  داشت. پهلوان از مادر مي پرسد: سبب نذرت چيست؟ و او جواب مي دهد: پسرم براي ازدواج با دختر حاكم بايد با پورياي ولي كشتي بگيرد و من این حلوا نذر كرده ام تا پسرم پيروز گردد.

پوريا دچار ترديد مي شود. ترديد در مورد حفظ موقعيت خود به عنوان پهلوان شهر يا اجابت  نذر يك مادر و حركت در جهت رساندن يك جوان به آرزوي خود. او در اين ترديد تصميمي شجاعانه مي گيرد که باعث اسطوره شدن پورياي ولي مي گردد. روز موعود فرا مي رسد. پوريا و جوان عاشق در ميدان كشتي حاضر مي شوند. جمعيت انبوهي به تماشا ايستاده اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدني ، پهلوان نامدار شهرشان پيروز گردد. اما نتيجه چيز ديگري است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق مي كند.

خود پهلوان پورياي ولي در اين مورد مي گويد: وقتي پشتم به خاك رسيد و آن جوان بر سينه ام نشست. ناگهان حجاب از ديدگانم به كنار رفت و  آن معرفتي را كه سالها در جستجويش بودم، در مقابل ديدگانم يافتم.

مردم، جوان پيروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاكم حركت كردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زير دست و پاي مردم نظاره گر شادي آن جوان و گريه هاي شوق مادرش بود. ديگر هيچكس پوريا را به چشم پهلوان نمي نگريست.

سالها بدين منوال سپري شد و مردم زماني متوجه قضيه شدند كه پهلوان پوريا نقاب خاك بر سر كشيده يود. از آن زمان پوريا به پهلوان افسانه اي و اسطوره اي تبديل شد.

ده فرمان مشهور جوانمردي كه از پوريا به يادگار مانده، جزو اصول ورزش باستاني كشور است و اين ده فرمان سالها سرلوحه پهلوانان خوي بوده و هنوز هم سينه به سينه نقل مي گردد."

 

 تصویر مزار پوریای ولی در خوی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 21:16  توسط خوی سون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دارالصفای خوی... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...
شهری که در تورات از آن یاد شده ... شهری که هخامنشها از آن به عظمت یاد کرده اند... شهری که درلحظه لحظه های افتخارو غرور این سرزمین نامی درخشان دارد ...دیار عاشقان خدا...دارالمومنین...و شهری که جای جایش مهد علم و ادب و عرفان است... واکنون در انتظار برآورده شدن خواست دیرین و بحق مردمش ، نیازمند توجه و همت والای شما فرزندان غیور و متعهد خویش است....دست یاری به هم دهیم و در آبادانیش بکوشیم...افتخار ما تمدن بی همتا و ۶۰۰۰ ساله خوی واميد ما باز گرداندن شکوه وعظمت مجدد وبرحق خوی در سايه ايرانی قوی ومقتدراست
.اوجالسین خوی آدی... آبادلانسین ...حاققینا یئتیرسین خویوموز

نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اردیبهشت 1385
پیوندها
فرمانداري ويژه خوي
عليرضا حاتمي زاده
هفته نامه خوي
ازخوي تا خورشيد(خسرو كرمانشاهي)
هفته نامه اورين خوي
شهرداري خوي
محمدصفاجو
شوراي فرهنگ عمومي خوي
پايگاه اطلاع رساني اورين
دارالصفاي خوي
دكترحميد سفيدگر شهانقي
گروه شمس
فكرنو
نسل آريايي
دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی
وارلیق
هستی
دلشدگان شمس(محبوبی)
(آسمون آبی و گلهای آفتابگردان )بهزاد رزاقی
آرامگاه شمس تبریزی در خوی
آنا یوردوم خوی
خوی - آذربایجان(اورین مقدم)
ماهنامه اندیشه فرهنگی
بارانی ها- حامد کاظم زاده خویی
وبلاگ شخصی نماینده خوی دکتر صدر
مجالی نمانده است(آشنا)
گون آیدین
دفتر عشق- علی صدرایی خویی
آذربایجان ماهنی لاری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM