تبليغاتX
خوی سون (khoy Sevan)
ما به توسعه عمران و آبادانی نگین ایران زمین(خوی)مي انديشيم..محتاج همراهی و همتتان هستیم

 

کنگره شمس در دیار شمس

*****************************************


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:40  توسط خوی سون | 

خوی گرک اوستان اولا، آباد اولا

 

ائرمنی دعواسین گوروب گئدنلر

اوچ گئجه گوندوزی دوام ائدنلر

هاردا قالوبدی قالالار، بدنلر

دادلی اولار خویلولارین دووزلاری

آدلانیب دیر نجابتده قئزلاری

"شمسه" یاتاق محلله نین توپراقی

پیرولی دیر "پوریانین"  اوتراقی

فایتونچی لار اوینادیللار ماتراقی

دادلی اولار خویلولارین دوزلاری

تیتره ده جاق دیشله ریوی بووزلاری

اورینه باخ اولدوزلاردان باج آلئر

چیلله خانا اودلا باشا تاج سالئر

دونیا بویی مطللیب دن آد قالئر

غیرتلی دیر خویلولارین قیزلاری

دادلی اولار دووزلاری هم بووزلاری

خویدی شهید بسله ین اوغلان دوغان

اولکه میزده اصلان اولوب آت قووان

تولکولری مرزه یئتنده بوغان

غیرتلی دیر اوغلانلاری، قئزلاری

سفره لره زینت اولار دوزلاری

مین لن آرتیق مسجد تیکیب خویلولار

دشمن لرین بئلین بوکوب خویلولار

عاشیق لیقه یاخشی قرار قویدولار

سرین اولار خویلولارین بوزلاری

آمما یوخدو اللرینین دووزلاری

کتلر اولوب شه هر، شه هر لر اوستان

باغلار تمام گوللی چیچک گولستان

آمما حئییف خوی قالوبدی دبستان

اریسده خویلولارین بوزلاری

یئرده قالوب خویلولارین دوزلاری

گلین بیزده خویی ماراخلاندیراق

زولف لرین یاخشی داراخلاندیراق

اولکه میزده بیزده چیراغ یاندیراق

خویلولارین پنیر، چورک دووزلاری

یاندیراجاق والله ایمانسیزلاری

خوی گرک اوستان اولا آباد اولا

              درد و غم و غصه دن آزاد اولا

بعله دئیین خویلی دا دلشاد اولا

خویلولارین دوزلاری وار دوزلاری

شهامتلی اوغلانلاری قئزلاری

 

 

برداشت از وبلاگ "ازخوی تا خورشید" متعلق به استاد ارجمند آقای خسرو کرمانشاهی  
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 20:32  توسط خوی سون | 
امروز شعری از دیوان نسیمی برام بسیار جالب اومد... گرچه قبلا" هم خونده بودمش اما نمی دونم چرا اینبار عجیب پر معناتر برام جلوه نمود .تصمیم گرفتم اونو برا شما هم بنویسم تا لذت یک شعر ترکی عرفانی رو باهم بچشیم...

 

منده سيغار ايکي جهان، من بو جهانه سيغمازام،

گؤهري لامکان منم، کؤن و مکانه سيغمازام. 

  عرشله فرش و کاف و نون منده بولوندو جمله چون، 

  کس سؤزونووو ابصم اول، شرح و بيانه سيغمازام.  

  کؤن و مکاندير آيتيم، ذاتي دورور بدايتيم، 

  سن بو نيشانلا بيل مني، بيل کي، نيشانه سيغمازام. 

  کيمسه گمان و ظن ايله اولمادي حق ايله بيليش، 

  حقي بيلن بيلير کي من، ظن و گمانه سيغمازام. 

  صورته باخ و معنی ني صورت ايچينده تاني کيم، 

  جسم ايله جان منم، ولي جسم ايله جانه سيغمازام. 

  هم صدفم، هم اينجييم، حشرو صراط ادينجييم، 

  بونجا قوماش و رخت ايله من بو دکانه سيغمازام. 

  گنجي-نهان منم من اوش، عئيني-عيان منم، من اوش، 

  گؤوهري-کان منم من اوش، بحروو کانه سيغمازام. 

  گرچي محيطي-اعظمم، آديم آدمدير، آدمم، 

  دار ايله کونفکان منم، من بو مکانه سيغمازام. 

  جان ايله هم جهان منم، دهريله هم زامان منم، 

  گؤر بو لطيفئيي کي من، دهرو زمانه سيغمازام. 

  انجم ايله فلک منم، وحي ايله هم ملک منم، 

  چک ديليني و ابصم اول من بو ليسانه سيغمازام. 

  ذره منم، گونش منم، چار ايله پنج و شش منم، 

  صورتي گؤر بيان ايله، چونکي بيانه سيغمازام. 

  ذات ايليم صفات ايله، قدر ايليم برات ايله، 

  گول شکرم نبات ايله، بسته دهانه سيغمازام. 

  نار منم، شجر منم، عرشه چيخان هجر منم، 

  گؤر بو اودون زبانه سين، من بو زبانه سيغمازام. 

  شمس منم، قمر منم، شهد منم، شکر منم، 

  روحي-روان باغيشلارام، روحي-روانه سيغمازام. 

  گرچي بو گون نسيمييم، هاشيمييم، قريشييم، 

  بوندان اولودور آيتيم، آيت و شانه سيغمازام.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:48  توسط خوی سون | 

 در تبریز برای یکصدسالگی شهرداری شهر مراسم و کنگره باشکوهی برگزار شد...جای دوری نرویم شهرداری ما نیز چنین جایگاهی دارد اما چقدر به این موضوع توجه کرده ایم؟

 متن زیر با موضوعی در این خصوص و عینا" بدون تغییر و با تشکر از نویسنده و نیز هفته نامه ارزشمند اورین خوی درج میشود:

                      یک نوشته با دو عنوان:

* سندی از یکصد سالگی شهرداری خوی

   ** گلایه ای از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر خوی

                                    نوشته  اورین مقدم 

 

 

 

 

 

  

وقوع انقلاب مشروطه سرفصل جدیدی در تاریخ کشورمان گشود. تازه های دنیای متمدن آنروزی به تدریج در سراسر کشور پا گرفتند و سازمانها و نهادهای ملی ـ مردمی برای ایجاد و افزایش مشارکت عمومی در امر ادارۀ مملکت به وجود آمدند. یکی از این ارگانها، انجمن های ایالتی و ولایتی بود. بر اساس متممی که به پایمردی آذربایجانیان به قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسان اضافه گردید می بایست در هر یک از ایالات چهارگانه آذربایجان، فارس، کرمان و خراسان انجمنی به نام انجمن ایالتی برپا گردد و نیز در هر یک از شهرها انجمن های ولایتی تشکیل شود.

بر این اساس در خوی نیز انتخاباتی صورت گرفت و اشخاص ذیل به عنوان اعضای انجمن ولایتی انتخاب شدند : 1ـ حاجی علی اصغر پارسا 2ـ حاجی ابراهیم خلیل 3ـ حاجی محمدجعفر 4ـ شیخ عبدالحسین اعلمی 5ـ شیخ محمدحسین 6ـ لطفعلی خان سرتیپ ریاحی 7ـ آقا میرعیسی سعیدی

بعد از این امر و مطابق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی، انجمن بلدی نیز جهت اداره شهرها و انتخاب شهردار تشکیل شد. عدۀ اعضای انجمن بلدیه می بایست در شهرهای کوچک 16، در شهرهای متوسط 20 و در شهرهای بزرگ 30 نفر باشد که از محلات مختلف شهر برگزیده می شدند.

در تورقی که در صفحات روزنامۀ انجمن، ارگان انجمن ایالتی آذربایجان داشتم، به خبری برخوردم که حکایت از تشکیل انجمن بلدیه در خوی داشت. در شمارۀ نهم سال دوم این روزنامه به تاریخ 2 ربیع الاول 1326 چنین می خوانیم :

«از حسن کفایت و کاردانی جناب جلالتماب اجل سالار ارفع [حاکم خوی] و اهتمامات وافیه وکلای انجمن ولایتی داخله شهر خوی در کمال نظم و امنیت، خاصه عمل خبازخانه ها را که این اوقات واگذار به وکلای اصناف نموده اند از حیث نان رفاه و آسایش تامه برای اهالی حاصل و از آنجایی که نمایندگان محترم ملی با کارگذاران حکومتی اتفاق مادی و معنوی را نموده، درصدد تکمیل روابط انتظام و طی مراحل قانونی هستند و الحق نسبت به سایر ولایات جزو آذربایجان در طریق ترقی و سعادت سیر سریعانه می کنند، لذا در تأسیس انجمن بلدیه آنجا که از وسایل تأمین ملک و آسایش ملت است بذل مراقبت نموده، موافق قانون نظام نامه، وکلای محلات را روز جمعه 3 شهر صفر المظفر [ 14 یا 15 اسفند 1286 ] انتخاب کرده اند و اسامی وکلا موافق صورت ذیل است که از خوی به اداره فرستاده اند و ما نیز محض اطلاع عامه درج می شود :

( حاجی حسن آقا تاجر عبدالعلی زاده، حاجی حسین آقا بزاز ابوطالب زاده، جناب امجدالملک، حاجی احمد آقا صراف، آقا میرابوالحسن، حاجی زین العابدین، مشهدی جلیل بزاز، مشهدی محمدحسین صراف، مشهدی محمد بقال، حاجی اسماعیل دلال، حاجی محمود قراعینی، حاجی میرزا عباس بزاز، آقا میرزا عبداله بزاز، علی اکبرخان سرهنگ، حاجی خلیل آقا تاجر، آقا میرزا محمد، ملا آقا جان، کربلای حسن، آخوند ملا عباس)

بدینگونه معلوم می شود که سابقۀ تشکیل نهاد شهرداری در شهر خوی به یکصد سال قبل بر می گردد، این در حالی است که قانون تشکیل انجمنهای بلدی در شهری مثل تهران در آن تاریخ به اجرا در نیامد و شهرداری تهران بعد از سال 1300 شمسی به تدریج شکل گرفت. با این تفاصیل می توان ادعا کرد که خوی بعد از شهر اولین ها تبریز عزیز، دومین شهری است که دارای تشکیلات شهرداری و بلدیه گشته است. امید است روزی با به دست آمدن منابع کافی نوشته مفصلی دربارۀ این موضوع نوشته شود.

 

*     *     *

 

هفته گذشته در سفری که به تهران به جهت تحقیق دربارۀ مطبوعات خوی داشتم، توفیقی نصیب شد تا به حضور نویسنده شهیر و نام آشنای شهرمان جناب علی اصغرخان سعیدی برسم.

آقای سعیدی از نویسندگان و مترجمان بنام کشورمان هستند و در محافل علمی ـ ادبی نام ایشان و آثار گرانبهایشان معروف عام و خاص است. از سوی دیگر خدمات فرهنگی ایشان برای شهر آباء و اجدادیشان خوی امری است آشکار.

چندین سال تدریس در مدارس خوی و انتشار مجلۀ گرانسنگ «ترانه» با یاری دوستانی چون آقایان سیروس آموزگار و محمدباقر فریور و مشارکت افرادی چون خانم دکتر ژاله آموزگار و دکتر مرتضی شمس و ... و نیز مقالات تحقیقی در باب تاریخ و فرهنگ خوی من جمله «خوی و اروپائیان» مندرج در کتاب «یکی قطره باران» و «آشنایی با عباسعلی خان میرپنج و خاندان دنبلی» در کتاب «گزارشهای تلگرافی آخرین سالهای عصر ناصرالدین شاه» از جمله خدمات ایشان نسبت به زادگاهشان است. مضافاً اینکه ایشان در اغلب آثارشان گوشۀ چشمی نیز به خوی دارند و به مناسبتی ذکری و یادی از آن به میان می آورند.

خاندان سعیدی لااقل در تاریخ معاصر شهرمان خصوصاً در روزهای پرحادثۀ انقلاب مشروطه از جمله تأثیرگذارترین خانواده ها بوده اند و دینی بر مردم شهر ما دارند. به ویژه خدمات مرحوم میرعیسی سعیدی به عنوان یکی از اعضای اولین انجمن ولایتی خوی در تاریخ این شهر ثبت است.

مرحوم مهدی آقاسی در مورد ایشان در صفحۀ 530 تاریخ خوی می نویسد : «مرحوم آقا میرعیسی سعیدی ... در قیام مشروطیت یکی از پیشروان آزادی خواهی در خوی گردید و دسته مجاهدان خوی را که جهانگیر میرزا و عبدالحسین خان محتشم السلطان و آقاخان آقاسی و حاجی حسین خان ریاحی و غلامحسین خان ریاحی و میرمصطفی سعیدی و عمر ناجی ناطق معروف از آن جمله بودند در خوی تشکیل داد و از اعضای انجمن ولایتی گردید و در جنگهای سکمن آباد و فیرورق [(پئره)] که علیه سپاه استبداد بر پا شده بود دست اندر کار بود. در استبداد صغیر با عده ای از مجاهدان از آن جمله سراج الحکما و میرزا آقا بالا و عمر ناجی و مشهدی عباس دستگیر و سپس آزاد گردید و به خوی بازگشت. پس از استیلای روس ها به استامبول رفت و در جنگ بین الملل به ایران برگشت و با سپاهیان روس به جنگ پرداخت و در پایان جنگ دوباره به استامبول رفت و در سال 1337 [قمری] به خوی بازگشت و در سوم شعبان 1338 حاکم خوی ایلخانی دستور داد تا او را با عدۀ دیگری از مجاهدان دستگیر و زندانی کردند و بعد به ماکو تبعید شد و سی و سه روز در قراعینی به حال تبعید بسر برد و بعد دوباره به خوی آمد و بقیه عمر را در این شهر اقامت گزید و در این مدت از اعضای کمیسیون جنگ بود. مرحوم آقا میرعیسی در مدت اقامت در خوی از پیشقدمان کارهای خیر و عام المنفعه بود. وفات او در سال 1306 [شمسی] اتفاق افتاد.»

در ضمن ایشان در سالهای 1299 و 1300 شمسی نمایندگی روزنامه پرآوازۀ ملانصرالدین را در خوی بر عهده داشتند و با تلاشهای ایشان، خوی بعد از تبریز و تهران بیشترین تعداد مشترک روزنامه را دارا بود.

از افراد دیگر این خاندان مرحوم میرزا موسی سعیدی (جد استاد علی اصغرخان سعیدی) را نیز می توان نام برد که از جمله آزادیخواهان شهر در دورۀ مشروطه بودند و به نوعی جان خود را نیز در این راه از دست دادند.

اما آنچه که در این مختصر می خواهم بدان اشاره کنم نقل گلایه ای است که استاد و همسر فرهیخته شان خانم سعیدی از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر داشتند.

همانطور که قدیمی های شهر نیز به یاد دارند محله ای که امروزه به نام «سعدیه» شناخته می شود، در اصل باغی بوده است متعلق به خاندان سعیدی که در سالهای نه چندان دور، این خانواده ضمن تفکیک آنرا فروخته و در نتیجه در محل آن محلۀ فعلی به وجود آمده است. حتی به تصریح جناب سعیدی، زمینی نیز برای احداث مسجد بطور رایگان به مردم محله اهدا شده است. اما با کمال تاسف در حالیکه نام آن محله در آغاز «سعیدیه» بوده است (همچون نام بسیاری از محلات و کویهای شهر که با نام باغ موجود در آن مکان شناخته می شوند) ولی بعدها عمداً یا سهواً به «سعدیه» تغییر یافته است. هر چند که احترام شاعر شیرین سخن شیرازی در جای خود محفوظ است، اما به نظر می رسد زنده نگه داشتن نام افراد و خاندانی که روزگاری برای این آب و خاک زحمت کشیده اند امری است واجب. لذا بسیار بجا خواهد بود که به پاس احترام و پاسداشت آزادیخواهان دورۀ مشروطه ـ آن فدائیان طالب پیشرفت و آبادانی جامعه ـ نام محلۀ مزبور به شکل قبلی خود در تابلوهای راهنمای محله ذکر شود، باشد که با مشاهدۀ آن فرزندانمان به یاد داشته باشند چه پدران با فراست و فداکاری داشته اند و برای ساختن آینده ای روشن برای آنها چه زحماتی متحمل شده اند!

 

* تاریخ نگارش : 19/4/86

** این نوشته در شماره 260 هفته نامه اورین خوی (23/4/86) به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:52  توسط خوی سون | 

بحمدالله و به همت مردان مرد خویی کنگره عظیم شمس تیریزی در خوی برگزار شده است....جا دارد به تک تک این همشهریان زحمت کش و غیور تبریک و خسته نباشید بگوییم...

اما آنچه که  هر همشهری فهیم و آزاداندیش را رنج میدهد، غربت دیرین مردی است که گرچه  در اذهان و قلب مردم علی الخصوص ورزشکاران و جوانمردان با احترام حفظ میشود لیکن مزار شریفش مورد بی مهری برخی افراد نا آگاه یا حتی بعضا غرض ورز قرار گرفته است.

آری سخن از پوریای ولی است... مردی که در جای جای ایران اسلامی برای همه نامی آشناست اما اینکه کی زندگی کرده کجا بوده و الان مزارش کجاست شاید کمتر کسی جوابش را می داند...اما مردم آذربایجان و مخصوصا خویی ها خوب میدانند که این اسوه جوانمردی و مردانگی در خاک گهر پرور خوی آرمیده است...اما افسوس که با تمام اسناد تاریخی معتبر و حتی افواه مردم هنوز عده ای میخواهند با برهان خلف به قضیه نگاه کنند...یعنی اصل بر نیودن و غلط بودن این اسناد میگذارند و متاسفانه اخیرا" حتی شنیدیم که موضوع آزمایش (دی ان ای) را بر بقایای جسد یک مسلمان وارسته راه تشخیص صحت اسناد و گفتار دیرینه مردم میدانند..افسوس که در جهان چه مکانها و مزار هایی که تعمدا" وبدون( منبع حتی نقلی )، تکریم شده و چه بارگاهها و مکانهای توریستی به مردم جهان معرفی شده تا به جذب جهانگرد به کشورشان کمک کنند ...یادمان نرفته که مسئولان امور فرهنگي و جهانگردي تركيه مدتها  قبر شمس الدين بن يحيي بن محمد شاه از داماد هاي خاندان مولوي را  به عمد، وبراي استفاده تبليغاتي به عنوان مقبره شمس تبريزي عنوان کردندواین موضوعی است که مورد تاييد « عبد الباقي گلپينارلي» مولوي شناس نامي تركيه بوده كه سنگ قبر ياد شده را به فرد فوق الذكر كه در 692 قمري فوت كرده منتسب كرده است كه هيچ ربطي به شمس تبريزي كه به سال645 از قونيه ناپديد شد ندارد و حتی در یک اثر تاریخی هم به وجود مزار شمس در قونیه اشاره نشده بود بلکه ان مزار یاد شده فقط چندسال پیش با تغییر تابلو سردر به عنوان مزار شمس به توریستهای تشنه زیارت مزار شمس معرفی شد  و همان موقع هم با وجود تمام مدارک مستند تاریخی برخی افراد دلسوز!!! با تایید مزار شمس در خوی مخالف بودند تا عنایت خاص مسئولین کشوری به استنادات موجود و علی الخصوص توجه روسای جمهور اخیر موجب اعاده حق شمس تبریزی گردید...و حال همان تیپ افراد ... در مقابل( اسناد تاریخی) و یقین مردمی که قرنها سینه به سینه محل دفن این پیر فرزانه را به فرزندانشان نشان داده و در وسع اندک خود مکانی برایش تدارک دیده اند،  مقاومت بخرج می دهند تا مبادا ...!!!؟؟

به هر حال اینک فرصت مغتنم است تا دین خود را به این هم شهری اعصار گذشته مان ادا کنیم و ضمن اینکه همه باهم تلاش کنیم تا این حقیقت مسلم آشکار شود،این بار دعا کنیم پوریای ولی نیز از این غربت دیرین بدر آید... انشا الله....

 در ادامه ، مطلب زیر را که از وبلاگ دوست و هنرمند عزیز شهرمان جناب آقای  خسرو کرمانشاهی با نام از خوی تا خورشیدنقل شده ایت خدمتتان تقدیم مینمایم.  

"ابتدا باید یادآور شوم كه در مقطعي از تاريخ دو پهلوان و عارف زندگي مي كردند كه در برخي از منابع تاريخی اين دو نفر را به اشتباه یك نفر ذكر كرده اند.

1-پهلوان پوريايي ولي يا خواجه پري يار

2-پهلوان محمود خوارزمي قتالي كه مزارش در خوارزم است.

طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالي فرزند پهلوان پورياي ولي بوده و با عنوان محمود قتالي بن پورياي ولي از وي نام برده شده متاسفانه در برخي از منابع متاخر كلمه«ابن» كه به معني«فرزند» است، حذف شده و منابع معاصر نيز هر دو شخصيت را يكي فرض نموده و پهلوان محمود قتالي را مشهور به پورياي ولي ذكر كرده اند.

اين اشتباه در دايره المعارف بزرگ اسلامي هم تكرار شده است.

اما بايد توجه داشت كه پهلوان محمود قتالي هر چند كه عارف و پهلوان نامداري بوده و آثاري هم از خود به  يادگار گذاشته، ولي هرگز در شهرت و نام آوري به پاي پدرش پهلوان پورياي ولي نمي رسيد.

در مورد اينكه پهلوان پورياي ولي در خوي زندگي كرده و در همين شهر و در گورستان مشهور به« پيرولي » دفن شده است به 2 سند مهم تاريخي اشاره مي كنم:

1-در يك طومار قديمي كه در عهد صفويه و حدود 400 سال قبل بر روي پوست آهو نوشته شده، صراحتا آمده است كه پهلوان پورياي ولي از شهرستان خوي بود. متن كامل و تصوير اين طومار در كتاب « ورزش باستاني ايران» نوشته دكتر پرويز ور جاوند آمده است.

2-در كتاب «مرآت الشرق» (كه اخیرا از سوی کتابخانه آیت الله مرعشی منتشر شده و شامل شرح حال ۶۸۴ تن از دانشمندان  شيعه در قرن هاي 13و14 هجري قمري می باشد)  زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي ذکر شده  است.

 در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است . در  این سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. که بر اساس آن نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته است. البته اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد که  افرادی براي زنده نگه داشتن نام پدرشان فرزند خود را به نام پدرشان نام گذاری می کنند.

بر اساس آن سنگ قبر، پورياي ولي سال ۸۲۰ هجري قمري، دار فانی را وداع گفته است.

 

3- سند ديگر در این مورد داستاني است که در مورد پورياي ولي در بین مردم خوي از گذشته هاي دور در باره قبر پوریای ولی سینه به سینه نقل شده است و ما نمي توانيم از داستان هاي كه مردم بصورت سينه به سينه نقل مي كنند.، به سادگي بگذريم. همچنان كه قبل از اينكه تحقيقات مورخين در مورد مزارشمس تبريزي منتشر شود مردم خوي با نقل داستانها به مزار شمس در خوي اشاره مي كردند.

به هر حال اين داستان كه در كتابهاي تاريخي هم نقل شده، علت اسطوره شدن پورياي ولي را نشان مي دهد. این داستان در بین مردم خوی چنین معروف است که:

جواني از فقراي شهر خوي كه از نعمت پدر محروم بود. عاشق دختر حاكم اين شهر مي شود. او كه تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بيمار و بستري مي گردد. مداواهاي پزشكان در علاج بيمار كارگر نمي افتد چرا كه بيماري عشق درمان جسمي ندارد.

بالاخره پسر زبان مي گشايد واز عشقش به دختر حاكم مي گويد. مادر و نزديكانش وي را نكوهش مي كنند. اما پسر بر عشق خويش پافشاری مي كند و مادر به ناچار به خواستگاري دختر حاكم مي رود. خبر به گوش دختر حاكم مي رسد و وي ازدواج خود با آن پسر يتيم را مشروط به پيروزي وی بر پهلوان نامدار خوي،پورياي ولي مي كند. از آنجا كه عشق منطق ديگري دارد. پسر جوان با وجود اينكه مي داند، توان غلبه بر پورياي ولي را ندارد، براي مبارزه و كشتي گرفتن اعلام آمادگي مي كند. تاريخ مبارزه  روز جمعه تعيين مي شود.

در شب پنج شنبه در يكي از مساجد شهر، مادر آن جوان حلواي نذري پخش مي كند که از قضا پورياي ولي هم آنجا حضور  داشت. پهلوان از مادر مي پرسد: سبب نذرت چيست؟ و او جواب مي دهد: پسرم براي ازدواج با دختر حاكم بايد با پورياي ولي كشتي بگيرد و من این حلوا نذر كرده ام تا پسرم پيروز گردد.

پوريا دچار ترديد مي شود. ترديد در مورد حفظ موقعيت خود به عنوان پهلوان شهر يا اجابت  نذر يك مادر و حركت در جهت رساندن يك جوان به آرزوي خود. او در اين ترديد تصميمي شجاعانه مي گيرد که باعث اسطوره شدن پورياي ولي مي گردد. روز موعود فرا مي رسد. پوريا و جوان عاشق در ميدان كشتي حاضر مي شوند. جمعيت انبوهي به تماشا ايستاده اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدني ، پهلوان نامدار شهرشان پيروز گردد. اما نتيجه چيز ديگري است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق مي كند.

خود پهلوان پورياي ولي در اين مورد مي گويد: وقتي پشتم به خاك رسيد و آن جوان بر سينه ام نشست. ناگهان حجاب از ديدگانم به كنار رفت و  آن معرفتي را كه سالها در جستجويش بودم، در مقابل ديدگانم يافتم.

مردم، جوان پيروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاكم حركت كردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زير دست و پاي مردم نظاره گر شادي آن جوان و گريه هاي شوق مادرش بود. ديگر هيچكس پوريا را به چشم پهلوان نمي نگريست.

سالها بدين منوال سپري شد و مردم زماني متوجه قضيه شدند كه پهلوان پوريا نقاب خاك بر سر كشيده يود. از آن زمان پوريا به پهلوان افسانه اي و اسطوره اي تبديل شد.

ده فرمان مشهور جوانمردي كه از پوريا به يادگار مانده، جزو اصول ورزش باستاني كشور است و اين ده فرمان سالها سرلوحه پهلوانان خوي بوده و هنوز هم سينه به سينه نقل مي گردد."

 

 تصویر مزار پوریای ولی در خوی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 21:16  توسط خوی سون | 
 

جدا احساس غرور و شعف از برگزاری چنین کنگره عظیمی  تاب سخن را هم از من گرفته ...نمی دانم چگونه اشک شوقی را که دیشب همزمان با پخش گوشه هایی از مراسم این کنگره بر دیدگانم جاری شد توصیف کنم...پسر کوچکم که شاهد این گریه بی صدایم بود نگران به چهره من نگاه میکرد و من تنها در جواب چشمان  سوالگر او گفتم ...بابا ...شمس تبریزی به خوی برگشته...برا این خوشحالم ...گریه نمی کنم...

دست مریزاد به تمامی زحمت کشان کنگره نماینده مجلس ...فرماندار....شهردار...شورا شهری ها... روسای ادارات...نویسندگان و در یک کلام همه خویی ها ....

حیدر بابا باش گووزا گور مرد اوغوللار دوغولدو.....

اما خبری هم به نقل از مشاور فرهنگی فرماندار خوی:

مشاور فرهنگي فرماندار خوي گفت : اختتاميه كنگره بين المللي مولانا پنجشنبه 10آبان ماه سال جاري در شهرستان خوي خواهد بود . ابراهيم مزرعه لي با اشاره به برنامه هاي جشنواره شمس تبريزي نيزگفت : برنامه هاي اين جشنواره با حضور ميهمانان داخلي و خارجي از پنجم آبان شروع شده و به مدت يك هفته ادامه خواهد يافت .وي اجراي تابلوي نمايش _ اجراي موسيقي توسط گروه سراج _ پخش كليپ و تيزر جشنواره_ سخنرانيها _ اجراي نمايش ويژه رستاخيز عشق _ كنسرت موسيقي استاد شجريان _ اجراي موسيقي توسط گروه عندليبي را از برنامه هاي اين جشنواره اعلام كرد و گفت : چهارشنبه نهم آبان ماه نيز با حضور مهندس اسفنديار رحيم مشائي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از ماكت بارگاه شمس تبريزي رونمايي خواهد شد . مزرعه لي ضمن اشاره به اينكه معاونت امور اجتماعي و فرهنگي وزارت كشور ، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران و معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي عهده دار برگزاري مراسم اختتاميه كنگره بين المللي مولانا هستند افزود : درآخرين روز از برنامه جشنواره شمس بزرگان سينماي ايران با حشور در بارگاه شمس تبريزي با مردم شهرستان خوي ديدار خواهند نمود . مشاور فرهنگي فرماندار خوي در خاتمه اين گفتگو اظهار داشت : جناب آقاي مصطفي پور محمدي وزير محترم كشور نيز در آخرين روز جشنواره با حضور در مراسم نمازجمعه خوي فرمانداري ويژه خوي را به اهالي شهرستان خوي اعلام خواهد نمود

ایرنا هم در این میان مطلب جالب تهیه نموده است:

شنبه پنجم آبانماه سال ‪ ،۱۳۸۶‬شوري عظيم در شهرستان خوي بپاخاست، مشرق زمينان با جذبه عشق شمس به رقص و سماع درآمدند، چونكه شمس دوباره در مشرق زمين طلوع كرده بود.

شمس غريب از عزلت غربت بدر آمده و به ميان هموطنان و هم زبانان خود بازگشته بود.

مشرق زمينيان او را گرامي داشتند، به زير مقدمش فرشهاي رنگين انداختند مزارش را گلباران و عطرافشاني كردند و پرده از تنديس پر صلابتش برداشتند.

عشق و عرفان در جان مشرق زمينيان به جوش آمد، شمس شناسان و مولانا شناسان، مقامات و مسوولين و ائمه جمعه و جماعات، مردم كوچه و بازار و عالم و عامي همه به ديدار شمس آمدند تا ميثاقي دوباره با اين عارف نامي و مسلمان مكتبي خود ببندند.

سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي آذربايجان غربي محوطه مزار شمس تبريزي و يادمان آن عارف را در شهرستان خوي به شكل بسيار زيبا و در خور تحسين ساماندهي كرده است تا طلوع شمس هميشه از مشرق زمين باشد.

با ساماندهي و رونمايي از سنگ مزار و تنديس شمس تبريزي در خوي، شمس مجددا به ميان مردم خود آمد تا آتش عشقي را كه در جان مولانا بر افروخته بود در جان هموطنان خود برافروزد.

رونمايي از سنگ مزار و تنديس شمس تبريزي روز شنبه همزمان با دومين كنگره بزرگداشت اين عارف نامي مشرق زمين برگزار شد و به ميمنت اين روز بزرگ شهر خوي يكپارچه غرق در شادماني و شور شد.

كوچه و بازار خوي با پرچم‌هاي سه رنگ جمهوري اسلامي، بيلبوردها، پوسترها دومين كنگره شمس آذين بسته شده و همه جاي شهر بوي عشق، عرفان مي‌دهد.

منطقه "محله" خوي كه مزار شمس و برج شمس تبريزي را در خود جاي داده است، مملو از جمعيتي است كه از سراسر ايران اسلامي براي ديدار با مزار تازه رونمايي شده شمس به خوي آمده‌اند.

اين محوطه در گذشته قبرستان متروكه‌اي بوده كه با كاوشهاي جديد باستانشناسي مشخص شد اين قبرستان در دوره‌هاي سلجوقي و ايلخاني محل دفن اموات بوده كه كه معاصر با زمان زندگي شمس تبريزي است.

شاه اسماعيل صفوي كه خود از سلسله عرفا بوده و يد طولايي در تصوف داشت در سفري به شهرستان خوي دستور داد يادماني بر سر مزار شمس بسازند تا نشانه‌هاي آن عارف بزرگوار از بين نرود.

اين يادمان برجي استوانه‌اي شكل به ارتفاع حدود ‪ ۱۰‬متر است كه با آجرهاي پخته ساخته شده و با شاخ قوچ و ميش‌هاي منطقه مراكان خوي آذين بندي شده است كه در هيچ نقطه‌اي جهان چنين روشي در ساخت يادمانها بكار برده نشده است.

روش عجيبي كه شاه اسماعيل در ساخت اين يادمان بكار برده ساليان سال است تعجب مورخين و محققين را برانگيخته بود، تا اينكه اخيرا اين پديده عجيب راز گشايي شد.

راز اين پديده چنين بود، شاه اسماعيل با ساخت اين بناي عجيب خواسته بود توجه مردم عصر خود و عصرهاي بعدي را به اين بنا معطوف كند و بدين وسيله مزار شمس تبريزي به مردم بشناساند، در حالي در آن روزگاران نيز برخي‌ها گمان مي‌بردند مزار شمس در قونيه عثماني (تركيه كنوني) و در نزديكي مزار مولانا جلالالدين بلخي قرار گرفته است.

دليل قاطع براي اين گفته نامگذاري برج به نام شمس تبريزي است، اگر شاه اسماعيل اين برج را براي تفنن و نشان دادن هنر شكارش ساخته بود، دليل نداشت كه اين برج را "برج شمس تبريزي" نامگذاري كند.

شاه اسماعيل صفوي بنيان گذار اولين دولت ملي در ايران و احياگر شيعه اثني عشري اين بار نيز با ساخت اين برج عجيب و غريب شمس تبريزي را احيا كرد و او را به ميان ملت و قوم خود بازگردانيد، روانش شاد باد.

حال و هوايي كه در نخستين روز از برگزاري كنگره بزرگداشت شمس بر شهر و جلسه كنگره حاكم بود، سرشار از عشق، عرفان و شور، جذبه و معنويت بود.

مهمانان، سخنرانان اين كنگره اعم از مسوولين سياسي و فرهنگي همه با شور عشق و عرفان آمده بودند تا بازگشت شمس به شهر خوي را جشن بگيرند و شادماني كنند.

امام جمعه خوي كه خود يكي از شمس شناسان خوي و مردي عارف است بازگشت شمس به خوي را تبريك گفت و اظهار داشت: بازگشت شمس تبريزي به خوي موجب افزايش معنويت و توسعه علم و عرفان در كشور خواهد شد.

استاندار آذربايجان غربي نيز با اظهار خوشوقتي از ساماندهي مقبره و يادمان شمس تبريزي گفت: امروز مجددا شمس از مشرق طلوع كرده تا شور عشق عرفان، وحدت و مهرباني را در دلهاي مشرق زمينيان شعله وركند.

رحيم قرباني اضافه كرد: اگر مولانا نيز براي بار دوم كه شمس را گم كرد جاي شامات به خوي آمده بود مسلما به ملاقات مرادش نايل مي‌آمد.

معاون اجتماعي و فرهنگي وزير كشور كه مهمان اولين روز كنگره بود، با تمجيد از مسوولين ميراث فرهنگي بخاطر ساماندهي آبرومندانه مزار و يادمان شمس تبريزي گفت: من امروز طلوع خورشيد را از مشرق ديدم.

حجت الله ايوبي افزود: امروز يك روز تاريخي براي مردم آذربايجان غربي و شهرستان خوي است، زيرا امروز، روزي است كه بگوييم مزار شمس اينجا در خوي قرار دارد.

وي گفت: برگزاري هفته‌اي بنام شمس در خوي زمينه‌اي است تا بزرگان علم و ادب، فكر و انديشه اسلامي به اين شهر بيايند بواسطه وجود شمس تبريزي در اينجا به شما سلام و تهنيت بگويند.

ايوبي ادامه داد: امروز اتفاق بزرگي افتاده است، زيرا شمس بعداز قرنها غربت دوباره به ميان هموطنان خود بازگشته است، به ميان كساني كه بيش از هر قوم و ملتي شور، عشق، عرفان و معنويت را مي‌شناسند.

نفس گرم و عرفان سرشار از معنويت شمس تبريزي عالم و عامي نمي‌شناسد و بر روح و جان هر ايراني اثر مي‌گذارد و او به شور و جذبه و عشق مي‌خواند.

مردم خوي نيز همگام با مسوولين سياسي و فرهنگي آذربايجان غربي و كشور ديروز اين شور و عشق و علاقه را از خود به نمايش گذاشتند.

صدها نفر از مردم خوي اعم از عالم و عامي، زن و مرد و پير و جوان چون پروانه به دور مقبره شمس مي‌گشتند و از اينكه شمس تبريز بعداز سالها غربت و عزلت به ميانشان بازگشته خوشحال بودند و سرازپا نمي‌شناختند.

در بدو ورود خبرنگاران ايرنا به شهر خوي وقتي سراغ مزار شمس تبريزي را گرفتند چند جوان موتورسوار با كمال ميل گروه ايرنا را به محل بردند.

بعداز توقف خودرو ايرنا، يكي‌از اين جوانان به خبرنگاران گفت: بنويسيد كه مقبره شمس در خوي قرار دارد تا زائران و مشتاقان ديدار وي، جاي ديگري بدنبال شمس نگردند

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 12:26  توسط خوی سون | 

نتايج اوليه‌ي كاوش مقبره شمس تبريزي اعلام شد

شمس تبريزي اينجاست

سرپرست هيات كاوش هاي باستان‌شناسي مقبره شمس تبريزي خوي گفت: نتايج اوليه كاوش هاي باستان‌شناسي اين مقبره حكايت از مذهبي بودن اين مكان دارد.

رضا حيدري، در گفتگو با خبرنگاران افزود: بر اساس نتايج حاصل از كاوش‌هاي مقبره شمس تبريزي، كشف گورها و تراكم اسكلت هاي موجود در لايه هاي مختلف زمين، اهميت تدفين در اين مكان و مذهبي بودن آن را نشان مي‌دهد.

وي گفت: اسكلت هاي به دست آمده در اين گمانه زني ها، مربوط به سه قوم مختلف است كه تراكم آنها نشانگر مقدس بودن اين مكان است و براي شناسايي اين اقوام و تاريخ تدفين آنها طرح سال يابي تدفين ها از طريق ميناي دندان اسكلت ها، براي نخستين بار در كشور، اجرا مي شود.

وي اظهارداشت: مدارك به دست آمده از اين مكان تاريخي، وجود يك كاخ مجلل در دوره صفويه را در اين منطقه ثابت مي كند.

حيدري، همچنين از كشف تعدادي قطعات كاشي هاي فيروزه اي در گمانه‌زني هاي اين مقبره خبر داد و افزود: اين قطعات در اشكال، طرح ها و قالب هاي تصويري مختلف هستند.

وي، با اشاره به انجام دو هزار و420 ساعت كار كارشناسي در مناره شمس تبريزي اظهارداشت: در اين كاوش ها سه هزار و 78 قطعه سفال مربوط به دوره هاي بعد از سلجوقيان  به همراه تعداد زيادي اسكلت انسان كشف شده است و بررسي سفال هاي بدست آمده نشان مي دهد كه اين سفال ها بخشي از عمارت مجللي بوده است كه زماني در اين محوطه وجود داشته است و تصويري از آن در گنجينه توپ قاپي تركيه وجود دارد.

وي يادآورشد: در بررسي ها آجرهايي در قالب هاي متفاوت به دست آمده كه همه آنها حاكي از وجود معماري غني در محل مقبره شمس تبريزي است.

وي، با اشاره به ادامه مطالعات باستان‌شناسي در اين مكان گفت: بررسي و آناليز قطعات سفالي كشف شده از اين مكان در دست اجراست و نتايج آن  حداكثر تا سه ماه ديگر اعلام مي شود.

مسوول پژوهش سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي و سرپرست هيات كاوش هاي باستان شناسي مقبره شمس تبريزي اعلام كرد: نتايج اوليه اين كاوش ها در كنگره شمس تبريزي ارايه مي شود.

حيدري، با اشاره به قرائن و شواهد بدست آمده از گمانه زني هاي اخير اظهار داشت : اين مدارك در كنار اسنادي كه در كتابخانه هاي ايران و تركيه وجود دارد نشان مي دهد كه مزار عارف نامي كشورمان شمس تبريزي در مكاني كه به عنوان مقبره شمس تبريزي در خوي مشهور است، واقع مي باشد .

وي گفت: براي پاسداشت اين عارف نامي ايران و اسلام تمبر يادبود شمس تبريزي  با همكاري شوراي اسلامي شهر خوي تهيه و چاپ مي‌شود.

وي، تهيه كليپ مستند و ايجاد دو نمايشگاه محفظه اي شيشه اي از آثار به دست آمده از مقبره شمس تبريزي در محل گمانه زني ها را از برنامه هاي اين هيات پژوهشي اعلام كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 12:20  توسط خوی سون | 
* مقبره شمس سال آینده آماده می شود * 
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از اتمام بنای شمس در سال آتی خبر داد.
احمد میرزا کوچک خوشنویس در گفتگو با خبرنگار ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا گفت:‌ از سال گذشته طرح برگزاری مراسم یادمان شمس که پیر مولانا بوده و مقبره آن در خوی است در پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی مطرح شد.
وی افزود: در این طرح بر ایجاد محلی برای زیارت و مراجعه مشتاقان تأکید شد به همین دلیل از سوی باستان شناسان کاوش‌های جدی صورت گرفت و در نهایت از روی یک مینیاتور تصویری از بنای قدیم مقبره شمس که به صورت دو گنبد و یک مناره سوم مربوط به دوره صفوی است به دست آمد که اکنون تنها مناره سوم باقی مانده است.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اظهار داشت: این مناره آجری بوده که با ردیف‌های شاخ بز، کل و آجر مزین شده‌اند.
خوشنویس درباره طرح یادمان شمس تصریح کرد: برای طرح یادمان شمس باید بر تفکرات اصلی عرفان از لحاظ زیبایی و قدر و منزلت مقام شمس توجه می شد و کار در خوری پدید می آمد.
وی بیان کرد: طرح یادمان به صورتی طراحی شده که حرکت یک سماع و پرچم را در قضا نمایش می‌دهد. در کل این طرح را دو حرف «ه» و «و» که بیان کننده «هو» و همان معشوق حقیقی است تشکیل می دهد.
خوشنویس با اشاره به اینکه طرح اکنون در فاز صفر است اظهار داشت: پس از پرده‌برداری و نمایش این طرح در روز دهم و یازدهم آبان در خوی پس از نظرسنجی و بدون از بین رفتن ایده اصلی و برحسب ضرورت تغییراتی در طرح انجام خواهیم داد که فاز یک کار را تشکیل می دهد و در نهایت تا سال آینده در همین زمان ساخت مقبره شمس را به پایان خواهیم برد.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری درباره پی‌کنی این مقبره گفت: اکنون در این محل کاوش‌های باستان‌شنایان صورت می گیرد، زیرا مقبره‌هایی کشف شده که مربوط به عاشقان و مریدان شمس است و در کنار او دفن شده اند. این مقبره‌ها مربوط به دوره صفوی اند به همین دلیل باید صبر کرد تا این کار به پایان برسد و پی کنی نباید باعث تخریب مقبره مسلمانان آن دوره شود.

رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از اتمام بنای شمس در سال آتی خبر داد.
احمد میرزا کوچک خوشنویس در گفتگو با خبرنگار ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا گفت:‌ از سال گذشته طرح برگزاری مراسم یادمان شمس که پیر مولانا بوده و مقبره آن در خوی است در پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی مطرح شد.
وی افزود: در این طرح بر ایجاد محلی برای زیارت و مراجعه مشتاقان تأکید شد به همین دلیل از سوی باستان شناسان کاوش‌های جدی صورت گرفت و در نهایت از روی یک مینیاتور تصویری از بنای قدیم مقبره شمس که به صورت دو گنبد و یک مناره سوم مربوط به دوره صفوی است به دست آمد که اکنون تنها مناره سوم باقی مانده است.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اظهار داشت: این مناره آجری بوده که با ردیف‌های شاخ بز، کل و آجر مزین شده‌اند.
خوشنویس درباره طرح یادمان شمس تصریح کرد: برای طرح یادمان شمس باید بر تفکرات اصلی عرفان از لحاظ زیبایی و قدر و منزلت مقام شمس توجه می شد و کار در خوری پدید می آمد.
وی بیان کرد: طرح یادمان به صورتی طراحی شده که حرکت یک سماع و پرچم را در قضا نمایش می‌دهد. در کل این طرح را دو حرف «ه» و «و» که بیان کننده «هو» و همان معشوق حقیقی است تشکیل می دهد.
خوشنویس با اشاره به اینکه طرح اکنون در فاز صفر است اظهار داشت: پس از پرده‌برداری و نمایش این طرح در روز دهم و یازدهم آبان در خوی پس از نظرسنجی و بدون از بین رفتن ایده اصلی و برحسب ضرورت تغییراتی در طرح انجام خواهیم داد که فاز یک کار را تشکیل می دهد و در نهایت تا سال آینده در همین زمان ساخت مقبره شمس را به پایان خواهیم برد.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری درباره پی‌کنی این مقبره گفت: اکنون در این محل کاوش‌های باستان‌شنایان صورت می گیرد، زیرا مقبره‌هایی کشف شده که مربوط به عاشقان و مریدان شمس است و در کنار او دفن شده اند. این مقبره‌ها مربوط به دوره صفوی اند به همین دلیل باید صبر کرد تا این کار به پایان برسد و پی کنی نباید باعث تخریب مقبره مسلمانان آن دوره شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 9:12  توسط خوی سون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دارالصفای خوی... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...
شهری که در تورات از آن یاد شده ... شهری که هخامنشها از آن به عظمت یاد کرده اند... شهری که درلحظه لحظه های افتخارو غرور این سرزمین نامی درخشان دارد ...دیار عاشقان خدا...دارالمومنین...و شهری که جای جایش مهد علم و ادب و عرفان است... واکنون در انتظار برآورده شدن خواست دیرین و بحق مردمش ، نیازمند توجه و همت والای شما فرزندان غیور و متعهد خویش است....دست یاری به هم دهیم و در آبادانیش بکوشیم...افتخار ما تمدن بی همتا و ۶۰۰۰ ساله خوی واميد ما باز گرداندن شکوه وعظمت مجدد وبرحق خوی در سايه ايرانی قوی ومقتدراست
.اوجالسین خوی آدی... آبادلانسین ...حاققینا یئتیرسین خویوموز

نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اردیبهشت 1385
پیوندها
فرمانداري ويژه خوي
عليرضا حاتمي زاده
هفته نامه خوي
ازخوي تا خورشيد(خسرو كرمانشاهي)
هفته نامه اورين خوي
شهرداري خوي
محمدصفاجو
شوراي فرهنگ عمومي خوي
پايگاه اطلاع رساني اورين
دارالصفاي خوي
دكترحميد سفيدگر شهانقي
گروه شمس
فكرنو
نسل آريايي
دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی
وارلیق
هستی
دلشدگان شمس(محبوبی)
(آسمون آبی و گلهای آفتابگردان )بهزاد رزاقی
آرامگاه شمس تبریزی در خوی
آنا یوردوم خوی
خوی - آذربایجان(اورین مقدم)
ماهنامه اندیشه فرهنگی
بارانی ها- حامد کاظم زاده خویی
وبلاگ شخصی نماینده خوی دکتر صدر
مجالی نمانده است(آشنا)
گون آیدین
دفتر عشق- علی صدرایی خویی
آذربایجان ماهنی لاری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM