تبليغاتX
خوی سون (khoy Sevan)
ما به توسعه عمران و آبادانی نگین ایران زمین(خوی)مي انديشيم..محتاج همراهی و همتتان هستیم
در جریان دهه فجر امسال در به در دنبال عکسای انقلاب در شهرمون بودم. به خیلی ها زنگ زذم .حتی خواهش کردم....و در این میان تنها لطف جناب حجه الاسلام معصومی نیا وسرور ارجمندم جناب آقای محبوبی مشمول حالمان شد و ۳۹ قطعه عکس نفیس و باارزش از اوایل شروع انقلاب در خوی که پشت عکسها نام عکاسی اقبال و مهتاب و شیوای خوی مهر شده بود و نشان از چاپ این عکسها در این عکاسی ها بود(اینم برا تشکر از این صنف زحمت کشان شهرمون نوشتم)... به دستم رسید. با همکاری استاد پورصمد اسکن ومرمت و چاپ شد.آنهم در قطع ۵۰ در ۷۰ برای نمایش در نمایشگاه عکس یاد ایام که در محل پارک جنگلی ارومیه در کنار نمایشگاه بزرگ دستاوردهای انقلاب اسلامی برگزار شده بود. البته در این نمایشگاه تصاویری از دوران انقلاب در ارومیه هم به نمایش در اومد. اما اونچه برام جالب بود حضور همشهریای مقیم ارومیه و شوق اونها برای دیدن عکسای اوایل سال ۵۷ خوی بود.شایدم داشتن دنبال عکس خودشون در بین خیل جمعیت میگشتن خیلی ها از اینکه تصویر آشنایی رو پیدا میکردن ذوق زده میشدن...و بعضیا افسوس از دیدن چهره عزیزانی که حالا دیگه بین ما نیستن...خداییش صحنه های قشنگی بود...استقبال رو که دیدیم تصمیم گرفتیم عکسها رو در قطع ۳در ۴ متر روی بنر چاپ کنیم و در مسیر راهپیمایی مردم در خیابان امام ارومیه با داربست نصب کنیم. دست شهرداری ارومیه هم درد نکنه با وجود اینکه از مفاد تصاویر خبر نداشت!! اما همکاری خوبی کرد و چهره خیابان امام پر شد از آلبوم عکسای اوایل انقلاب ارومیه و خوی....برا خیلی ها جالب و برا بعضی ها که جای اعتراض...که چرا عکسای خوی رو اینجا زدیم ...بعضیها گفتن چرا تاریخ و شرح زیر نویس عکسهای خوی به تابستون و ژاییز ۵۷ مربوطه و عکسای ارومیه مربوط به اواخر بهمن یا حتی بعد از پیروزی انقلاب! و من که پاسخی نمی دادم باید تحمل حرف و حدیث ها رو هم میکردم...! آره مردم خوی همیشه انقلابی بوده و هست و خواهد بود...یاد شهدای جمعه سیاه خوی و تموم شهدای راه انقلاب و بعد انقلاب خوی بخیر...امیدوارم ما رو هم شفاعت کنن...

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:51  توسط خوی سون | 

 جشنواره و نمایشگاه استانی عسل در خوی برگزار شد .

۱۲ آذر ماه شهرستان خوی میزبان مسئولین و پژوهشگران وتولیدکنندگان وسایر علاقمندان بود تا گوشه دیگری از توانمندی ها و هنرمندی مردمان سخت کوش و توانمندش را یه نمایش بگذارد.مراسمی که به همت سازمان جهاد کشاورزی و با همکاری استانداری آذربایجان غربی در شهر گل و آفتاببرگزار شد.در این مراسم   که در محل سالن آمفی تئاتر  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوی برگزار شد استاندار آذربایجانغربی سخنانی ایراد نمود. وی در بخشی از این سخنرانی گفت : آنانکه با صداقت در کار عسل مشغول هستند انسانهای شریف و خدائی می باشند که اقدام به تولید مواد غذایی جهت تامین نیازهای مردم می نمایند .

دکتر قربانی فعالیت زنبورداران را برای رشد و شکوفائی جان و روح انسانها مفید ارزیابی نمود و تصریح کرد: اینگونه کارهای زنبورداران از تقدس والایی برخوردار است چرا که هیچ گونه آسیبی به افراد جامعه نمی زند و در جهت تامین نیازهای مردم کوشش می کنند .

استاندار آذربایجانغربی بخش صنایع غذایی را مهم ارزیابی نمود و خاطر نشان ساخت :  صنایع غذایی در دنیا رقیبی برای خود ندارد  و هر روز بر ارزش و اهمیت آن در جامعه افزوده می شود  چرا که جوامع بشری برای فعالیتها و حیات خود به صنایع غذایی نیاز مبرمی دارند .

وی افزود : امروز استان آذربایجانغربی در سایه  وحدت و همدلی  به یکی از استانهای  صنعتی و کشاورزی میهن عزیزمان تبدیل شده است و علاوه بر نیازهای این استان ، نیازهای دیگر استانها و کشورهای همسایه را نیز تامین می نماید .

رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان نیز در این جشنواره  عرضه محصول تولیدی عسل استان ، شناخت بازارهای جدید برای این محصول  و لزوم بررسی ارزش اقتصادی این محصول را  از اهداف مهم این جشنواره عنوان و تصریح کرد :  در آذربایجانغربی 3 هزار و 378 بهره بردار در زمینه تولید عسل فعالیت می کنند و از 446 هزار کلنی مدرن و بومی ( سنتی ) زنبور عسل در این استان  ، سال گذشته بیش از 9 هزار و 500 ن عسل برداشت شد است .

مهندس عبداله زاده با اشاره به اینکه 20 درصد عسل کشور در این استان تولید می شود اضافه کرد : این استان به لحاظ تولید عسل ، رتبه اول را در کشور به خود اختصاص داده است .

وی ارزش غذایی عسل را مهم ارزیابی نمود و تصریح کرد : بایستی به منظور ترویج خواص دارویی و ارزش غذایی این محصول فرهنگ سازی شود .

وی گفت : هم اکنون 50 درصد عسل تولیدی این استان به کشورهای همسایه صادر می شود .

رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان از ایجاد رشته زنبور عسل در مقطع کاردانی و کارشناسی در دانشگاه جامع علمی کاربردی نیز خبر داد و گفت :  در آینده نیروی انسانی کارآمد در این زمینه را تحویل جامعه خواهیم داد .

در این جشنواره معاون استاندار و فرماندار خوی نیز طی سخنانی گفت : متاسفانه ما در زمینه بسته بندی عسل نتوانسته ایم به جایگاه واقعی و شایسته خود در بازارهای جهانی دست یابیم .

ابراهیم محمدلو افزود : برخی از از تولیدات ما در زمیه عسل به صورت قانونی یا قاچاق  وارد کشور همسایه ترکیه شده  و پس از بسته بندی های مناسب و با نام این کشور  در بازارهای مختلف جهانی عرضه و به فروش می رسد .

وی لزوم توجه به این بخش غذایی را مهم ارزیابی کرد و گفت : هم اینک نیروی انسانی ، امکانات و پتانسیل  در کشور و به تبع آن در آذربایجانغربی وجود دارد  که لازم است به این بخش توجه کافی شود .

محمدلو با اشاره  به اینکه  شهرستان خوی  مقام اول تولید عسل را در استان به خود اختصاص داده است افزود :  طبق آمارهای موجود 5 هزار و 800 تن عسل در این شهرستان تولید شده است که 20 درصد آن در این شهر به مصرف رسیده و 80 درصد آن به خارج از استان ارسال می شود .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 12:34  توسط خوی سون | 

در همايش «شمس و مولانا» با محوريت دوستي خوی و قونيه، نواده مولوی هم آمد... !

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي مراسم، هيأت ترك حاضر به همراه مسؤولان محلي شامل: امام‌جمعه، فرماندار، نماينده‌ي مردم در مجلس شوراي اسلامي و مسؤولان اداره‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي به همراه استادان ايراني و جمعي از مردم شهر بر سر آرامگاه شمس حاضر شدند و با اهداي دسته‌گل توسط اسين چلبي - بيست‌ودومين نواده‌ي مولانا -، به او اداي احترام كردند.

در اين مراسم، آياتي از قرآن مجيد تلاوت شد و حاضران فاتحه‌اي را نثار روح شمس كردند. هيأت ترك حاضر در مراسم، هفت نفر هستند، كه نيمه‌شب گذشته از تركيه به ايران رسيده‌اند.

اسين چلبي - بيست‌ودومين نواده‌ي مولانا - پس از بازديد از آرامگاه شمس - مراد مولانا - در خوي، گفت: اين تنها ما نيستيم كه به شمس و مولانا نياز داريم؛ بلكه جهان به آن‌ها نياز دارد.

قائم‌مقام بنياد بين‌المللي مولانا كه مقر آن در كنار آرامگاه مولوي در قونيه است، همچنين به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: از اين‌كه در ايران هستم، احساس غريبي ندارم و انگار به منزل خودم پا گذاشته‌ام. طبيعي است با اين ميراث مشترك، احساس غريبي نكنم و به اعتقاد من، زيارت شمس، زيارت مولاناست.

او كه براي شركت در همايش «شمس و مولانا» به ايران آمده است، خاطرنشان كرد: انشاء‌الله ديدار بازگشت براي گسترش تعامل فرهنگي بين خوي و قونيه، در محل آرامگاه مولانا خواهد بود، كه آن مراسم با همكاري بنياد بين‌المللي مولانا، شهرداري قونيه و استانداري اين شهر برگزار مي‌شود.

چلبي درباره‌ي تأثير شمس بر مولانا تصريح كرد: مي‌دانيد كه كل ديوان شمس درباره‌ي جناب شمس است و از اين كليات سترگ مشكل بتوان گزيده‌اي را انتخاب كرد.

او همچنين ابراز اميدواري كرد، با استمرار تعامل بين قونيه و خوي، روابط فرهنگي تهران - آنكارا گسترش يابد.

همچنين مؤيد حسيني صدر - نماينده‌ي مردم خوي در مجلس شوراي اسلامي - هدف از برگزاري همايش «شمس و مولانا» را قدرداني از مفاخر فرهنگي سرزمين ايران دانست و افزود: شمس يك مقام بين‌المللي است كه مايه‌ي افتخار خوي نيز هست و ما سعي داريم از طريق تعامل فرهنگي، دوستي خود را با جهان اعلام كنيم و در مسير انسجام كشورهاي اسلامي گام برداريم و آن را تقويت كنيم.

او نيز تأكيد كرد: همايش بعدي براي بحث و گسترش تعامل فرهنگي ايران و تركيه، در قونيه برگزار خواهد شد، تا از رهگذر بهبود روابط فرهنگي دو كشور، منافع اقتصادي آن‌ها نيز تأمين شود.

 در اين همايش ابراهيم محمدلو - معاون استاندار و فرماندار شهرستان خوي - گفت: پس از سال‌ها غفلت در آبان سال 86، مردم خوي غبار فراموشي را از رخسار شمس عرفان ايران زدودند و امروز بعد از يك‌ سال، اين خورشيد درخشان بر تارك عرفان ما مي‌درخشد. اميد با بازشناسي مفاخر علمي - فرهنگي سرزمين‌مان، در راه تكريم آن‌ها گام برداريم.

او در ادامه به معرفي منابع و سرمايه‌هاي مادي اين شهرستان آذربايجان غربي پرداخت و گفت: خوي دومين شهرستان بزرگ آذربايجان غربي است و بر اساس مساحت، 15درصد سهم استان را داريم.

وي با برشمردن بخش‌ها، دهستان‌ها و روستاهاي اين شهر، جمعيت خوي را بالغ بر 400هزار نفر عنوان كرد و با يادآوري اين نكته كه 13درصد جمعيت استان را داريم، به ارائه‌ي آمار و گزارش‌هاي ديگري درباره‌ي نرخ بي‌كاري و وضعيت توليد كشاورزي در اين شهر پرداخت و سرانجام خاطرنشان كرد: براي توسعه‌ي ميراث فرهنگي در شهرستان خوي، طرح يادمان و گسترش بارگاه شمس در سفر استاني رييس‌جمهور در شمار مصوبات ملي تصويب شده است و همچنين از شش هتل پنج‌ستاره‌ي استان آذربايجان غربي، يكي از آن‌ها در شهرستان خوي به بهره‌برداري مي‌رسد.

همچنين مؤيد حسيني صدر - نماينده‌ي مردم خوي در مجلس شوراي اسلامي - از برگزاري كنگره‌ي علمي بزرگي به نام مفاخر خوي و مفاخر آذربايجان غربي خبر داد و در ادامه به مفاخر اين شهر اشاره كرد.

او از علامه خويي، حاج ميرهاشم خويي، حاج شيخ فضل‌الله خويي و حاج سيدابوالقاسم خويي به عنوان علما و مفاخر شهر خوي ياد و شمس شوريده و عارف بزرگ را به عنوان يكي از بزرگ‌ترين مفاخر فرهنگي خوي توصيف كرد.

حسيني صدر از پورياي ولي ، استاد زرياب خويي و استاد محمدامين رياحي به عنوان ديگر مفاخر علمي - فرهنگي اين شهرستان ياد كرد و در پايان با اشاره به حضور ميهمانان ترك، خاطرنشان كرد: امروز همه‌ي عاقلان مي‌دانند وحدت جهان اسلام ضروري است و ارتباط فرهنگي ما با كشورهاي مسلمان از جمله كشور دوست و همسايه تركيه مي‌تواند به اين وحدت كمك كند.

در ادامه‌ي اين مراسم، ناجي باكرجي - رييس بارگاه مولانا و سرپرست موزه‌هاي قونيه - بر همكاري بين استادان و پژوهشگران ايراني و ترك تأكيد كرد و با ارائه‌ي تاريخچه‌اي از مقام شمس در قونيه، به عنوان رييس تربت مولانا، آماري از تعداد بازديدكنندگان از بارگاه اين شاعر فارسي‌گوي ارائه داد و گفت: هم‌اكنون در كتابخانه‌ي بارگاه مولانا در قونيه، چهارهزار جلد نسخ خطي موجود است، كه به صورت سي‌دي درآمده و مي‌تواند در اختيار علاقه‌مندان قرار گيرد. همچنين نسخه‌اي بسيار قديمي از مقالات شمس در كتابخانه‌ي بارگاه مولانا موجود است كه آن نيز به صورت سي‌دي در دسترس است و ما مي‌توانيم آن را در اختيار پژوهشگران و مولاناپژوهان ايران قرار دهيم.

او با ابراز اميدواري در استمرار تعامل‌هاي فرهنگي بين خوي و قونيه، از دعوت مردم اين شهر براي زيارت بارگاه شمس تبريزي - عارف بزرگ ايراني و مراد مولانا - تقدير و تشكر كرد.

باكرجي همچنين عنوان كرد معمار بارگاه مولانا، يك تبريزي بوده است.

داريوش به‌آذين نيز درباره‌ي ارتباط مولانا و شمس و خلقيات شمس صحبت كرد.

او همچنين با اشاره به محيط اجتماعي - سياسي دوران شمس، به ارائه‌ي اطلاعات تاريخي درباره‌ي مدفن شمس در خوي پرداخت.

به‌آذين از محمدامين رياحي به عنوان نخستين كسي ياد كرد كه با 50 سال تحقيقات تاريخي، كشف كرد مقبره‌ي شمس در خوي است و گفت: او مقاله‌اي درباره‌ي اين موضوع نوشت كه در مجله‌ي «يغما» منتشر شد.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 خبر دوم :

پتانسیل های بالای فرودگاه خوی با حضور مدیران 9شرکت هواپیمائی کشور بررسی می شود .

مشاور فرهنگی فرماندار خوی گفت: پتانسیل های بالای فرودگاه خوی با حضور مدیران 9شرکت هواپیمائی کشور بررسی می شود .ابراهیم مزرعه لی به اشاره به اینکه از مدیران شرکتهای هواپیمائی جمهوری اسلامی (هما) _ تابان _ ساها _ آسمان _ ماهان _ سفیران _ کاسپین _ کیش ایر و فارس قشم جهت حضور در فرودگاه خوی دعوت شده است گفت : فرودگاه خوی اخیراٌ با تقویت زیرساختها ( روکش آسفالت عوامل پرواز )  به نصب سیستم کمک ناوبری VOR و احداث جایگاه سوخت گیری اقدام نموده است .مزرعه لی تصریح کرد : با عنایت به پتانسیل های بالای تقاضای سفر هوائی منطقه شمال استان آذربایجانغربی به لحاظ بعد مسافت تا مرکز و درخواستهای مکرر مقامات و مسئولین ، تجار و کسبه _ اساتید ، دانشجویان و مشتاقان و شیفتگان حضرت شمس تبریزی   و دیدار گردشگران از جاذبه های تاریخی و طبیعی این خطه از میهن اسلامی ، امیدواریم با عنایت ویژه مسئولین تعداد پروازهای این فرودگاه  افزایش یابد .مشاور فرهنگی معاون استاندار و فرماندار خوی به ابراز تمایل کشور ترکیه برای بهره مندی از پروازهای این فرودگاه نیز اشاره کرد و اضافه نمود :  والیان استانهای همجوار کشور ترکیه بر امکان بهره مندی مسافرین هوائی ترک از این فرودگاه ابراز تمایل کرده اند که این امر لزوم برنامه ریزی و افزایش تعداد پروازهای فرودگاه خوی را از اهمیت ویژه ای برخوردار می سازد .وی در خاتمه افزود : این جلسه شانزدهم آذرماه سال جاری در محل پاویون فرودگاه خوی تشکیل خواهد شد .

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

خبر سوم:

کتب درسی هم مزین به تصویر مقبره شمس در خوی شد...

 

به گزارش خبرگزاري فارس، شرح حال شمس تبريزي و مقبره وي، در پشت جلد كتاب فارسي اول راهنمايي سال تحصيلي 87 ـ 88 چاپ شد.
معاون پژوهشي وزير آموزش و پرورش و رييس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي گفت:
چندي پيش محي‌الدين بهرام محمديان معاون پژوهشي وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي با اعلام اين خبر، احيا و حفظ مفاخر گران‌قدر ايران، به دستور وزير آموزش و پرورش را هدف اين كار ذكر كرد.
در سال‌هاي قبل نيز كتب آموزشي با موضوع «مولوي و مفاخر ديگر» چاپ شده بود. اما باتوجه به نام‌گذاري سال 2007 ميلادي از سوي يونسكو به مولانا، و همچنين افزايش علاقه‌مندي‌هاي داخلي و خارجي به شخصيت وي، طبيعتا توجه‌ها به‌سوي مراد او، شمس تبريزي نيز فزوني گرفت.
امسال حدود يك ميليون و 200 هزار جلد كتاب فارسي اول راهنمايي كه پشت جلد آن تصوير مقبره شمس تبريزي به همراه توضيحاتي درباره زندگي شمس تبريزي و آشنايي وي با شاگردش مولوي است، در دسترس دانش‌آموزان قرار مي‌گيرد.
اين توضيح پشت جلد در كتاب‌هاي درسي را احمد جلالي رئيس كتابخانه مجلس شوراي اسلامي و رئيس بنياد شمس تبريزي نوشته است كه نسخه‌اي از اين يادداشت را در اختيار خبرگزاري فارس قرار داد.
شرح حال شمس تبريزي كه در پشت جلد كتاب فارسي اول راهنمايي سال تحصيلي 87 ـ 88 منتشر شده است، به شرح زير است:
«شمس‌الدين محمد بن علي بن ملك داد تبريزي، از عارفان و ‌آزادگان قرن هفتم هجري، در تبريز به دنيا آمد. او در سال 624 هجري قمري با عارف و متفكر و شاعر بزرگ ايران، مولانا جلال‌الدين محمد بلخي در قونيه ملاقات كرد. شخصيت نيرومند و نفس گرم او احوال مولانا را دگرگون ساخت.
مريدان مولانا تغيير احوال و رابطه خاص او را با شمس تحمل نكردند و به آزار او پرداختند.
به همين دليل شمس پس از شانزده ماه، بي‌خبر قونيه را ترك كرد. مولانا فرزند خود را به دنبال او فرستاد و شمس در سال 644 به قونيه بازگشت اما باز هم آزارها نسبت به او ادامه يافت تا آن‌كه در سال 645 بي‌آن‌كه كسي آگاه شود قونيه را براي هميشه ترك گفت. مولانا براي يافتن او كوشش بسيار كرد اما ديگر هرگز او را نديد. كتاب مقالات شمس تبريزي در دهه‌هاي اخير از روي نسخه خطي آن تصحيح و چاپ شده است. ديوان كبير شمس تبريزي در واقع غزل‌هاي مولاناست كه او به دليل شيفتگي‌اش به شمس به نام او سروده است.
قديمي‌ترين كتابي كه از وجود آرامگاه شمس تبريزي در خوي حكايت مي‌كند «مجمل فصيحي» است كه در سال 845 هجري قمري تأليف شده است. اين كتاب منبع معتبري است و مؤلف آن، فصيحي هروي، براي تأليف كتاب خود از منابع كهن آن زمان بهره برده است. پس از اين كتاب، در منابع ديگر نيز از وجود مدفن شمس در خوي ياد و به شخصيت‌هاي تاريخي كه به زيارت آن آرامگاه رفته‌اند، اشاره شده است.
در محل اين آرامگاه در خوي مناره‌اي قديمي وجود دارد كه به نام منار شمس معروف است و مورخان بناي آن را به شاه اسماعيل صفوي نسبت مي‌دهند. بنا بر نقل متون كهن در اين محل، سه مناره وجود داشته كه دوتاي آنها از ميان رفته و فقط يكي باقي مانده است كه عكس آن را در بالا مشاهده مي‌كنيد.»

 

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:14  توسط خوی سون | 

مجمع خوئي ها فعال شد

انصاريان به عنوان  مديرعامل، مرقاتي رييس هيات مديره و فتح الله زاده‌خوئي نايب رييس مجمع انتخاب شدند

با برگزاري مجمع عمومي و انجام انتخابات هيات مديره، سمن خوئي ها رسمي شد.

 به گزارش خبرنگار تشكل برنا، با برگزاري مجمع عمومي و انجام انتخابات هيات مديره، سمن خوئي ها به صورت رسمي فعاليت خود را آغاز كرد.

با حضور معاون استاندار آذربايجان غربي و فرماندار شهرستان خوي، رئيس شوراي اسلامي شهر و ساير مسئولين و اعضاي مجمع عمومي انتخابات سازمان غيردولتي مجمع خوئي ها برگزار و تركيب هيات مديره مشخص شد.

با انجام اين انتخابات، محمدعلي انصاريان به عنوان مديرعامل،دكتر طاها مرقاتي به عنوان رييس هيات مديره و علي فتح الله زاده خوئي به عنوان نايب رييس فعاليت خود را آغاز كردند.

 دكتر طاها مرقاتي در پاسخ به سوال خبرنگار برنا گفت: هدف از ايجاد و راه اندازي اين تشكل غيردولتي و مردمي، عمران و توسعه شهرستان خوي با حمايت از تدوين، پشتيباني و تهيه طرح هاي مربوط به امور اقتصادي، اجتماعي, فرهنگي و رفاهي با استفاده از منابع ملي و استاني در چارچوب قانون اساسي و قوانين موضوعي كشور است.

ابراهيم محمدلو فرماندار خوي نيز به برنا گفت: NGO هاي زيادي در رشته هاي مختلف در شهرستان خوي فعال هستند. هم اكنون تعداد اين تشكل ها در خوي از ميانگين استاني بيشتر است.

وي افزود: حمايت خود را از راه اندازي تشكل هاي مردمي ادامه خواهيم داد. اين تشكل ها مي توانند كمك شاياني در بهبود وضع جامعه چه از لحاظ سياستگذاري و چه از لحاظ تصميم گيري ومشاوره داشته باشند.

شريف عضو شوراي اسلامي شهر خوي نيزبه برنا گفت: شوراي اسلامي شهر خوي از ايجاد تشكل هاي مردمي حمايت ويژه خواهد داشت. ايجاد تشكل مجمع خوئي ها گام مثبتي در جهت بهبود وضعبت شهرستان خوي خواهد داشت.

گفتني است براي ايجاد تشكل غير دولتي مجمع خوئي ها تمامي اقشار شهرستان خوي همراه شده اند.

 به گفته اعضاي اين سمن چنين تشكلي در سطح كشور كم نظير است. زيرا كه حمايت مسئولين محلي و مردم را در پي داشته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 18:13  توسط خوی سون | 
در پي کاوشهاي باستانشناسي در يکي از گورستانهاي قديمي خوي 4 قوچ سنگي کشف شد.

به گزارش واحد مرکزي خبر، کارشناس باستانشناسي اداره ميراث فرهنگي ، گردشگري و صنايع دستي خوي گفت با توجه به نقش و فرمهاي موجود در پيکره اين قوچهاي سنگي قدمت آنها به دوره صفويه مي رسد.

خانم ملک پور افزود: جنس اين قوچها از نوع سنگهاي رسوبي است که حدود 400 سال قبل در ابعاد يک و نيم در يک متر توسط هنرمندان حجاري شده و پديد آمده است.

وي وجود علائم نمادين روي پيکره قوچهاي سنگي را از ويژگي هاي بارز آنها عنوان کرد و افزود :تصوير شمشير و خنجر در تنه اين قوچ ها ديده مي شود.

اين کارشناس باستانشناسي گفت : در سمت راست يکي از اين قوچ هاي سنگي يک شمشير و نام قهرمان حک شده است و در قسمت چپ آن نيز يک بز کوهي نقش بسته است که نشان مي دهد قهرمان اين قوچ شکارچي بوده يا علاقه به شکار داشته است.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 13:34  توسط خوی سون | 

 آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی، از فقها و مراجع عالی تقلید شیعه در تاریخ نوین است.

هشتم صفر 1413 مصادف با (6 مرداد 1371) زعيم حوزه علميه نجف اشرف و يكي از مراجع بزرگ تقليد جهان تشيع دار فاني را وداع گفت. جهان علم و ديانت در سوگ يكي از بزرگترين فقها، اصوليين و رجاليين معاصر نشست. شخصيتي كه در شصت سال اخير بيشترين تأثير علمي را بر حوزه هاي فقهي شيعه داشته است و صدها مجتهد و فقيه و مفتي از محضر او استفاده كرده و با تصنيف و القاي نزديك به صد جلد كتاب استدلالي به حوزه هاي علميه خدمت كرده است.


ابوالقاسم بن علي اكبر بن هاشم موسوي خويي در 15 رجب 1317(ق) در خوي متولد شد. بدنبال اختلاف علما در جريان نهضت مشروطيت پدر ايشان به نجف اشرف مهاجرت مي كند و او دو سال بعد در سال 1330 به ايشان ملحق مي شود. هر چند عراق آن روز نيز نه تنها از جريان مشروطيت و دسته بنديهاي فقها در اين مسئله خالي نيست، بلكه علاوه بر آن مبارزه علما عليه استعمار انگليس در جريان است. در اين نهضت مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي در سامرا و مرحوم شيخ الشريعه اصفهاني در نجف، نقش تعيين كننده اي دارند. ابوالقاسم جوان در چنين محيطي پس از اتمام مرحله سطح در سال 1338 در سن بيست سالگي پا به عرصه تحصيل خارج مي گذارد. و از همان آغاز آثار ذكاوت و استعداد علمي او چشمگير و مشخص است. او افزون بر 12 سال از محضر اساتيد ذيل استفاده مي كند:
1. شيخ فتح الله مشهور به شيخ الشريعه اصفهاني، شيخ مهدي مازندراني شيخ ضياالدين عراقي، شيخ محمد حسين اصفهاني (كمپاني)، شيخ محمد حسين نائيني، شيخ محمد جواد بلاغي صاحب تفسير آلاالرحمن، حكيم بزرگ مرحوم سيدحسين بادكوبي. بيشترين تحصيل او در فقه و اصول نزد مرحوم كمپاني و مرحوم نائيني صورت مي گيرد. او نزد اين دو عالم علاوه بر چند كتاب فقهي، يك دوره كامل خارج اصول را ميگذراند و پس از درس استاد، مباحث مطروحه را براي ديگر طلاب كه در بينشان اهل فضل كم نبود، تقرير مي كند. مرحوم نائيني آخرين استادي است كه او از محضرش استفاده كرده است.
در بيست و پنج سالگي (1342 ق) نخستين كتابش بنام «نفحات الاعجاز في رد حسن الايجاز» را در نجف اشرف منتشر مي كند. اين كتاب نقد و پاسخي است به كتاب «حسن الايجاز في ابطال الاعجاز» يك آمريكايي موسوم به نصيرالدين ظافر. ابوالقاسم جوان در اين كتاب از اعجاز قرآن كريم دفاع مي كند. شش سال بعد، با انتشار جلد اول «اجود التقريرات» كه تقرير دروس مرحوم ميرزاي نائيني به قلم اوست، وي را به عنوان يك مجتهد جوان در حوزه نجف معرفي مي كند. حدود سال 1352 ق. تدريس مرحله عالي خارج فقه و اصول را در مسجد خضراي نجف آغاز مي كند و در اين زمان جمعي از بزرگان علماي نجف مانند مرحوم نائيني، كمپاني، عراقي، بلاغي، ميرزا آقاشيرازي و سيد ابوالحسن اصفهاني به اجتهاد و فقاهت ايشان شهادت داده اند و در نزديك شصت سال تدريس مداوم جمع كثيري از افاضل علماي جهان اسلام در محضر او پرورش مي يابند. تدريس دو دوره كامل خارج مكاسب (بر مبناي مكاسب شيخ اعظم انصاري «ره ») و چند كتاب فقهي ديگر و نيز دو دوره كامل كتاب صلوه را در طول 25 سال، انجام مي دهد و از سال 1377 ه.ق تدريس فروع متن عروه الوثقي را آغاز مي كند و طي نزديك به سي سال توفيق مي يابد يك دوره كامل فقه استدلالي را به ترتيب عروه الوثقي به پايان برد.
او در عمر پربار خود موفق مي شود شش دوره كامل خارج اصول را تدريس كند و تدريس دوره هفتم به واسطه اشتغالات مرجعيت در مسئله «ضد» رها مي شود (ظاهراً قبل از 1400). انتشار جلد اول كتاب «البيان في تفسير القرآن» نشان داد كه ايشان در علوم قرآني و تفسير نيز مبتكري نوآور و صاحب نظري بصير است. اما علي رغم تدريس طولاني ايشان در فقه و اصول، تدريس تفسير را به دلايلي ادامه نمي دهد.
از آن مرحوم در چهار زمينه كتاب به يادگار مانده است: فقه و اصول و رجال و تفسير، و انصافاً در هر چهار رشته آثار ماندني عرضه كرده است. آرا علمي آيت ا... العظمي خويي در زمره مطرح ترين آرا دروس فقه و اصول حوزه هاي علميه است. هيچ كرسي تدريس فقهي يا اصول نسبت به آرا او نمي تواند بي اعتنا باشد، حال چه در تأييد مبناي او و چه در نقد ديدگاهش، مبالغه نيست اگر ادعا كنيم دير زماني است كه بسياري از دروس فقه و اصول نجف و قم با طرح آرا علمي او رونق مي گيرد.
در اكثر كتب فقهي يا اصول منتشرشده سي سال اخير تأثير علمي او مشهود است. موسوعه كبير رجالي او مبسوط ترين و در زمره قوي ترين مجموعه هاي رجالي شيعه است كه هر عالمي در تحقيقات رجالي خود به آن نيازمند است. تفسير «البيان» او گرچه تنها يك جلد است و مختصر، اما به جوانب مختلف علوم قرآني پرداخته است و از تفسير تنها به سوره مباركه حمد اكتفا كرده است، اما به هر حال اين تأليف يك نقطه عطف در تاريخ تأليف علوم قرآني در جهان اسلام بويژه تشيع به شمار مي رود.
مرحوم آيت الله خويي اگر چه در فقه و اصول تأليفات قلمي فراواني ندارد، اما بيشترين تأليفات فقهي اصول در تقرير دروس فقه و اصول ايشان است. نظم و دقت اصولي، رواني و سادگي بيان و دوري از حشو و زوائد باعث شده است تقريرات دروس ايشان عملاً محور مطالعه جمع كثيري از طلاب در مرحله خارج باشد. آثار مطبوع ايشان شامل آثار فقهي، اصولي، رجالي و تفسيري كه خود به رشته تحرير درآورده، ميشود.
از مشهورترين شاگردان مرحوم آيت ا... العظمي خويي مي توان از علماي ذيل ياد كرد:
شهيد سيد محمد باقر صدر، سيد علي سيستاني، سيد محمد روحاني، شيخ حسين وحيد خراساني، شيخ جواد تبريزي، ميرزا علي غروي تبريزي، شيخ مرتضي بروجردي، سيد رضا موسوي خلخالي و ديگر بزرگان.
آن مرحوم در تمام عمر ممحض در فقه و اصول و تدريس و تأليف بود و حفظ حوزه علميه هزارساله نجف اشرف را وظيفه اصلي خود مي دانست. در زمان زعامت ايشان بر حوزه فيضيه نجف اتفاقات بسيار مهمي در عراق و ايران و جهان رخ داد. آن مرحوم در بعضي قضاياي مهم مانند كشتار فيضيه در سال 1342، تبعيد مرحوم امام خميني به تركيه و سپس به عراق به نفع نهضت اسلامي موضع گرفت. در تلگرافي در جريان جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل خواستار تحريم نفت و قطع رابطه با رژيم صهيونيستي شد و از مردم فلسطين حمايت كرد در جريانات اخير عراق، ايشان متحمل تضييقات و مشقات فراواني از سوي رژيم بعثي عراق شد.
مرحوم آيت ا... خويي (ره) عالمي بود كه سعي كرد فقه شيعه را فارغ از زمان و مقتضياتش به شيوه سنتي استنباط كند و فقه فردي را كمال بخشد و در اين راه منشأ خدمات فراواني شد. علم اصول در منظر ايشان رفيع ترين جايگاهها را داشت و همين جايگاه ويژه علم اصول مهمترين خصيصه مكتب فقهي معاصر نجف (كه ايشان شاخصه آن است) به شمار مي رود. هم زمان با ايشان شاهد دو مكتب فقهي ديگر در قم هستيم. مكتب اول: روش مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره) است كه مكتب فقهاي نجف را استنباط افراطي در استفاده از علم اصول فقه مي داند و مي كوشد با توجه به چند عنصر تعيين كننده يعني تاريخ فقه و سير تطور هر مسئله در بستر زمان، و توجه به اقوال اهل سنت به عنوان قرائني براي فهم روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام و توجه به اصول متلقات، با تمسك كمتر به اصول عمليه و صنايع ديگر اصولي خود را به گوهر شريعت نزديك كند.
مكتب دوم: روش اخير مرحوم آيت الله العظمي امام خميني (ره) است كه پس از پياده كردن نظام اسلامي و لمس مشكلات اجرائي احكام شرع انور با توجه دادن به عناصر تعيين كننده زمان و مكان در فقه بسوي رفع نقيصه فردگرايي فقه شيعه و پي افكندن فقه اجتماعي شيعه به پيش مي رود. براي آن سيد جليل القدر رحمت و رضوان پروردگار را طلب مي كنيم.
 

آیت الله حاج ابوالقاسم خوئی ره
 مزاری در صحن مولا علی (ع)

 مزار مرجع بزرگ شیعیان جهان مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در یکی از حجره های صحن شریف علوی در نجف اشرف قرار دارد .آن فقیه بزرگوار در نیمه ماه رجب سال 1317 هجری قمری در شهر خوی از شهر های آذربایجان متولد شد و پس از چند سال به همراه پدرش برای تحصیل علوم دینی به نجف مهاجرت کرد .از اساتید ایشان می توان از شیخ مهدی مازندرانی ، شیخ ضیاءالدین عراقی ، شیخ محمد حسین نائینی، شیخ محمد جواد بلاغی ، سید حسن بادکوبی و سید علی آقا قاضی نام برد و از شاگردان وی می توان به میرزا جواد آقاتبریزی ، حسین وحید خراسانی ، سید محمد حسین فضل اله ، علاءالدین بحرالعلوم ، امام موسی صدر،شهید سید محمد باقر صدر، دکتر احمد وائلی  و آیت الله العظمی سیستانی – مرجع بزرگ شیعیان – اشاره کرد .آن فقید سعید ، صاحب رای و اندیشه منحصر به فرد در علم رجال و اصول فقه بود و نگارش مجموعه بیست و چهار جلدی معجم رجال حدیث و تفضیل طبقات رواه او را به اشتهار رسانید .آن عالم برجسته در هفدهم مرداد 1371 هجری شمسی مصادف با هفتم صفر سال 1413 هجری قمری دار فانی را وداع گفت و حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی بر وی نماز گزارد و درجوار مرقد جد بزرگوارش امیرالمومنین علی (ع )در نجف اشرف به خاک سپرده شد .پلاکاردهایی  بمناسبت سالگرد درگذشت ایشان ( البته به تاریخ هجری قمری ) در نجف اشرف نصب شده بود از آن جمله این پلاکاردها که بیانگر جاودان بودن یاد او در اذهان و خاطره هاست :رحم الله الامام الخویی فقد کان جذوه علمیه و طاقته معرفیه لم تتوقف طیله سنوات عمره الشریف  . ( الحوزه العلمیه فی النجف )و یا این جمله از پلاکارد که برتری ایشان در علوم اصول و فقه را یادآور می شود :الامام الخویی رحمت اله علیه رمز شامخ من رموز النجف العلمیه و له الفضل الکبیر فی ارساء قواعد مدرسه النجف الحدیثه فی الاصول والفقه ( الحوزه العلمیه فی النجف ).در کنار تصویر آن مرجع فقید عکسهایی دیگر از خانواده ی وی دیده می شود . از جمله سید عبدالمجید فرزندش با عنوان " شهید المظلوم المجاهد حجه الا سلام والمسلمین حاج سید عبدالمجید خویی" . او 41 ساله بود که رهبری بخشی از شیعیان انقلابی در قیام سال 1991 بر علیه صدام را بر عهده داشت و بعد از شکست انتفاضه و قتل عام مردم به لندن گریخت و در آنجا ریاست بنیاد خویی و مو سسه امام علی ( ع) را بر عهده داشت .سید عبدالمجید در فروردین ماه 1382 در یک عملیات تروریستی در نجف اشرف به همراه چند تن از همراهانش به قتل رسید و در کنار پدرش به خاک سپرده شد .

روحش شاد باد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:27  توسط خوی سون | 
۲۶ تیر ماه روز اجتماع انجمن خویی ها در تهران:

اطلاعیه:

به همت دکتر طه میرقاتی و سایر اعضای موسس انجمن خویی ها، احتماعی عظیم مدیران و مسئولین خویی سراسر کشور،علما و اساتیدو افراد صاحب نظر و خلاق و متفکر و همچنین صاحبان صنایع و بازرگانان صاحب نام خویی در سراسر کشور در روز میلاد مولی الموحدین علی (ع) در سالن اجتماعات حسینیه خویی ها واقع در تهران- خ. آذربایجان روبروی بیمارستان شهریار تشکیل خواهد شد.

موضوع بحث: سازماندهی انجمن و کارگروههای تخصصی و بحث و تبادل نظر پیرامون مشکلات منطقه خوی و ارائه راهکار و هم اندیشی 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 21:19  توسط خوی سون | 
روز جمعه بار دیگر حرکتی ماندگار برای تعالی هر چه بیشتر شمس در فرهنگ ملی ما و توجه به جایگاه والای عرفان در شهر عزیزمان خوی برپا شد . حرکتی که بار دیگر تبسم را بر چهره مردان خسته از جور نارفیقان و نا آگاهان باز گرداند.بنده حقیر نیز  به عنوان یک سربازکوچک خوی سریعا خودم را به این مراسم رساندم با دیدن چنین حرکت ارزشمندی به خود بالیدم، و بر این همه لطف الهی شاکرم.آفرین بر همت مسئولان شهر و دست اندر کاران این همایش ...جادارد از زحمات حجت الاسلام جناب آقای دکتر مرقاتی،جناب آقای انصاریان همشهری فاضل و پرکار و خیرمان، رییس و اعضای شورای شهر، شهردار محترم و پرسنل توانمند شهرداری و نماینده محترم مجلس و فرماندار محترم و خبرنگاران محترم و صاحبان رسانه ها،سایر بزرگان جانانه تشکر نمایم.جداْ قلب مردم عزیز خوی راشاد کردید.امیدوارم فعالتر از پیش هر روز شاهد حرکت های جدیدتر و نوآورانه در جهت شکوفایی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی شهر پر افتخار خوی باشیم...

در بخش ادامه مطلب ،اخبار این همایش را که عیناْ از هفته نامه وزین «اورین خوی» اقتباس شده  نقل نموده ام. با تشکر از جناب آقای حسن زاده و هیات تحریریه محترم این نشریه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:28  توسط خوی سون | 
چند وقت پیش به یکی از دوستان نویسنده پیشنهاد دادم تو نشریات شهرمون اطلاعیه بدن تا مجمع وبلاگ نویسان خویی رو راه بندازیم...یه جا که نویسندگان خویی بتونن همفکری کنند و اقدامات سالم و هدف داری رو در جهت آبادانی شهرمون به راه بندازن...اما هنوز که خبری نشنیدم...چه بدونم شاید هم یه کارایی دارن میکنن...به قولی  : سسی سورا چیخار!!!

به نظرم اگه چنین انجمن یا کانونی شکل بگیره میشه خیلی راحت از مشاوره افراد خوش فکر استفاده کرد و حرکت های فرهنگی و اجتماعی و حتی زمینه سازی برای امور عمرانی و اقتصادی خوبی رو شروع کرد.

فقط یه کم همت میخواد که بحمدالله در جوانان خویی( نَه بولدی همت!!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:39  توسط خوی سون | 

چند وقت پیش فکر میکردم... ما خویی ها هم عجب مردم افراطی هستیم!! بعضی موقع ها چنان بازار مطلب و مقاله راجع به شهرمون چنان داغه که آدم نمی دونه کدومو بخونه ..! مثل همین ایامی که کنگره شمس تو خوی برپا بود...بعضی وقتا هم مثل این روزا حتی مطالب هفته نامه ها و جراید خویی هم چنگی به دل نمی زنه... البته خودمم مشمول این حرفهام ها...! ولی خداییش ما که نویسنده نیستیم و اگه خدا همتی بده و وقتی باشه دست به کیبورد !! میشیم.! چه میدونم شاید سرمای زمستون ماها رو هم منجمد میکنه ! یاد شعر معروف می افتم که ...رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود...

 اما خداییش تو این بی خبری هم میشه کلی کار مفید راه انداخت...برنامه ریزی برای آینده یکی از این کاراست...

فکر میکردم اگه ما میتونستیم برا این دیار گل محمدی... جشن گلاب گیران که خداییش هم سزاوار همین شهر بود که به نام اون چنین جشنی رو همه ساله در هنگام برداشت گل محمدی (قیزیل گول خودمون)شاهد باشیم،  راه بندازیم...اونوقت  شاهد حضور کلی ایرانگرد و جهانگرد تو شهرمون بودیم...

در كتاب نزهه المجالس صفحات 82 و 619 يك رباعي از ظهيرخونجي شاعر سده ششم و هفتم وجود داره كه تو اون اصل گل سرخ محمدي رو از شهر خوي دونستهو اين رباعی  رو براتون عیناْ نقل میکنم:

گل را مبارك رخ و فرخنده پی است/ هر جا كه بود زينت، آنجا ز وی است

گفتم ز كدام شهری ای من خاكت/ گفتا نشنيده ای كه اصلم ز خوی است؟

 اواسط خرداد ماه میتونه بهترین زمان برای چنین جشنی باشه.تو این ایامه که که بوی گل محمدی فضای شهر خوی رو پر می کنه و از همه جاي صحرا و كوچه باغهای این  شهر  بوی دل انگيزی به مشام میرسه. تو  این روزا اگه از کنار مغازه های خیابانهای اصلی شهر بگذریم، بساط گل فروشها رو که تلّی  از گلهای تازه چیده شده رو برای فروش پهن کردن  شاهد خواهیم بود... و چه صحنه زیبایی است...

 اصولاْ ماه خرداد رو تو خوی  "گول آيی"(يعني ماه گل) میگن و اين تعبير قدمت رواج بازار گل محمدی رو در شهرمون نشون میده... گلاب گیری هم این روزها رونق میگیره و مردم تو خونه هاشون دیگهای مخصوص گلاب گیری(نی گازان در زبان محلی)  رو   براه میکنن...

زنهای خونه دار مشغول تهیه مربای گل  و  گلقند(نوعی مربا که بدون حرارت آتش فقط با مخلوط کردن خاکه قند با گلبرگهای گل محمدی و ریختن آنها در ظروف شیشهای و گذاشتن در جلو تابش نور آفتاب به مدت ۴۰ روز درست میشه) هستن.خشک کردن گلبرگهای گل محمدی برای پودر کردن و استفاده در غذاها یا خوش طعم کردن دوغ هم از دیگر مشغله های زنهای خویی تو این ایامه.

 کاش مسئولین امر همت کنند تا ضمن حفظ و گسترش و مزارع موجود جشنواره گلاب گیری به زادگاه اصلی خودش برگرده و گلاب خوی که حتی از گلاب قمصر نیز خوش عطر و بوست به جایگاه مناسب و در شان و منزلت واقعیش دست پیدا کنه...

البته اگه جوونای خوش فکر امروز و قدیم خویی خوب فکراشونو جمع کنن کلی کار دیگه هم میشه راه انداخت...فکرشو بکنین...جشن گل آفتاب گردان... هفته شمس...هفته پوریای ولی...هفته شعرای خویی...و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:18  توسط خوی سون | 

گزارشي از اولين جلسه مجمع خويي‌ها در تهران

 نوشته :ر ـ عليزاده -هفته نامه اورین خوی

روز جمعه هفتم دي ماه 86 حسينيه خويي ها در تهران ميزبان بيش از 700 نفر از خويي هايي بود كه براي تشكيل يك مجمع همياري و همكاري گرد هم آمده بودند.

هر چند خبر تشكيل چنين جلسه اي از چندين ماه قبل به گوش مي رسيد، اما دعوت نامه آن در هفته ولايت با مضمون ذيل به خويي هاي مقيم اقصي نقاط كشور ارسال شد:

»بسمه تعالي ـ »من كنت مولاه فهذا علي مولاه«

با سلام و تبريك اعياد اسلامي قربان و غدير، بدين وسيله از جنابعالي دعوت مي شود در مجلس جشن و سروري كه به مناسبت عيد ولايت برگزار مي گردد شركت فرمائيد. اميدواريم اجتماع پر شور شما بزرگواران در اين جمع صميمي علاوه بر تشويق برگزار كنندگان، اين فرصت را فراهم آورد كه درباره تشكيل مجمع خوئي ها جهت رشد، توسعه و اعتلاي فرهنگي شهرستان خوي گزارشي ارائه شود تا پس از دريافت كتبي پيشنهادات تكميلي شما، اقدامات لازم به عمل آيد.

با سپاس ـ ستاد برگزاري و هيات امناي حسينيه خوئي ها

زمان 86/10/7 ساعت 10 تا 12قبل از ظهر(به صرف ناهار)

مكان: تهران، خيابان آذربايجان، نرسيده به خيابان آزادي، رو به روي بيمارستان شهريار، حسينيه خوئي ها«

اين دعوت نامه منجر شد حدود 80 نفر از شهرستان خوي، 30 نفر از طلاب خويي حوزه علميه قم و تعدادي از خوئي هاي مقيم تبريز، اروميه، تهران و... به تفكيك حدود 200 نفر خانم و بيش از 500 نفر ازآقايان، در روز موعود، در اين حسينيه گرد هم آيند.

در بين شركت كنندگان در اين جلسه، شخصيت هاي مختلفي از هر صنف به چشم مي خورد، همچون: آيت الله قبله‌اي، آيت الله كوه كمري، دكتر طه مرقاتي، امام جمعه خوي، نماينده مردم خوي، فرماندار خوي، شهردار خوي ، اعضاي شوراي شهر خوي، شفق (مدير عامل باشگاه ورزشي فرهنگي ابومسلم خراسان)، جمعي از علماء روحاني ، اساتيد علمي، شخصيت هاي فرهنگي، خيّرين و . . .

با اين گردهم آيي، حسينيه "خويي هاي مقيم مركز" با معماري و طراحي زيبا و چشم نوازش، گونه ديگري جلوه يافت.

ساخت اين حسينيه به سال 1369 برمي گردد. اولين معمار و مهندس ناظر آن، مرحوم محمدرضا متقالچي خويي بوده (جا دارد در اينجا يادي از ايشان شود)كه به همراه مهندس دادمان وزير اسبق راه و ترابري، در سانحه سقوط هواپيما به شهادت رسيد.

مساحت زمين حسينيه، نزديك به يك هزار متر است و داراي زيرزمين و سه طبقه روي زمين است. در بخشي از زيرزمين، چاپخانه اي فعال است كه به حسينيه تعلق دارد.

حسينيه در طبقه اول ساختمان باششصد متر زيربنا ساخته شده است. اين طبقه، با نصب پرده اي بزرگ به دو بخش مردانه و زنانه تقسيم شده است و بر ديوار شمالي آن كاشي هاي فيروزه اي با نوشته هايي به رنگ سفيد به كار رفته است.

در طبقه دوم، آمفي تئاتر با همين مساحت و با ظرفيت حدود چهارصد نفر واقع شده است.

در طبقه سوم نيز سالن كتابخانه قرار دارد.

همچنين، شعري از شاعر خويي به زبان تركي به نام ميرزا عبدالوهاب خويي بر ديوار شبستان نوشته شده است. وي متخلص به "حقير" و متوفي 1320 هجري قمري است.

"سوار اولدي علي اكبر سمند باد پيمايه

اوجالدي كلمه تكبير صوتي عرشي اعلايه"

و در بيت آخر اين شعر آمده است:

"برات خط آزادي اولور هول قيامتدن

قالاگر خامه و دفتر "حقيرا" الده سرمايه."

در اين حسينيه، سه ستون به چشم مي‌خورد كه بر روي هركدام نام چند تن از معصومين(ع) و اشعاري در رثاي سيدالشهداء(ع) نقش بسته است.

 محراب حسينيه با كاشيكاري هاي ظريف و خوش رنگ با زمينه فيروزه اي، نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي كند و بخشي هايي از سقف حسينيه كه انعكاس نور از آينه كاري هايش جلوه زيبايي به فضاي حسينيه داده است. . .

مراسم با حداقل تاخير يعني سر ساعت 10 و10 دقيقه با پخش سرود جمهوري اسلامي ايران وقرائت آياتي از كلام الله مجيد آغاز گرديد.

 مجري برنامه ،مهندس انصاري بود.وي در آغاز برنامه از آيت اله قبله اي جهت خير مقدم گويي دعوت كرد .

آيت اله قبله اي ضمن تشكر از حضار وتبريك عيدسعيد غدير، به اهميت امامت وهم رديف بودن آن با نبوت اشاره كرد وگفت: دوستي با علي (ع) سپر انسان درمقابل آتش جهنم خواهد بود .

بعد از سخنان كوتاه ايشان »ناصحي« از شاعران خويي مقيم تهران ، اشعاري از مرحوم استاد آقاسي و مرحوم قدسي كه به قلم مرحوم وليزادگان نوشته شده بود، قرائت كرد .

 دكتر طه مرقاتي سخنران بعدي مراسم بود. وي، اهداف تشكيل اين مجمع را به طور مختصربيان كرد كه به نظر مي‌رسيد تشكيل كميته هاي مختلف و لزوم حضور فعال مردم در جهت توسعه واعتلاي شهرستان خوي، مهمترين هدف اين جلسه  بود .

بي اختيار چشمم به ديوار شمالي حسينيه افتاد كه جمله هايي از سالار شهيدان(ع) بركاشيكاري آن نوشته شده بود : "»مردم بندگاني براي دنيا هستند. دين به مقداري كه زندگي آنان را بچرخاند در دهانشان و زبانشان شيرين است. زماني كه مورد آزمايش قرار بگيرند، تعداد دينداران به اندك مي گرايد."«

جاي خالي مرحوم آيت الله محمد حسن بكايي، باني و واعظ حسينيه، با عصا و صندلي مخصوصش كاملاً احساس مي شد.

وي چه با شور و اشتياق، به دنبال تكميل حسينيه، مخصوصاً كتابخانه آن بود و مي گفت:» "ساخت حسينيه از شعارها و عقايد ما شيعيان است. هر حسينيه بايد پايگاهي باشد كه در آن فرهنگ عاشورا تبليغ شده و عقايد و دستورات امام حسين(ع) به مردم عرضه شود. به همين دلايل در ساختن حسينيه اصولي را رعايت مي كنيم تا به بهترين شكل بتوانيم اعتقادات ديني و مخصوصا عقايد تشيع را پياده كنيم، از طرفي بايد ساختمان حسينيه و معماري آن به شكلي باشد كه جلوه و عظمت مناسبت‌هاي حسيني را در ذهن حاضران بيدار كند."« كاش زنده بود و تحقق يكي از آرزوهايش را به عينه مي ديد.

اجراي تواشيح در وصف علي (ع)، قسمت بعدي برنامه بود كه گروه تواشيح محراب به زيبايي آن را اجرا كرد. در اين گروه شش نفري، برادران سهراب وشيرزاد احمدي ـ دو همشهري عزيزمان ـ به چشم مي خوردند .

در ادامه، نوبت به حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا شكوري امام جمعه فرزانه خوي رسيد.ايشان ابتدا گزارشي از وضعيت فرهنگي و اجتماعي خوي ارايه نمود و گفت:

ـ وحدت و انسجام موجود در ميان مردم، مسوولان و روحانيت در حد مطلوب وجود دارد بطوريكه مي توانم با قاطعيت ادعا بكنم كه بعد از پيروزي انقلاب هيچ وقت وحدت و انسجام در اين حد نبوده است.

ـ فعاليت ها براي برنامه ريزي و سازماندهي مردم و تشكل هاي ديني در حد مطلوب پيش مي رود به عنوان مثال چند نمونه را مطرح مي كنم:

الف) تشكل روحانيت تحت عنوان جامعه روحانيت و بوجود آمدن شوراي روحانيت براساس يك اساسنامه كه فعاليتهاي بي سابقه و ماندگاري براي روحانيت انجام داده و مي دهد كه تاكنون سابقه نداشته است.

ب) تشكل مردمي گروه همياري مردم اقشار مردم توأم با اساسنامه مربوطه مصوب كه96 نفر اعضاي منتخب و9 نفر گروه مركزي دارند و جلسات خود را در زمينه بررسي مشكلات عمومي شهر برگزار مي كنند.

ج) سازماندهي هيئت هاي امناي مساجد شهر براساس يك اساسنامه و راه اندازي يك هيئت مركزي با انتخاب اعضاي تمامي هيئتها.

د) سازماندهي هيئتهاي عزاداري كه تاكنون متجاوز از90 هيئت در تحت يك تشكل سازماندهي شده اند و اقدامات خوبي انجام داده اند. از آن جمله است: تشكيل جلسات آموزش مداحي و پالايش مداحي ها و عزاداريها از خرافات.

ـ حضور مردم در صحنه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي نسبت به گذشته خيلي بالا رفته و از حالت بي تفاوتي و سرخوردگي قبلي خارج شده است.

ـ حضور مردم در مسائل عبادي از قبيل نماز جمعه و جماعات و ساير جوانان در اين مراسم موجب شگفتي مردم ساير شهرها شده است.

حاج آقا شكوري، درخواست و انتظاراتي از همشهريان تهراني هم داشت:

قبل از بيان درخواست ها لازم به يادآوري است كه احساس مسئوليت در برابر وطن و زادگاه دستور اهل بيت عليهم السلام است: اميرالمؤمنين(ع) فرمود: از بزرگواري انسان علاقه او به وطن خويش است.

باز آن بزرگوار مي فرمايد: شهرها با وطن دوستي آباد مي شود.

وي درخواست هايش را چنين بيان كرد:

1ـ راه اندازي يك تشكل فراگير با محوريت حسينيه و با حضور عموم همشهريان.

2ـ راه اندازي بانك اطلاعات براي شناسايي امكانات، نيازها،كمبودها، استعدادها، نخبگان و متخصصان خوي در سطح كشور.

3ـ برنامه ريزي براي رشد و توسعه خوي در زمينه هاي مختلف.

سخنراني امام جمعه خوي 20 دقيقه طول كشيد.

»چرا مجمع اين همه دير تشكيل مي شود؟« اين سوالي بود كه تقريباً همه حضار از همديگر مي پرسيدند.

حسينيه خويي ها مستقيماً روبروي ساختمان بيمارستان شهريار واقع شده و از جمله نكاتي جالبي كه در اين حسينيه رعايت آن واجب است رعايت حال همسايگان حسينيه است. در بخشي از كتيبه حسينيه به اين نكته اشاره شده است: "»شبكه هاي صوتي سالن هاي ساختمان با دقت تمام طوري تنظيم شده است كه صدايي از اينجا به بيمارستان منعكس نمي شود. لذا ضرورت دارد از هرگونه دخل و تصرف و ايجاد تغييرات در آن شبكه اجتناب گردد."«

تشكيل اين مراسم نشان مي داد، اين حسينيه علاوه بر اينكه مكان زيبا و با شكوهي براي برپايي مراسم عزاداري حسيني و ديگر برنامه هاي ديني از جمله دعاي ندبه در صبح هاي جمعه و ديگر برنامه هاي ديني است، از اين به بعد مكاني براي گردهمايي و ديدار اهالي خوي خواهد بود.

سخنان امام جمعه خوي در تائيد يكي از آرزوهاي حاج آقا بكايي(طاب ثراه) بود كه مي گفت: "»از ديگر انگيزه هاي ساخت اين حسينيه اين است كه خويي هاي مقيم تهران، محلي داشته باشند تا در آن براي حل مسائل پيش رو و حتي مشكلات و برنامه هاي شهر خود تصميمات مفيد بگيرند. از طرفي چنانچه فردي از اهالي خوي نياز به كمك داشته باشد، مي توان از طريق همين محل به خواسته اش رسيدگي كرد."«

مراسم، با سخنراني خانم حاجيه انصاريان از خيّرين بنام شهرستان خوي بعنوان نماينده بانوان ادامه يافت. وي ضمن تبريك اعياد قربان و غدير ، فضايلي از علي (ع) برشمرد و  حمايت بانوان در تبليغ فرهنگ اصيل اسلام را خواستارشد. وي همچنين بر شركت بانوان در فعاليتهاي اجتماعي و استفاده از استعدادها وتجارب آنها  تاكيد كرد .

در ادامه مراسم ،موسسه عصاي سفيد وانجمن نابينايان تهران كه به همت جمعي از خيرين خويي مقيم تهران تشكيل گرديده به حضار معرفي شد واز طرف اين انجمن به پنج نفر از 120 نفر عضو انجمن نابينايان خوي هدايايي به رسم يادبود، توسط فرماندار،امام جمعه واعضاي شوراي شهر خوي اهداء شد .

برنامه بسيار با شكوه بود و عظمت بناي حسينيه هم بر زيبايي هاي آن افزوده بود. حسينيه اي كه هزينه تأسيس آن را صرفاً خويي‌ها مي پردازند و علاوه بر اينكه تأمين بودجه آن بر عهده خويي هاست، اداره آن نيز تنها برعهده خويي هاست.

هيات امناي اين حسينيه معتقدند: »"اگر در تهران تنها يك خويي باقي بماند، اداره و اختيار حسينيه برعهده اوست."« از تبعات اين تصميم تبديل شدن حسينيه خويي ها به مركزي جهت ديدار همشهري  هاست، يعني همان سنت پسنديده صله رحم و تلاش براي كمك و رفع نياز هاي يكديگر و حفظ اصالت هاي ديني و قومي منطقه اي در سرزمين پهناور ايران!

 قرائت اشعاري به دو زبان فارسي و تركي آن هم در وصف علي (ع)، توسط شاعر شهرمان بهرام صاحبدل حسن ختام برنامه بود كه مورد تشويق حاضرين قرار گرفت.

در اثناي برگزاري اين مراسم، فرم عضويت در مجمع خويي ها بين حضار توزيع شد و بر تكميل و تحويل آن تاكيد شد.

 بعد از پايان مراسم، نماز جماعت به امامت آيت اله قبله اي در حسينيه برگزار شد وبعداز صرف نهار، اولين جلسه مجمع خويي ها در ساعت 14/30خاتمه يافت.

دكتر طه مرقاتي هماهنگ كننده اين برنامه بود و آقايان رهنمون ، اسماعيل لو و . . . هم با تقبل هزينه هاي اياب و ذهاب، اسكان و غذاي مدعوين، در برگزاري آن سهم مهمي داشتند و برادران پيربداقي هم در پذيرايي از ميهمانان زحمات زيادي كشيدند.

تشكيل جلسات خصوصي با خويي هاي خارج از خوي، از برنامه هاي جنبي اين مراسم بود.

دريكي از اين جلسات، حاج شيخ سعيد فاضلي درخصوص اخذ موافقت اصولي وتاسيس درمانگاه خيريه امام موسي بن جعفر(ع) در زمين اهدايي حاج محمود علايي‌فر در بلوار چمران خوي مطالبي بيان كرد و گفت:اين درمانگاه به عنوان سكوي پرتاب در راستاي جلب كمكهاي بيشتر مردم در ساختن بيمارستان آيت الله خويي در نظر گرفته شده است كه فعلاً در حال اتمام طبقه چهارم(آخر) آن هستيم.

جلسه ديگري هم با حضور روحانيون و طلاب خويي مقيم خوي و قم تشكيل يافت و با اين جلسات گامي مهم در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي برداشته شد.

براي برگزاري اين مراسم، هر چند برنامه ريزي هاي خوبي صورت گرفته بود، اما به نظر مي رسيد بهتر از اين هم مي شد به اهداف والاتري دست يافت.

اميد است، دومين جلسه اين مجمع كه قرار است اواخر ارديبهشت يا خرداد ماه 87 در شهر خوي برگزار شود، اهداف آن بيش از پيش تبيين و در رسيدن به آنها گام هاي اساسي‌تري برداشته شود.

امام جمعه خوي سخن جالبي در پيرامون اين حسينيه  دارد و مي گويد: »اگر اين حسينيه تقويت شود، خيلي از مشكلات خوي حل مي شود. مثلا  براي بررسي برخي از اين مشكلات، ديگر لازم نيست فلان مسئول كشور به خوي سفر كند ، مي توان وي را به همين حسينيه دعوت كرد و در آنجا مشكلات را در حداقل زمان ممكن حل نمود

به اميد آن روز.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 17:49  توسط خوی سون | 

چله خانه

نشسته، قامتت بلند  ... سرت به فرق آسمان ...به چيدن ستاره ها...نشسته ای تو همچنان 

آهای سنگ سنگ تو...چو شهرزاد قصه گو...دمی ترانه ساز کن...زلال ناب غصه گو

 آهای چله خانه ام...ز چله ها گذشته ای...دلت پر از شراره است...اگر چه پير و خسته ای

 ببين شرار آتشت...به سنگ ها دميده جان...به خاک ها رسانده روح...قسم به پير نخجوان (1)

 تو بزم عاشقانه ای...شميم عارفانه ای...تو چله خانه ی جنون...تو عشق را نشانه ای

 صبورمن نجيب من...ز سنگ جوشداب تو...نه من فقط، خراب و مست...که شهر از شراب تو

 به درگهت(2) حرير نور...به رقص با زلال آب...به نغمه پونه های ترد...تو همچنان خراب خواب

 آهای پير دلفريب...آهای چله خانه ام...به سينه ات نشانده ام...به خط خود نشانه ام

 1-مزار عارف نامی پیر عمر نخجوانی در پای چله خانه قرار دارد.

2-درگاه؛ در سینه چله خانه جنگلی کوچک و بسیار با صفاست با چشمه ای که از دل سنگ می جوشد و نذرگاه مردم محلی است.

نوشته شده توسط استاد خسرو کرمانشاهی
----------------------------------------------------- 

دو غزل ناب از :

 

        عبدالعلی آیرملو ( وفا ) - خوی

 

 به سفارش یکی از بینندگان محترم وبلاگ...با احترامی ویژه به شاعر عزیز شهرمان استاد آیرملو

سینار

 

نئجه کی شاختا کولَک بادِ باهاریله سینار

 

باهارین قیمتی ده سئوگیلی یاریله سینار

 

گؤزه لیم چیخسا باغا ، اؤزگه قیامت قوپاجاق

 

قامتین گؤوسه اگر ، سرو چیناریله سینار

 

یاشی اون دؤرد اولالی ، قوینو دؤنوب نار باغینا

 

بللی دیرآلمالارین قیمتی ناریله سینار

 

دئدیم آی قیز قولومو بوینونا سالسام نه اولار؟

 

دئدی نازیکدی بئلیم ، گؤزله فیشاریله سینار

 

دئدیم اذن ایسته ییرم بیر اتگیندن یاپیشام

 

دئدی یوخ یوخ ، کی گولون قیمتی خاریله سینار

 

دئدیم عشقین اوره گیمده گول آچیب ، بار وئره جک

 

دئدی بار وئرسه ده گؤزله ، بوتا باریله سینار

 

دئدیم اینجیتمه « وفا» نی گؤزه لیم ، شیشه نَدیر؟

 

ائله نازیکدی خیالیم کی غوباریله سینار.

 

نئجه یازیم؟

 

من ائلیمین سؤزلرینی نئجه اؤزگه دیله یازیم ؟

 

بیر سیز دئیین من گؤی گؤزه ، نئجه قاراگیله یازیم؟

 

بیری دئییر دؤن ائله یه ، بیری دئییر باخ بئله یه

 

بیری دئییر بئله یازیم ، بیری دئییر ائله یازیم

 

قولاغیمی باتیرسادا قارغالارین قاریلتیسی

 

من یاریما سؤز وئرمیشم سرزلریمی گوله یازیم

 

دلی لردن ایواز خانی ، موغاندان دا خان چوبانی

 

ستّارخانی تبریزینه ، سونانی دا گوله یازیم

 

مندن تعریف ایسته سز ده ، دئیین آلا گؤزدن دئییم

 

مندن یازماق ایسته سزده ، قویون دورنا تئله یازیم

 

روستم گئتسین دماونده ، آغ دئوینی قووالاسین

 

من ده گلیم ، کوراوغلونو قارلی چنلی بئله یازیم

 

آی خان چوبان ! آراز ، موغان ! من سارامی تاپانمادیم

 

دئییرم کی نه دئییر سیز بیر کاغیذدا سئله یازیم

 

یاز گلیبدیر ، چمن یئنه آل یاشیلا بورونوبدور

 

آمما منیم گؤزوم یولدا ، گله جکدیر هله یازیم

 

آی گؤزلری دولان بولوت ، نم نم چیله گؤزیاشیمی

 

اوخویورسان اورگیمدن چیله بولبول ، چیله یازیم.

*************************************

شمسی دگر  (نقل از ماهنامه اندیشه فرهنگی)

مهدی لایموت

طالع شده است از باختر امروز یک شمسی دگر
پرنورو روشن ساخته است این مُلک رااو سربه سر
ای بلبل لب دوخته از هجر جانان سوخته
آواز شادی سربده آن سرو رعنارا نگر
ای عارف آشفته دل اندرفرقت را یِهِل
بارت بشارت صد هزار پیرومراد آمد ز در
شمسی که می گفتی اگر آید شود شب ها سحر
ای مولوی خیز ونگر درکوی ماشد جلوه گر
آن پرتو انوار او  آن نور گهر بار او
پرتو فشانی می کند زین شمس هم تابنده تر
آن نور تو آن سور تو  آن دولت منصور تو
طیار کوه طور تو آورده درمنقار زر
آن روح تو آن نوح تو آن فاتح و مفتوح تو
آن سینه مشروح تو دردُرج خود دارد گهر
آن لطف تو آن قهر تو آن قطره و آن بحر تو
آن شمس تو هم چون قند تو برجا فرو ریزد شکر
آن روز تو آن روزه ات آن حاصل دریوزه ات
آن آب تو آن کوزه ات بحری خروشان کرده برّ
شمس الحقت را این زمان دارالصّفا شد میزبان
نی او نباشد میهمان این خانه را صاحب مگر

 مولوی در بارگاه شمس (نقل از ماهنامه اندیشه فرهنگی)

هایم (صاحبدل)

شهر خوبان است و دارالمؤمنین
جمع درویشان و ارباب یقین
شهر  « زریاب» است و مردان خدا
چون »خویی« ، پیر حقیقت آشنا
شهر » مرقاتی « که مرآت خداست
شهر » فانی« آن که با حق دربقاست
شهر » حیران خانم«  شوریده حال
آنکه جانش داشت باحق اتصال
شهر » واقف « هاو»تائب« هاست خوی
شهر» سالک « هاو » صاحب « هاست خوی
شهرپیران طریقت آشناست
شهر» بهلول« ودیار»پوریا«ست
شهر» مفتون« شاعرشیرین زبان
شهر»ملامهرعلیّ «خوش بیان
شارح نهج البلاغه »هاشمی«
ازهمین شهر خوی است و فاطمی
ای  » نوایی« شیخ صاحب حال ما
گوخوش آمدیارنیکو حال ما!
سید» کوثر« تو ای صاحب کمال
ای ستادی ازچه درصفّ نعال ؟
ای طهوری باده ات جان مست کن
با  رحیق عشق ،یاران مست کن
» فاضلی« برخیز و استقبال کن
پرس و جو از حال اهل حال کن
بزم مستان است و خیل اولیا
ساقی مجلس » حقیر« است و » فنا «
» مظهر« و » دانش « به لب ها این شنید
ای گروه همدلان خوش آمدید !
شمس تبریز است  اینجا میزبان
کوی وبرزن تهنیت گو بی زبان
مولوی با جمع مستان می رسد
با گروه می پرستان می رسد
از فراق یار چون نی درنوا
آنکه دارد از جدایی شکوه ها

شعر ترکی عباس حاجی زاده   مربوط به شهرستان خوی

                                     آنا یوردوم گوزل خوی

ای گوزل خوی، یتیرن تپراقی اصلان وطنیم            آنا یوردوم اولارام من سنه قوربان  وطنیم

سنون عشقینله داماردا دولانار  قان  وطنیم            گزرم گلشنین ایچره  تاپارام  جان   وطنیم

                                      سولماسون گللرین هچ اولما پریشان وطنیم

نه یازم شانلی دیارم  سنه چوخ واردی سوزوم               سنه دیوانه دی کونلوم ، سنه عاشیقدی گوزوم

آتمارام فکریوی باشدان سنه قوربان من اوزوم               سنی پوزگون گوره بولمم اونا هچ یوخدی دوزوم

                                    اولماسا مهر وطن اولماز هچ ایمان  وطنیم

یاز گلر چول چمنینده نه گوزل گوللر آچار        آب زمزم کیمی جوشقون بولاغیندان سو آخار

یاشیل الوان گیینرداغ دوشونه لاله تاخار             بزنر  نازلی  گلینلر  چمنه  نازلی   باخار

                                  هر طرفدن باخیسان گولدی گولیستان وطنم

باغلارین باغچالارین بولبوله شیدا اوچاقی          کهلیکین اویناغی داغین دلی  جیران  قاچاقی

اتگین قرمزی گول لاله و نسرین اوجاقی           داغ دره ، باش باشا چاتمش اوجی یوخدور بوجاقی

                                   خوشدی وصفینده یازام روضه ی رضوان وطنیم

قار گئدر، داغ گویرر، محشر اولار دّره حصار        گول آچار بولبول اوخور لاله گولر صبح بهار

هوادان شِه نماَلرْ ژاله یووار گرد و غبار              داغدا جیران دولنرکن  ائزونه  سوگی  تاپار

                                          یایلار داغ  داشیوا  لاله  و  ریحان  وطنیم

سورولر داغدا گزنده گوزولار هی ملشر              چشمه باشیندا چوبان لار یغشاندا گوله شر

آخشام اوستی سورولر ایولره بیر بیر بولوشر       گوزی تاپجاق آناسین اممگه آغزی بَلهَ شر

                                       چوخ تماشالیدی بو منظره باخسان وطنیم

گوز گورنده اَریشر حیرته قالخار هوسین           آبشار دان توکولن سو سپیلر اَسسه اَسین

نجه زندان دا قالار بولبولون آچسان قفسین           چرپنب شهپر آچار چاق ایلینده نفسین

                                        چیخادار عشق صنم  عقلینی  باشدان  وطنیم

یاز گلنده باخاسان گورملی اورین  داغینا          تا گوز ایشلر سه چیچک دوزموش اوداغ صول صاغینا

یام یاشیل، قرمزی، ساری گول اکیبدور باغینا         باخ یاشیل کورکونه ، سیر ایله گوجالمیش چاغینا

                                       اتگی لاله مکانی ،باشی طوفان وطنیم

بهارین ابری دولار گاهی یاغیب هردن آچار                 بارلانار اٌول گوزل اورین دوشونه لاله ساچار

عشوه لی کهلیک آدام گورجه قی گیز لینجه قاچار              قوجامان باشدا قارا قارتالا باخ شهپر آچار 

                                  تازه دن بیر ده طبیعت  تاپاری  جان  وطنیم

گورسنر سنده صلابت نه گوزل چلّه خانا              آرترار خانقهین چوخلی صفا روحا ، جانا

ای اولان سیر و سلوک اهلینه مأوای ثنا               معرفت باده سین ایچ سینده عشقین اویانا

                                    خوش قورار بزم  صفا  بلبل  دستان  وطنیم

باخی سان باغدی قزیل گول حسابی یوخدی سایی       قرمزی لاله کیمی گوللر آچار نیسان آیی

عطری باشدان آپارار هوش ، گولوون یوخدی تایی       گلابین درده دوادور هابیله سئوگی پایی

                                     سنه باش اگمه لی دور قمصر  کاشان وطنیم

تپراقینناندی، سویوندان ؟ ندور حکمت نه نشان؟          ایلیب نازلی باخیش حوری لرین سنده مکان

اوزی گول کپریگی اوخ قزلاریوین  قاشی کمان          شیرازن تورکی گوزللیکده خُویا چاتماز اینان 

                                       غارت ایلور کونولی چاه  زنخدان  وطنیم

شرح ور باشقا منه آندرانیک جنگینن              گورسنور سینه ده چوخ کهنه یارا رنگینن

شیشه ی عمروی قورتاردی قضا سنگینن            ایگیت آزاده لرین آلدی جفا چنگینن

                                          ائیدیلر دشمنیوی خارو   پشیمان   وطنیم

بیلمیرم ارمنی جنگینده سنه گلدی نه لر                چوخ باشیندان  آشیب البته سنین حادثه لر

ایگیتین معرکه ده اوستونه چوخ فتنه گَلَر               ظالیمین باشینا دوران ولی آخر کول اَلَر

                                         بیله دیر خاصیت گردش  دوران  وطنیم

قاصد عشقه دنن مولویه ایله خبر                      شمسدن واردی نشان یوردوموزا قیلسا نظر

خویدادی برج و مناری هله ده واردی اثر              قورولوب مجلس احباب گل ای مرغ سحر

                                          اخوسون نغمه ی دل باغدا هَزاران وطنیم

شیخ عارف قوناق اولسا یولونا مشک اَزَرَه مْ          اُو گلن یوللارا من لاله و ریحان دوزَرَمْ

آچارام داش قاپونی شوقیله آذین بَزَه رَمْ                 نه قَدَرْ   ناز ایله سه صبریده قالّام دُوزرم

                          جمعیده خوشدور اولا مظهر  عرفان وطنیم                               

 بسله ییب سن سینه ده گوهر یکدانه لری                مُلاعلی،شیخ نوائی کیمی فرزانه لری

بحر عشق ایچره  بَجَردَن دُر و دُردانه لری               شمع عرفانه یانان عاشق و دیوانه لری

                                         محفل عشقه اولان شمع شبستان وطنیم

گون باتان سمتیده دور  سید فتاح اوجاغی         بیوک عاریفدی اُو سیّد چوخونون وار سراغی

عرفا محفلینین شمعیدور اُو هم چراغی                 شیعه نین واسطه سی مشکلی اُولسا دایاغی

                                        قاپوسی باب کرم ، حامی قرآن وطنیم

اتگین بارلی دی کی فخر بو دوران یتروب           عالمه اُولموش علم شانلی بیر انسان یتروب

خوئی تک مجتهدی آیت سبحان یتروب                تاباقون اُولمویا بُوش شعریمه عنوان یتروب

                                      ایلییوب شهره جهانه سنی هرآن وطنیم     

سنده دور آی آنا یوردوم گوزوم آی گوللی بهار             سنی توصیف ائده رم من تاپارم شأن و وقار

سنی گزدیک جه اولار شاد اورک ای سوگیلی یار       جننتین گوشه سی دیر داغ داشین آی شانلی دیار

                                        خاک پاکن دی سنین وادی حیران وطنیم

سیر ائدر(مرغ حقین ) کونلی سنین داغ داشوی     شاعر اُغلون چکیری نظمه قارا گوز قاشوی

آیرب ظلم اَلی قارداشدان عجب قار داشیوی       گوزل ایرانیما باش سان قُوروسون حق باشیوی

                                    وطن عشقی الیوب طبعینی جوشان وطنیم  

********************************************************************************

خواجه على عارف خويى

  »خواجه علي عارف خويي« به نوشته كتاب »روضات الجنان« از خوى مهاجرت كرده (به نقل ازحافظ كربلايى، روضات الجنان، ج 2، ص 75. ) و در آذر شهر به خواجه يوسف، عارف مشهور دست ارادت داده و در قريه‌ي  باداميار ( در دوازده كيلومترى جنوب شرقى آذر شهر) خانقاهى ساخته و مشغول ارشاد شده و در سال 699ه.ق در آنجا وفات نموده و قبرش فعلا در همانجا مزار است. غزلياتى دارد و از اشعار او اين چند بيت است:

 آئيــنه دل گـر كـنـى پــاك

سـيــرت گــذرد ز جـمله افــلاك

 عـرش است مقام مرغ جانت

پــا بــست چرا شدى در اين خاك

 بنــشين نفــسى به ماتم نفس

ايــن جــامه حــرص را بـزن چاك

 ايــن كار نه كار بيــدلانست

مــردى بــايــد دلـيـــر و چــالاك

 تــا از دو جـهان شود مجــرّد

و از عـــالمــيــان نــبـاشـدش باك

 در عــالم قــدس كن نظر تـو

بــردار نـــظر زخــار و خــاشــاك

 زنهار«على » ز دوست مگذر

گرز آنكه تو راست عقل و ادراك

***************************************************

تئللرين

مهدي نين غزلينه تضمين

انزاب خوئي

حسن لر ياراشديريب او خطّ و خاله تئللرين

منيم عيار عشقيمي چكير سئواله تئللرين

ساليبدي شهرين اهليني مقال و قاله تئللرين

»او مه جمالين اوستونه سالوبدي هاله تئللرين«

»أوزونده بيلمدين قويوب مني نه حاله تئللرين«

او خطّ و خال و چشم و لب گؤزل دي زينت ايستمز

خدا وئرن وجاهته دليل و علّت ايستمز

مشاطه دن گؤزل جمال أولونجه منّت ايستمز

»گؤزلليگين ثبوتينه بير أوزگه ايت ايستمز«

»دگيشمه ين حقيقتي چكر مثاله تئللرين«

بير عمر أيتديم ارزو او زلف و كاكلين گوروم

تصوّر ايتمديم بو حدده عشق مشكلين گوروم

غريق بحر حسرتم اينانما ساحلين گوروم

»اميدي باغلاديم گليب او بدر كاملين گوروم«

»وليك گوردوم اوخشاديب گنه هلاله تئللرين«

كؤنول قوشون سراغ أيدن گرك دي دانه گزديره

جفا و ناز و غمزه چكمگه بهانه گزديره

گريزپا نگاردن آلا نشانه،گزديره

»دانيشميشام صبائيله تئلينده شانه گزديره«

»دئديم كه سايبان اولا أوزونده خاله تئللرين«

گؤزل لرين ندن دي قلبي مهردن اوز اغليدير؟

بو آتش جفادن عاشقين اميدي داغليدير

خوشا او زلف حالينه آداخليا دوواغليدير

»منيم ده زندگانليقيم اوتار رلفه باغليدير«

»چكير اويان بويانه هي سالير ملاله تئللرين«

آييتدي قونشولاريمي شبانه ناله وورماغيم

بئزيك ديريبدي خلقي بير بيله يول اوسته دورماغيم

هاچان خلاصه قورتولار بساط غصّه قورماغيم؟

»بو ساده ليكده دير مگر ديزاوسته هي سورونماغيم«

»او آن دام صيديني توكور جماله تئللرين«

اولوبدي شهره شهريده مسير عشقه ازماغيم

دويونله شنده غصّه ناخنيله سينه قازماغيم

من »انزابام« محال دور وفا و عهدي پوزماغيم

»بير أوزگه حالدا باشلانير او حسنه شعر يازماغيم«

او لحظه لر كه  « مهدي» ني سالير خياله تئللرين

======================================

آيـت نـاز

انزاب خوئي

عـاشــقم، از سر خوكــي نَهَم اين آئيــن را

شُــكر مــي بــايَدَم اين ديــدة زيــبـابين را

چـشــم زيبــا نگرم هر چه كه بيند زيبـاست

نــازم اين ديده كه خود مِهر شمارَد كين را

جوشش عاطفه و عشق و محبت كه مراست

نـرم مي خواست دل آن دلبرِ دل سنگين را

دلـرُبــايــان نـتوانــــســت بَـرد از مــن، دل

داشــتــم گــو ز بــراي تــو دلِ مسـكين را

جُز نـگاه طــرب انــگيز تــو اي آيــت نــاز

چـــه تــواند بُــكنــد شــاد منِ غمگين را؟

عشــق، خــود آفــت جانست و فزايندة غم

گــو به فــرهــاد ملامت چه كني شيرين را

ســـوي آن يــار گر اي باد صبا مي گـذري

بـــازگــو قــصــه ايــام خــوش ديـرين را

نـاز را داده خدا كــآن صــنم از دولــت ناز

بَرَد «انزاب» ز من طاقت و عقل و دين را

==============================

آنقدر فرياد خواهم زد...

انزاب خوئي

مستِ مســتم، دل شده بدتــر زمن ديــوانه امــشـب

اي پريشان گو، مخوان از بهرِ من افسانه امشب

حاصلم از عشق و دلبازي چه شد جُز رنج و حسرت؟

مثل هر شب خانه ام از غم شده غمخانه امشب

بــــاده هــم درد فـــراق و رنــجِ غـــم از دل نَـبُـرده

بشكن اي دل مثل آن پيمان شكن پيمانه امشب

آرزوي ديـدنش امـــشـــب سُـــراغِ مــن نـيــــامد

شايد آنهم شد چو او از بخت بَد بيگانه امشب

هر چــه آه و نـاله كـــردم دل نشـــد آرام، ليــنــك

ايــنــقَــدَر فرياد خواهم زد شود ديوانه امشب

بــسـكه نــاليــد ايــن دلِ زار از جــفاي آن دل آزار

جُــغــد را آخــر فــراري داد از ويـرانه امشب

شـــمع ســان تنــها نــه من مي سوزم از بي مهريِ او

بــلكــه مي سوزد به حال من دلِ پروانه امشب

ميگــساران را بگو امــشــب مرو ميـــخـــانه، زيــرا

مــي دَمَد انـدوه و غم از ساحتِ ميخانه امشب

جــان بـــه لـب آمد مرا از نامـــرادي هــاي هــستي

كـو اجل تا جان نَهَم در مقدمش مردانه امشب

ساغــري از ســاقي باقيــســت »انزاب« آرزويـــم

تــا بــرآرم بــر فــلك صد نعـرة مستانه امشب

 

 =============================

يالقيزين اورك سوزلري

يوسف عزيزنژاد(يالقيز)

نه مــجــنــونــام، نـــه لــيــلي ام

اؤز بــــختــيــــمدن گيــليــه ليــم

گــلديــم عشــقه ميل ائـــليـــه‌م

نـــاكـــام عــشــقــيـم تالان اولدو

دنــيــا مــنــه خــرابة شـام اولدو

گوزه ل ياريم گئدي منه ياد اولدو

كاش بيليديم انسانيت نئجه اولدو

قـــارا ساچيم نده ن، بئله آق اولدو

نده ن «یالقيز» بو دنيادا تك اولدو

اونــون بــختــي بو دنيادا دار اولدو

=============================

بخشي از قصيده «علويه» حسام چورسي

اى معدن فتوت و مهر و وفا على

وى كان جود و منبع صدق و صفا على

 اى لنگر سفينه بحر نجات نوح

وى باعث نجات خليل خدا على

 گفته نبى بنص صريح اين كلام را

من شهر علمم و عَلى بابُها عَلى

 گرديد از وجود تو كعبه شريفتر

تنها نه كعبه زمزم و كوه منا على

 گويند يا على به توحلال مشكلات

مشهور بوده نام تو مشگل گشا على

 در حيرتم نيامده بر كربلا چرا

در دفن نعش پاك شه كربلا على

 خون گريه كن "حسام" به مظلومى حسين

شايد شفاعتت بكند مرتضى علي

 

×× ميرزا محمدعلى چورسى متخلص به "حسام"، زادگاهش چورس مى‏باشد، وى در خوى نشو و نما كرده و از شعراى قرن چهاردهم مى‏باشد. شاعرى بود توانا، مخصوصاً در هجو گوئى مهارت خاصى داشت و اشعارى هم به تركى و فارسى در هجو متنفذين سروده بود كه اهل ذوق از حفظ داشتند. وفاتش  خوى در سال 1365 ه' .ق برابر با 1321 ه' .ش در سن 90 سالگى اتفاق افتاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 20:13  توسط خوی سون | 
افسانه راه جلفا - خوی
اولین جاده ای که روسها از طریق آن بر خوی استیلا یافته و مدتی آن را دراشغال خود داشتند ، از طریق جلفاـ خوی بود .
چند سال است که این جاده همچنان دردست اقدام است و استفاده از آن به افسانه تبدیل شده است . طول جاده خوی ـ جلفا ، ازجلفاتا ایواوغلی42 کیلومتر و ازایواوغلی تاخوی 26 کیلومتر است و با حساب سرانگشتی طول این مسیر 68 کیلومتر خواهدبود و استفاده از آن تحولات مطلوبی چه درشرق و چه درغرب آذربایجان خواهد داشت وارتباط دومنطقه بیشتر خواهدشد . از آن 42کیلومتر ، 24کیلومتر آن که درحوزه اداره راه آذربایجان غربی است آسفالت شده ولی بقیه که تحت نظر اداره راه آذربایجان شرقی است حتی آماده هم نشده است ! احتمالاً مسئولین آذربایجان شرقی چندان دلخوشی به این طرح ندارند و معلوم نیست این جاده چه وقت مورد عنایت مسئولین و مورد استفاده مردم قرار خواهد گرفت ، ولی هرسال همه می گوین انشاء... تا یکسال دیگر آماده افتتاح خواهد شد ! ولی حقیر فکر می کنم که مسئولین منظورشان یک سال نوری می باشد ، وبه این زودی ها به این وعده ها نباید دل خوش داشت !!!
 
                              نوشته:  محمد لطفی- ماهنامه اندیشه فرهنگی

********************************************

امام جمعه خوي:

تلاش مسئولان به جائي نرسيده خودمردم براي‌حل‌مشكلات‌فرودگاه از طُرق قانوني اقدام نمايند

حجه الاسلام سيد رضي شكوري امام جمعه خوي درخطبه هاینماز جمعه این هفته در مصلی خوی به مشکلات فرودگاه خوی اشاره نمود.

متن فرمایشات ایشان را در این خصوص به اطلاع عزیزان پیگیر حل مشکلات این شهرستان میرسانیم ...امید که حلال مشکلی پیدا شود:

همه شما مي دانيد كه در سطح استان فقط دو فرودگاه وجود دارد يكي در اروميه ، ديـگـري در خـوي كـه از مهرماه سال  83  راه اندازي شده است.تا سال گذشتـه هفته اي دو پـرواز بـود . اكنـون سه پرواز دارد. لكن فـرودگاه داراي مشكلات مـتـعـددي است كـه مكاتبـات و مـذاكرات مسئـولان مـربـوطه تـا كنون به جائي نرسيده است لذا به نظر مي رسد خود مردم بايد از طُرق قانـوني اقدام نمايند.

مشكلات عبارتند از : 1. ضـرورت  افــزايــش  پــروازهــا حـداقــل روزي يــك  پــرواز . چون امروزه فرودگاه خوي پذيراي مسافرين شهرهاي شمال استان يعني : خـوي ، سـلـمـاس ، مـاكـو و حـتّـي از خـود اروميه است . 2. به خاطر مشكل روشنائي باند، پرواز شبانه امكان ندارد .3. باند نياز شديد به روكش آسفالت دارد چون از ابتداي افتتاح تاكنون حـدود  3  سـال است در ايـن زميـنـه اقـدامـي صورت نگرفته است . 4. به خاطر نـبـود سيستم كمكهاي نـاوبـري در شـرايـط بد جوّي امكان پرواز وجود ندارد و بخش مهم كنسل هاي پروازي مربوط به اين نقص مي باشد. 5. طرح جاده اصلي فرودگاه دوبانده بوده تــا كــنــون عـمــلــي نــشــده اسـت. 6. در عين حال كه جايگاه سوخت رساني فرودگاه مصوّبه هيئت دولت بـوده ، ولي تـاكـنـون اقـدامـي صـورت نـگـرفـته است. 7. سه راهي فـرودگاه بـه طـرف سلماس خطـرسـاز مي باشد و مـوجب تصادفات زيـادي شده است. 8. بـانـد نـيـاز شـديـد بـه تـوسعه و گسترش دارد چـون علـي الظاهر بـراي هواپـيـماهاي بـزرگ از قـبـيـل ايـربـاس امكان فـرود نيست لـذا كـشـور تـركيـه از دايـر كـردن پـرواز از اسـتـانـبـول به خوي منصرف شد و دركنگره شمس نيز بـه همين خاطر مشكل داشتيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:40  توسط خوی سون | 

 

 

خاندان پارسا

سه نسل حضور مؤثر در صفحات تاریخ خوی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 19:7  توسط خوی سون | 

 

 

تأسیس اولین مدارس به سبك جدید در خوی

 

                                 نویسنده :اورین مقدم

 

آشنایی شرقیان و بالاخص مسلمانان با تمدن غربی و اروپایی در دو برهه با فاصله زمانی هزارساله رخ داد. یكی در همان دهه‌های نخستین ظهور اسلام كه اندیشه های یونانی عالمان مسلمان را شیفته خود گردانید و مسلمانان توانستند با اخذ و پالایش آن اندیشه‌ها، تمدنی عظیم، ماندگار و تاثیرگذار را پایه‌ریزی نمایند و دیگری آشنایی با مظاهر جدید دنیای متمدن و صنعتی غرب در سده های هیجده و نوزده میلادی.

پیش از این آشنایی اخیر، آنچه به نام سیستم تعلیم و تربیت در تمامی دنیای اسلام و به تبع آن در شهر خوی رواج داشت، عبارت بود از مدارس علوم دینی و نیز مكتب‌خانه‌های كوچك محله‌ای، و از آنچه امروزه به نام مدارس سبك نوین نامیده می‌شوند خبری نبود. به عبارت دیگر اینگونه مؤسسات آموزشی ره‌آورد آشنایی شرقیان با تمدن اروپایی و غربی است. همان تمدنی كه بعد از جنگهای خانمان برانداز صلیبی به كمك اخذ یافته‌های علمی مسلمانان شكل گرفت و تمامی دنیا را تحت سیطره فرهنگی خویش در آورد.

شهرستان خوی به خاطر دیرینگی و نیز سابقه كهن فرهنگی، قبل از ایجاد مدارس به سبك جدید، دارای مدارس عالی دینی بسیاری بوده است كه بیشتر به تعلیم آموزه‌های دینی اشتغال داشتند....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 18:46  توسط خوی سون | 

مزاری در صحن مولا علی (ع)

 

مزار مرجع بزرگ شیعیان جهان مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در یکی از حجره های صحن شریف علوی در نجف اشرف قرار دارد .

 

آن فقیه بزرگوار در نیمه ماه رجب سال 1317 هجری قمری در شهر خوی از شهر های آذربایجان متولد شد و پس از چند سال به همراه پدرش برای تحصیل علوم دینی به نجف مهاجرت کرد .

 

 از اساتید ایشان می توان از شیخ مهدی مازندرانی ، شیخ ضیاءالدین عراقی ، شیخ محمد حسین نائینی، شیخ محمد جواد بلاغی ، سید حسن بادکوبی و سید علی آقا قاضی نام برد و از شاگردان وی می توان به میرزا جواد آقاتبریزی ، حسین وحید خراسانی ، سید محمد حسین فضل اله ، علاءالدین بحرالعلوم ، امام موسی صدر،شهید سید محمد باقر صدر، دکتر احمد وائلی  و آیت الله العظمی سیستانی – مرجع بزرگ شیعیان – اشاره کرد .

  

آن فقید سعید ، صاحب رای و اندیشه منحصر به فرد در علم رجال و اصول فقه بود و نگارش مجموعه بیست و چهار جلدی معجم رجال حدیث و تفضیل طبقات رواه او را به اشتهار رسانید .آن عالم برجسته در هفدهم مرداد 1371 هجری شمسی مصادف با هفتم صفر سال 1413 هجری قمری دار فانی را وداع گفت و حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی بر وی نماز گزارد و درجوار مرقد جد بزرگوارش امیرالمومنین علی (ع )در نجف اشرف به خاک سپرده شد .

 

پلاکاردهایی  بمناسبت سالگرد درگذشت ایشان ( البته به تاریخ هجری قمری ) در نجف اشرف نصب شده بود از آن جمله این پلاکاردها که بیانگر جاودان بودن یاد او در اذهان و خاطره هاست :

 

رحم الله الامام الخویی فقد کان جذوه علمیه و طاقته معرفیه لم تتوقف طیله سنوات عمره الشریف  . ( الحوزه العلمیه فی النجف )

 

و یا این جمله از پلاکارد که برتری ایشان در علوم اصول و فقه را یادآور می شود :

 

الامام الخویی رحمت اله علیه رمز شامخ من رموز النجف العلمیه و له الفضل الکبیر فی ارساء قواعد مدرسه النجف الحدیثه فی الاصول والفقه ( الحوزه العلمیه فی النجف ).

 

در کنار تصویر آن مرجع فقید عکسهایی دیگر از خانواده ی وی دیده می شود . از جمله سید عبدالمجید فرزندش با عنوان " شهید المظلوم المجاهد حجه الا سلام والمسلمین حاج سید عبدالمجید خویی" . او 41 ساله بود که رهبری بخشی از شیعیان انقلابی در قیام سال 1991 بر علیه صدام را بر عهده داشت و بعد از شکست انتفاضه و قتل عام مردم به لندن گریخت و در آنجا ریاست بنیاد خویی و مو سسه امام علی ( ع) را بر عهده داشت .

 

سید عبدالمجید در فروردین ماه 1382 در یک عملیات تروریستی در نجف اشرف به همراه چند تن از همراهانش به قتل رسید و در کنار پدرش به خاک سپرده شد .

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 17:37  توسط خوی سون | 

 

عجب مجموعه ایه این حیدر بابا برای زرشناسان عزیز این مطلب رو از وبلاگ وارلیق انتخاب کردم که در ادامه مطلب میتوانید لحظاتی با اشعار شهریار بزرگ آسمانی شوید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:49  توسط خوی سون | 

 

کنگره شمس در دیار شمس

*****************************************


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:40  توسط خوی سون | 

خوی گرک اوستان اولا، آباد اولا

 

ائرمنی دعواسین گوروب گئدنلر

اوچ گئجه گوندوزی دوام ائدنلر

هاردا قالوبدی قالالار، بدنلر

دادلی اولار خویلولارین دووزلاری

آدلانیب دیر نجابتده قئزلاری

"شمسه" یاتاق محلله نین توپراقی

پیرولی دیر "پوریانین"  اوتراقی

فایتونچی لار اوینادیللار ماتراقی

دادلی اولار خویلولارین دوزلاری

تیتره ده جاق دیشله ریوی بووزلاری

اورینه باخ اولدوزلاردان باج آلئر

چیلله خانا اودلا باشا تاج سالئر

دونیا بویی مطللیب دن آد قالئر

غیرتلی دیر خویلولارین قیزلاری

دادلی اولار دووزلاری هم بووزلاری

خویدی شهید بسله ین اوغلان دوغان

اولکه میزده اصلان اولوب آت قووان

تولکولری مرزه یئتنده بوغان

غیرتلی دیر اوغلانلاری، قئزلاری

سفره لره زینت اولار دوزلاری

مین لن آرتیق مسجد تیکیب خویلولار

دشمن لرین بئلین بوکوب خویلولار

عاشیق لیقه یاخشی قرار قویدولار

سرین اولار خویلولارین بوزلاری

آمما یوخدو اللرینین دووزلاری

کتلر اولوب شه هر، شه هر لر اوستان

باغلار تمام گوللی چیچک گولستان

آمما حئییف خوی قالوبدی دبستان

اریسده خویلولارین بوزلاری

یئرده قالوب خویلولارین دوزلاری

گلین بیزده خویی ماراخلاندیراق

زولف لرین یاخشی داراخلاندیراق

اولکه میزده بیزده چیراغ یاندیراق

خویلولارین پنیر، چورک دووزلاری

یاندیراجاق والله ایمانسیزلاری

خوی گرک اوستان اولا آباد اولا

              درد و غم و غصه دن آزاد اولا

بعله دئیین خویلی دا دلشاد اولا

خویلولارین دوزلاری وار دوزلاری

شهامتلی اوغلانلاری قئزلاری

 

 

برداشت از وبلاگ "ازخوی تا خورشید" متعلق به استاد ارجمند آقای خسرو کرمانشاهی  
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 20:32  توسط خوی سون | 
امروز شعری از دیوان نسیمی برام بسیار جالب اومد... گرچه قبلا" هم خونده بودمش اما نمی دونم چرا اینبار عجیب پر معناتر برام جلوه نمود .تصمیم گرفتم اونو برا شما هم بنویسم تا لذت یک شعر ترکی عرفانی رو باهم بچشیم...

 

منده سيغار ايکي جهان، من بو جهانه سيغمازام،

گؤهري لامکان منم، کؤن و مکانه سيغمازام. 

  عرشله فرش و کاف و نون منده بولوندو جمله چون، 

  کس سؤزونووو ابصم اول، شرح و بيانه سيغمازام.  

  کؤن و مکاندير آيتيم، ذاتي دورور بدايتيم، 

  سن بو نيشانلا بيل مني، بيل کي، نيشانه سيغمازام. 

  کيمسه گمان و ظن ايله اولمادي حق ايله بيليش، 

  حقي بيلن بيلير کي من، ظن و گمانه سيغمازام. 

  صورته باخ و معنی ني صورت ايچينده تاني کيم، 

  جسم ايله جان منم، ولي جسم ايله جانه سيغمازام. 

  هم صدفم، هم اينجييم، حشرو صراط ادينجييم، 

  بونجا قوماش و رخت ايله من بو دکانه سيغمازام. 

  گنجي-نهان منم من اوش، عئيني-عيان منم، من اوش، 

  گؤوهري-کان منم من اوش، بحروو کانه سيغمازام. 

  گرچي محيطي-اعظمم، آديم آدمدير، آدمم، 

  دار ايله کونفکان منم، من بو مکانه سيغمازام. 

  جان ايله هم جهان منم، دهريله هم زامان منم، 

  گؤر بو لطيفئيي کي من، دهرو زمانه سيغمازام. 

  انجم ايله فلک منم، وحي ايله هم ملک منم، 

  چک ديليني و ابصم اول من بو ليسانه سيغمازام. 

  ذره منم، گونش منم، چار ايله پنج و شش منم، 

  صورتي گؤر بيان ايله، چونکي بيانه سيغمازام. 

  ذات ايليم صفات ايله، قدر ايليم برات ايله، 

  گول شکرم نبات ايله، بسته دهانه سيغمازام. 

  نار منم، شجر منم، عرشه چيخان هجر منم، 

  گؤر بو اودون زبانه سين، من بو زبانه سيغمازام. 

  شمس منم، قمر منم، شهد منم، شکر منم، 

  روحي-روان باغيشلارام، روحي-روانه سيغمازام. 

  گرچي بو گون نسيمييم، هاشيمييم، قريشييم، 

  بوندان اولودور آيتيم، آيت و شانه سيغمازام.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:48  توسط خوی سون | 

 در تبریز برای یکصدسالگی شهرداری شهر مراسم و کنگره باشکوهی برگزار شد...جای دوری نرویم شهرداری ما نیز چنین جایگاهی دارد اما چقدر به این موضوع توجه کرده ایم؟

 متن زیر با موضوعی در این خصوص و عینا" بدون تغییر و با تشکر از نویسنده و نیز هفته نامه ارزشمند اورین خوی درج میشود:

                      یک نوشته با دو عنوان:

* سندی از یکصد سالگی شهرداری خوی

   ** گلایه ای از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر خوی

                                    نوشته  اورین مقدم 

 

 

 

 

 

  

وقوع انقلاب مشروطه سرفصل جدیدی در تاریخ کشورمان گشود. تازه های دنیای متمدن آنروزی به تدریج در سراسر کشور پا گرفتند و سازمانها و نهادهای ملی ـ مردمی برای ایجاد و افزایش مشارکت عمومی در امر ادارۀ مملکت به وجود آمدند. یکی از این ارگانها، انجمن های ایالتی و ولایتی بود. بر اساس متممی که به پایمردی آذربایجانیان به قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسان اضافه گردید می بایست در هر یک از ایالات چهارگانه آذربایجان، فارس، کرمان و خراسان انجمنی به نام انجمن ایالتی برپا گردد و نیز در هر یک از شهرها انجمن های ولایتی تشکیل شود.

بر این اساس در خوی نیز انتخاباتی صورت گرفت و اشخاص ذیل به عنوان اعضای انجمن ولایتی انتخاب شدند : 1ـ حاجی علی اصغر پارسا 2ـ حاجی ابراهیم خلیل 3ـ حاجی محمدجعفر 4ـ شیخ عبدالحسین اعلمی 5ـ شیخ محمدحسین 6ـ لطفعلی خان سرتیپ ریاحی 7ـ آقا میرعیسی سعیدی

بعد از این امر و مطابق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی، انجمن بلدی نیز جهت اداره شهرها و انتخاب شهردار تشکیل شد. عدۀ اعضای انجمن بلدیه می بایست در شهرهای کوچک 16، در شهرهای متوسط 20 و در شهرهای بزرگ 30 نفر باشد که از محلات مختلف شهر برگزیده می شدند.

در تورقی که در صفحات روزنامۀ انجمن، ارگان انجمن ایالتی آذربایجان داشتم، به خبری برخوردم که حکایت از تشکیل انجمن بلدیه در خوی داشت. در شمارۀ نهم سال دوم این روزنامه به تاریخ 2 ربیع الاول 1326 چنین می خوانیم :

«از حسن کفایت و کاردانی جناب جلالتماب اجل سالار ارفع [حاکم خوی] و اهتمامات وافیه وکلای انجمن ولایتی داخله شهر خوی در کمال نظم و امنیت، خاصه عمل خبازخانه ها را که این اوقات واگذار به وکلای اصناف نموده اند از حیث نان رفاه و آسایش تامه برای اهالی حاصل و از آنجایی که نمایندگان محترم ملی با کارگذاران حکومتی اتفاق مادی و معنوی را نموده، درصدد تکمیل روابط انتظام و طی مراحل قانونی هستند و الحق نسبت به سایر ولایات جزو آذربایجان در طریق ترقی و سعادت سیر سریعانه می کنند، لذا در تأسیس انجمن بلدیه آنجا که از وسایل تأمین ملک و آسایش ملت است بذل مراقبت نموده، موافق قانون نظام نامه، وکلای محلات را روز جمعه 3 شهر صفر المظفر [ 14 یا 15 اسفند 1286 ] انتخاب کرده اند و اسامی وکلا موافق صورت ذیل است که از خوی به اداره فرستاده اند و ما نیز محض اطلاع عامه درج می شود :

( حاجی حسن آقا تاجر عبدالعلی زاده، حاجی حسین آقا بزاز ابوطالب زاده، جناب امجدالملک، حاجی احمد آقا صراف، آقا میرابوالحسن، حاجی زین العابدین، مشهدی جلیل بزاز، مشهدی محمدحسین صراف، مشهدی محمد بقال، حاجی اسماعیل دلال، حاجی محمود قراعینی، حاجی میرزا عباس بزاز، آقا میرزا عبداله بزاز، علی اکبرخان سرهنگ، حاجی خلیل آقا تاجر، آقا میرزا محمد، ملا آقا جان، کربلای حسن، آخوند ملا عباس)

بدینگونه معلوم می شود که سابقۀ تشکیل نهاد شهرداری در شهر خوی به یکصد سال قبل بر می گردد، این در حالی است که قانون تشکیل انجمنهای بلدی در شهری مثل تهران در آن تاریخ به اجرا در نیامد و شهرداری تهران بعد از سال 1300 شمسی به تدریج شکل گرفت. با این تفاصیل می توان ادعا کرد که خوی بعد از شهر اولین ها تبریز عزیز، دومین شهری است که دارای تشکیلات شهرداری و بلدیه گشته است. امید است روزی با به دست آمدن منابع کافی نوشته مفصلی دربارۀ این موضوع نوشته شود.

 

*     *     *

 

هفته گذشته در سفری که به تهران به جهت تحقیق دربارۀ مطبوعات خوی داشتم، توفیقی نصیب شد تا به حضور نویسنده شهیر و نام آشنای شهرمان جناب علی اصغرخان سعیدی برسم.

آقای سعیدی از نویسندگان و مترجمان بنام کشورمان هستند و در محافل علمی ـ ادبی نام ایشان و آثار گرانبهایشان معروف عام و خاص است. از سوی دیگر خدمات فرهنگی ایشان برای شهر آباء و اجدادیشان خوی امری است آشکار.

چندین سال تدریس در مدارس خوی و انتشار مجلۀ گرانسنگ «ترانه» با یاری دوستانی چون آقایان سیروس آموزگار و محمدباقر فریور و مشارکت افرادی چون خانم دکتر ژاله آموزگار و دکتر مرتضی شمس و ... و نیز مقالات تحقیقی در باب تاریخ و فرهنگ خوی من جمله «خوی و اروپائیان» مندرج در کتاب «یکی قطره باران» و «آشنایی با عباسعلی خان میرپنج و خاندان دنبلی» در کتاب «گزارشهای تلگرافی آخرین سالهای عصر ناصرالدین شاه» از جمله خدمات ایشان نسبت به زادگاهشان است. مضافاً اینکه ایشان در اغلب آثارشان گوشۀ چشمی نیز به خوی دارند و به مناسبتی ذکری و یادی از آن به میان می آورند.

خاندان سعیدی لااقل در تاریخ معاصر شهرمان خصوصاً در روزهای پرحادثۀ انقلاب مشروطه از جمله تأثیرگذارترین خانواده ها بوده اند و دینی بر مردم شهر ما دارند. به ویژه خدمات مرحوم میرعیسی سعیدی به عنوان یکی از اعضای اولین انجمن ولایتی خوی در تاریخ این شهر ثبت است.

مرحوم مهدی آقاسی در مورد ایشان در صفحۀ 530 تاریخ خوی می نویسد : «مرحوم آقا میرعیسی سعیدی ... در قیام مشروطیت یکی از پیشروان آزادی خواهی در خوی گردید و دسته مجاهدان خوی را که جهانگیر میرزا و عبدالحسین خان محتشم السلطان و آقاخان آقاسی و حاجی حسین خان ریاحی و غلامحسین خان ریاحی و میرمصطفی سعیدی و عمر ناجی ناطق معروف از آن جمله بودند در خوی تشکیل داد و از اعضای انجمن ولایتی گردید و در جنگهای سکمن آباد و فیرورق [(پئره)] که علیه سپاه استبداد بر پا شده بود دست اندر کار بود. در استبداد صغیر با عده ای از مجاهدان از آن جمله سراج الحکما و میرزا آقا بالا و عمر ناجی و مشهدی عباس دستگیر و سپس آزاد گردید و به خوی بازگشت. پس از استیلای روس ها به استامبول رفت و در جنگ بین الملل به ایران برگشت و با سپاهیان روس به جنگ پرداخت و در پایان جنگ دوباره به استامبول رفت و در سال 1337 [قمری] به خوی بازگشت و در سوم شعبان 1338 حاکم خوی ایلخانی دستور داد تا او را با عدۀ دیگری از مجاهدان دستگیر و زندانی کردند و بعد به ماکو تبعید شد و سی و سه روز در قراعینی به حال تبعید بسر برد و بعد دوباره به خوی آمد و بقیه عمر را در این شهر اقامت گزید و در این مدت از اعضای کمیسیون جنگ بود. مرحوم آقا میرعیسی در مدت اقامت در خوی از پیشقدمان کارهای خیر و عام المنفعه بود. وفات او در سال 1306 [شمسی] اتفاق افتاد.»

در ضمن ایشان در سالهای 1299 و 1300 شمسی نمایندگی روزنامه پرآوازۀ ملانصرالدین را در خوی بر عهده داشتند و با تلاشهای ایشان، خوی بعد از تبریز و تهران بیشترین تعداد مشترک روزنامه را دارا بود.

از افراد دیگر این خاندان مرحوم میرزا موسی سعیدی (جد استاد علی اصغرخان سعیدی) را نیز می توان نام برد که از جمله آزادیخواهان شهر در دورۀ مشروطه بودند و به نوعی جان خود را نیز در این راه از دست دادند.

اما آنچه که در این مختصر می خواهم بدان اشاره کنم نقل گلایه ای است که استاد و همسر فرهیخته شان خانم سعیدی از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر داشتند.

همانطور که قدیمی های شهر نیز به یاد دارند محله ای که امروزه به نام «سعدیه» شناخته می شود، در اصل باغی بوده است متعلق به خاندان سعیدی که در سالهای نه چندان دور، این خانواده ضمن تفکیک آنرا فروخته و در نتیجه در محل آن محلۀ فعلی به وجود آمده است. حتی به تصریح جناب سعیدی، زمینی نیز برای احداث مسجد بطور رایگان به مردم محله اهدا شده است. اما با کمال تاسف در حالیکه نام آن محله در آغاز «سعیدیه» بوده است (همچون نام بسیاری از محلات و کویهای شهر که با نام باغ موجود در آن مکان شناخته می شوند) ولی بعدها عمداً یا سهواً به «سعدیه» تغییر یافته است. هر چند که احترام شاعر شیرین سخن شیرازی در جای خود محفوظ است، اما به نظر می رسد زنده نگه داشتن نام افراد و خاندانی که روزگاری برای این آب و خاک زحمت کشیده اند امری است واجب. لذا بسیار بجا خواهد بود که به پاس احترام و پاسداشت آزادیخواهان دورۀ مشروطه ـ آن فدائیان طالب پیشرفت و آبادانی جامعه ـ نام محلۀ مزبور به شکل قبلی خود در تابلوهای راهنمای محله ذکر شود، باشد که با مشاهدۀ آن فرزندانمان به یاد داشته باشند چه پدران با فراست و فداکاری داشته اند و برای ساختن آینده ای روشن برای آنها چه زحماتی متحمل شده اند!

 

* تاریخ نگارش : 19/4/86

** این نوشته در شماره 260 هفته نامه اورین خوی (23/4/86) به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:52  توسط خوی سون | 

بحمدالله و به همت مردان مرد خویی کنگره عظیم شمس تیریزی در خوی برگزار شده است....جا دارد به تک تک این همشهریان زحمت کش و غیور تبریک و خسته نباشید بگوییم...

اما آنچه که  هر همشهری فهیم و آزاداندیش را رنج میدهد، غربت دیرین مردی است که گرچه  در اذهان و قلب مردم علی الخصوص ورزشکاران و جوانمردان با احترام حفظ میشود لیکن مزار شریفش مورد بی مهری برخی افراد نا آگاه یا حتی بعضا غرض ورز قرار گرفته است.

آری سخن از پوریای ولی است... مردی که در جای جای ایران اسلامی برای همه نامی آشناست اما اینکه کی زندگی کرده کجا بوده و الان مزارش کجاست شاید کمتر کسی جوابش را می داند...اما مردم آذربایجان و مخصوصا خویی ها خوب میدانند که این اسوه جوانمردی و مردانگی در خاک گهر پرور خوی آرمیده است...اما افسوس که با تمام اسناد تاریخی معتبر و حتی افواه مردم هنوز عده ای میخواهند با برهان خلف به قضیه نگاه کنند...یعنی اصل بر نیودن و غلط بودن این اسناد میگذارند و متاسفانه اخیرا" حتی شنیدیم که موضوع آزمایش (دی ان ای) را بر بقایای جسد یک مسلمان وارسته راه تشخیص صحت اسناد و گفتار دیرینه مردم میدانند..افسوس که در جهان چه مکانها و مزار هایی که تعمدا" وبدون( منبع حتی نقلی )، تکریم شده و چه بارگاهها و مکانهای توریستی به مردم جهان معرفی شده تا به جذب جهانگرد به کشورشان کمک کنند ...یادمان نرفته که مسئولان امور فرهنگي و جهانگردي تركيه مدتها  قبر شمس الدين بن يحيي بن محمد شاه از داماد هاي خاندان مولوي را  به عمد، وبراي استفاده تبليغاتي به عنوان مقبره شمس تبريزي عنوان کردندواین موضوعی است که مورد تاييد « عبد الباقي گلپينارلي» مولوي شناس نامي تركيه بوده كه سنگ قبر ياد شده را به فرد فوق الذكر كه در 692 قمري فوت كرده منتسب كرده است كه هيچ ربطي به شمس تبريزي كه به سال645 از قونيه ناپديد شد ندارد و حتی در یک اثر تاریخی هم به وجود مزار شمس در قونیه اشاره نشده بود بلکه ان مزار یاد شده فقط چندسال پیش با تغییر تابلو سردر به عنوان مزار شمس به توریستهای تشنه زیارت مزار شمس معرفی شد  و همان موقع هم با وجود تمام مدارک مستند تاریخی برخی افراد دلسوز!!! با تایید مزار شمس در خوی مخالف بودند تا عنایت خاص مسئولین کشوری به استنادات موجود و علی الخصوص توجه روسای جمهور اخیر موجب اعاده حق شمس تبریزی گردید...و حال همان تیپ افراد ... در مقابل( اسناد تاریخی) و یقین مردمی که قرنها سینه به سینه محل دفن این پیر فرزانه را به فرزندانشان نشان داده و در وسع اندک خود مکانی برایش تدارک دیده اند،  مقاومت بخرج می دهند تا مبادا ...!!!؟؟

به هر حال اینک فرصت مغتنم است تا دین خود را به این هم شهری اعصار گذشته مان ادا کنیم و ضمن اینکه همه باهم تلاش کنیم تا این حقیقت مسلم آشکار شود،این بار دعا کنیم پوریای ولی نیز از این غربت دیرین بدر آید... انشا الله....

 در ادامه ، مطلب زیر را که از وبلاگ دوست و هنرمند عزیز شهرمان جناب آقای  خسرو کرمانشاهی با نام از خوی تا خورشیدنقل شده ایت خدمتتان تقدیم مینمایم.  

"ابتدا باید یادآور شوم كه در مقطعي از تاريخ دو پهلوان و عارف زندگي مي كردند كه در برخي از منابع تاريخی اين دو نفر را به اشتباه یك نفر ذكر كرده اند.

1-پهلوان پوريايي ولي يا خواجه پري يار

2-پهلوان محمود خوارزمي قتالي كه مزارش در خوارزم است.

طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالي فرزند پهلوان پورياي ولي بوده و با عنوان محمود قتالي بن پورياي ولي از وي نام برده شده متاسفانه در برخي از منابع متاخر كلمه«ابن» كه به معني«فرزند» است، حذف شده و منابع معاصر نيز هر دو شخصيت را يكي فرض نموده و پهلوان محمود قتالي را مشهور به پورياي ولي ذكر كرده اند.

اين اشتباه در دايره المعارف بزرگ اسلامي هم تكرار شده است.

اما بايد توجه داشت كه پهلوان محمود قتالي هر چند كه عارف و پهلوان نامداري بوده و آثاري هم از خود به  يادگار گذاشته، ولي هرگز در شهرت و نام آوري به پاي پدرش پهلوان پورياي ولي نمي رسيد.

در مورد اينكه پهلوان پورياي ولي در خوي زندگي كرده و در همين شهر و در گورستان مشهور به« پيرولي » دفن شده است به 2 سند مهم تاريخي اشاره مي كنم:

1-در يك طومار قديمي كه در عهد صفويه و حدود 400 سال قبل بر روي پوست آهو نوشته شده، صراحتا آمده است كه پهلوان پورياي ولي از شهرستان خوي بود. متن كامل و تصوير اين طومار در كتاب « ورزش باستاني ايران» نوشته دكتر پرويز ور جاوند آمده است.

2-در كتاب «مرآت الشرق» (كه اخیرا از سوی کتابخانه آیت الله مرعشی منتشر شده و شامل شرح حال ۶۸۴ تن از دانشمندان  شيعه در قرن هاي 13و14 هجري قمري می باشد)  زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي ذکر شده  است.

 در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است . در  این سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. که بر اساس آن نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته است. البته اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد که  افرادی براي زنده نگه داشتن نام پدرشان فرزند خود را به نام پدرشان نام گذاری می کنند.

بر اساس آن سنگ قبر، پورياي ولي سال ۸۲۰ هجري قمري، دار فانی را وداع گفته است.

 

3- سند ديگر در این مورد داستاني است که در مورد پورياي ولي در بین مردم خوي از گذشته هاي دور در باره قبر پوریای ولی سینه به سینه نقل شده است و ما نمي توانيم از داستان هاي كه مردم بصورت سينه به سينه نقل مي كنند.، به سادگي بگذريم. همچنان كه قبل از اينكه تحقيقات مورخين در مورد مزارشمس تبريزي منتشر شود مردم خوي با نقل داستانها به مزار شمس در خوي اشاره مي كردند.

به هر حال اين داستان كه در كتابهاي تاريخي هم نقل شده، علت اسطوره شدن پورياي ولي را نشان مي دهد. این داستان در بین مردم خوی چنین معروف است که:

جواني از فقراي شهر خوي كه از نعمت پدر محروم بود. عاشق دختر حاكم اين شهر مي شود. او كه تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بيمار و بستري مي گردد. مداواهاي پزشكان در علاج بيمار كارگر نمي افتد چرا كه بيماري عشق درمان جسمي ندارد.

بالاخره پسر زبان مي گشايد واز عشقش به دختر حاكم مي گويد. مادر و نزديكانش وي را نكوهش مي كنند. اما پسر بر عشق خويش پافشاری مي كند و مادر به ناچار به خواستگاري دختر حاكم مي رود. خبر به گوش دختر حاكم مي رسد و وي ازدواج خود با آن پسر يتيم را مشروط به پيروزي وی بر پهلوان نامدار خوي،پورياي ولي مي كند. از آنجا كه عشق منطق ديگري دارد. پسر جوان با وجود اينكه مي داند، توان غلبه بر پورياي ولي را ندارد، براي مبارزه و كشتي گرفتن اعلام آمادگي مي كند. تاريخ مبارزه  روز جمعه تعيين مي شود.

در شب پنج شنبه در يكي از مساجد شهر، مادر آن جوان حلواي نذري پخش مي كند که از قضا پورياي ولي هم آنجا حضور  داشت. پهلوان از مادر مي پرسد: سبب نذرت چيست؟ و او جواب مي دهد: پسرم براي ازدواج با دختر حاكم بايد با پورياي ولي كشتي بگيرد و من این حلوا نذر كرده ام تا پسرم پيروز گردد.

پوريا دچار ترديد مي شود. ترديد در مورد حفظ موقعيت خود به عنوان پهلوان شهر يا اجابت  نذر يك مادر و حركت در جهت رساندن يك جوان به آرزوي خود. او در اين ترديد تصميمي شجاعانه مي گيرد که باعث اسطوره شدن پورياي ولي مي گردد. روز موعود فرا مي رسد. پوريا و جوان عاشق در ميدان كشتي حاضر مي شوند. جمعيت انبوهي به تماشا ايستاده اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدني ، پهلوان نامدار شهرشان پيروز گردد. اما نتيجه چيز ديگري است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق مي كند.

خود پهلوان پورياي ولي در اين مورد مي گويد: وقتي پشتم به خاك رسيد و آن جوان بر سينه ام نشست. ناگهان حجاب از ديدگانم به كنار رفت و  آن معرفتي را كه سالها در جستجويش بودم، در مقابل ديدگانم يافتم.

مردم، جوان پيروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاكم حركت كردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زير دست و پاي مردم نظاره گر شادي آن جوان و گريه هاي شوق مادرش بود. ديگر هيچكس پوريا را به چشم پهلوان نمي نگريست.

سالها بدين منوال سپري شد و مردم زماني متوجه قضيه شدند كه پهلوان پوريا نقاب خاك بر سر كشيده يود. از آن زمان پوريا به پهلوان افسانه اي و اسطوره اي تبديل شد.

ده فرمان مشهور جوانمردي كه از پوريا به يادگار مانده، جزو اصول ورزش باستاني كشور است و اين ده فرمان سالها سرلوحه پهلوانان خوي بوده و هنوز هم سينه به سينه نقل مي گردد."

 

 تصویر مزار پوریای ولی در خوی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 21:16  توسط خوی سون | 
 

جدا احساس غرور و شعف از برگزاری چنین کنگره عظیمی  تاب سخن را هم از من گرفته ...نمی دانم چگونه اشک شوقی را که دیشب همزمان با پخش گوشه هایی از مراسم این کنگره بر دیدگانم جاری شد توصیف کنم...پسر کوچکم که شاهد این گریه بی صدایم بود نگران به چهره من نگاه میکرد و من تنها در جواب چشمان  سوالگر او گفتم ...بابا ...شمس تبریزی به خوی برگشته...برا این خوشحالم ...گریه نمی کنم...

دست مریزاد به تمامی زحمت کشان کنگره نماینده مجلس ...فرماندار....شهردار...شورا شهری ها... روسای ادارات...نویسندگان و در یک کلام همه خویی ها ....

حیدر بابا باش گووزا گور مرد اوغوللار دوغولدو.....

اما خبری هم به نقل از مشاور فرهنگی فرماندار خوی:

مشاور فرهنگي فرماندار خوي گفت : اختتاميه كنگره بين المللي مولانا پنجشنبه 10آبان ماه سال جاري در شهرستان خوي خواهد بود . ابراهيم مزرعه لي با اشاره به برنامه هاي جشنواره شمس تبريزي نيزگفت : برنامه هاي اين جشنواره با حضور ميهمانان داخلي و خارجي از پنجم آبان شروع شده و به مدت يك هفته ادامه خواهد يافت .وي اجراي تابلوي نمايش _ اجراي موسيقي توسط گروه سراج _ پخش كليپ و تيزر جشنواره_ سخنرانيها _ اجراي نمايش ويژه رستاخيز عشق _ كنسرت موسيقي استاد شجريان _ اجراي موسيقي توسط گروه عندليبي را از برنامه هاي اين جشنواره اعلام كرد و گفت : چهارشنبه نهم آبان ماه نيز با حضور مهندس اسفنديار رحيم مشائي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از ماكت بارگاه شمس تبريزي رونمايي خواهد شد . مزرعه لي ضمن اشاره به اينكه معاونت امور اجتماعي و فرهنگي وزارت كشور ، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران و معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي عهده دار برگزاري مراسم اختتاميه كنگره بين المللي مولانا هستند افزود : درآخرين روز از برنامه جشنواره شمس بزرگان سينماي ايران با حشور در بارگاه شمس تبريزي با مردم شهرستان خوي ديدار خواهند نمود . مشاور فرهنگي فرماندار خوي در خاتمه اين گفتگو اظهار داشت : جناب آقاي مصطفي پور محمدي وزير محترم كشور نيز در آخرين روز جشنواره با حضور در مراسم نمازجمعه خوي فرمانداري ويژه خوي را به اهالي شهرستان خوي اعلام خواهد نمود

ایرنا هم در این میان مطلب جالب تهیه نموده است:

شنبه پنجم آبانماه سال ‪ ،۱۳۸۶‬شوري عظيم در شهرستان خوي بپاخاست، مشرق زمينان با جذبه عشق شمس به رقص و سماع درآمدند، چونكه شمس دوباره در مشرق زمين طلوع كرده بود.

شمس غريب از عزلت غربت بدر آمده و به ميان هموطنان و هم زبانان خود بازگشته بود.

مشرق زمينيان او را گرامي داشتند، به زير مقدمش فرشهاي رنگين انداختند مزارش را گلباران و عطرافشاني كردند و پرده از تنديس پر صلابتش برداشتند.

عشق و عرفان در جان مشرق زمينيان به جوش آمد، شمس شناسان و مولانا شناسان، مقامات و مسوولين و ائمه جمعه و جماعات، مردم كوچه و بازار و عالم و عامي همه به ديدار شمس آمدند تا ميثاقي دوباره با اين عارف نامي و مسلمان مكتبي خود ببندند.

سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي آذربايجان غربي محوطه مزار شمس تبريزي و يادمان آن عارف را در شهرستان خوي به شكل بسيار زيبا و در خور تحسين ساماندهي كرده است تا طلوع شمس هميشه از مشرق زمين باشد.

با ساماندهي و رونمايي از سنگ مزار و تنديس شمس تبريزي در خوي، شمس مجددا به ميان مردم خود آمد تا آتش عشقي را كه در جان مولانا بر افروخته بود در جان هموطنان خود برافروزد.

رونمايي از سنگ مزار و تنديس شمس تبريزي روز شنبه همزمان با دومين كنگره بزرگداشت اين عارف نامي مشرق زمين برگزار شد و به ميمنت اين روز بزرگ شهر خوي يكپارچه غرق در شادماني و شور شد.

كوچه و بازار خوي با پرچم‌هاي سه رنگ جمهوري اسلامي، بيلبوردها، پوسترها دومين كنگره شمس آذين بسته شده و همه جاي شهر بوي عشق، عرفان مي‌دهد.

منطقه "محله" خوي كه مزار شمس و برج شمس تبريزي را در خود جاي داده است، مملو از جمعيتي است كه از سراسر ايران اسلامي براي ديدار با مزار تازه رونمايي شده شمس به خوي آمده‌اند.

اين محوطه در گذشته قبرستان متروكه‌اي بوده كه با كاوشهاي جديد باستانشناسي مشخص شد اين قبرستان در دوره‌هاي سلجوقي و ايلخاني محل دفن اموات بوده كه كه معاصر با زمان زندگي شمس تبريزي است.

شاه اسماعيل صفوي كه خود از سلسله عرفا بوده و يد طولايي در تصوف داشت در سفري به شهرستان خوي دستور داد يادماني بر سر مزار شمس بسازند تا نشانه‌هاي آن عارف بزرگوار از بين نرود.

اين يادمان برجي استوانه‌اي شكل به ارتفاع حدود ‪ ۱۰‬متر است كه با آجرهاي پخته ساخته شده و با شاخ قوچ و ميش‌هاي منطقه مراكان خوي آذين بندي شده است كه در هيچ نقطه‌اي جهان چنين روشي در ساخت يادمانها بكار برده نشده است.

روش عجيبي كه شاه اسماعيل در ساخت اين يادمان بكار برده ساليان سال است تعجب مورخين و محققين را برانگيخته بود، تا اينكه اخيرا اين پديده عجيب راز گشايي شد.

راز اين پديده چنين بود، شاه اسماعيل با ساخت اين بناي عجيب خواسته بود توجه مردم عصر خود و عصرهاي بعدي را به اين بنا معطوف كند و بدين وسيله مزار شمس تبريزي به مردم بشناساند، در حالي در آن روزگاران نيز برخي‌ها گمان مي‌بردند مزار شمس در قونيه عثماني (تركيه كنوني) و در نزديكي مزار مولانا جلالالدين بلخي قرار گرفته است.

دليل قاطع براي اين گفته نامگذاري برج به نام شمس تبريزي است، اگر شاه اسماعيل اين برج را براي تفنن و نشان دادن هنر شكارش ساخته بود، دليل نداشت كه اين برج را "برج شمس تبريزي" نامگذاري كند.

شاه اسماعيل صفوي بنيان گذار اولين دولت ملي در ايران و احياگر شيعه اثني عشري اين بار نيز با ساخت اين برج عجيب و غريب شمس تبريزي را احيا كرد و او را به ميان ملت و قوم خود بازگردانيد، روانش شاد باد.

حال و هوايي كه در نخستين روز از برگزاري كنگره بزرگداشت شمس بر شهر و جلسه كنگره حاكم بود، سرشار از عشق، عرفان و شور، جذبه و معنويت بود.

مهمانان، سخنرانان اين كنگره اعم از مسوولين سياسي و فرهنگي همه با شور عشق و عرفان آمده بودند تا بازگشت شمس به شهر خوي را جشن بگيرند و شادماني كنند.

امام جمعه خوي كه خود يكي از شمس شناسان خوي و مردي عارف است بازگشت شمس به خوي را تبريك گفت و اظهار داشت: بازگشت شمس تبريزي به خوي موجب افزايش معنويت و توسعه علم و عرفان در كشور خواهد شد.

استاندار آذربايجان غربي نيز با اظهار خوشوقتي از ساماندهي مقبره و يادمان شمس تبريزي گفت: امروز مجددا شمس از مشرق طلوع كرده تا شور عشق عرفان، وحدت و مهرباني را در دلهاي مشرق زمينيان شعله وركند.

رحيم قرباني اضافه كرد: اگر مولانا نيز براي بار دوم كه شمس را گم كرد جاي شامات به خوي آمده بود مسلما به ملاقات مرادش نايل مي‌آمد.

معاون اجتماعي و فرهنگي وزير كشور كه مهمان اولين روز كنگره بود، با تمجيد از مسوولين ميراث فرهنگي بخاطر ساماندهي آبرومندانه مزار و يادمان شمس تبريزي گفت: من امروز طلوع خورشيد را از مشرق ديدم.

حجت الله ايوبي افزود: امروز يك روز تاريخي براي مردم آذربايجان غربي و شهرستان خوي است، زيرا امروز، روزي است كه بگوييم مزار شمس اينجا در خوي قرار دارد.

وي گفت: برگزاري هفته‌اي بنام شمس در خوي زمينه‌اي است تا بزرگان علم و ادب، فكر و انديشه اسلامي به اين شهر بيايند بواسطه وجود شمس تبريزي در اينجا به شما سلام و تهنيت بگويند.

ايوبي ادامه داد: امروز اتفاق بزرگي افتاده است، زيرا شمس بعداز قرنها غربت دوباره به ميان هموطنان خود بازگشته است، به ميان كساني كه بيش از هر قوم و ملتي شور، عشق، عرفان و معنويت را مي‌شناسند.

نفس گرم و عرفان سرشار از معنويت شمس تبريزي عالم و عامي نمي‌شناسد و بر روح و جان هر ايراني اثر مي‌گذارد و او به شور و جذبه و عشق مي‌خواند.

مردم خوي نيز همگام با مسوولين سياسي و فرهنگي آذربايجان غربي و كشور ديروز اين شور و عشق و علاقه را از خود به نمايش گذاشتند.

صدها نفر از مردم خوي اعم از عالم و عامي، زن و مرد و پير و جوان چون پروانه به دور مقبره شمس مي‌گشتند و از اينكه شمس تبريز بعداز سالها غربت و عزلت به ميانشان بازگشته خوشحال بودند و سرازپا نمي‌شناختند.

در بدو ورود خبرنگاران ايرنا به شهر خوي وقتي سراغ مزار شمس تبريزي را گرفتند چند جوان موتورسوار با كمال ميل گروه ايرنا را به محل بردند.

بعداز توقف خودرو ايرنا، يكي‌از اين جوانان به خبرنگاران گفت: بنويسيد كه مقبره شمس در خوي قرار دارد تا زائران و مشتاقان ديدار وي، جاي ديگري بدنبال شمس نگردند

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 12:26  توسط خوی سون | 

نتايج اوليه‌ي كاوش مقبره شمس تبريزي اعلام شد

شمس تبريزي اينجاست

سرپرست هيات كاوش هاي باستان‌شناسي مقبره شمس تبريزي خوي گفت: نتايج اوليه كاوش هاي باستان‌شناسي اين مقبره حكايت از مذهبي بودن اين مكان دارد.

رضا حيدري، در گفتگو با خبرنگاران افزود: بر اساس نتايج حاصل از كاوش‌هاي مقبره شمس تبريزي، كشف گورها و تراكم اسكلت هاي موجود در لايه هاي مختلف زمين، اهميت تدفين در اين مكان و مذهبي بودن آن را نشان مي‌دهد.

وي گفت: اسكلت هاي به دست آمده در اين گمانه زني ها، مربوط به سه قوم مختلف است كه تراكم آنها نشانگر مقدس بودن اين مكان است و براي شناسايي اين اقوام و تاريخ تدفين آنها طرح سال يابي تدفين ها از طريق ميناي دندان اسكلت ها، براي نخستين بار در كشور، اجرا مي شود.

وي اظهارداشت: مدارك به دست آمده از اين مكان تاريخي، وجود يك كاخ مجلل در دوره صفويه را در اين منطقه ثابت مي كند.

حيدري، همچنين از كشف تعدادي قطعات كاشي هاي فيروزه اي در گمانه‌زني هاي اين مقبره خبر داد و افزود: اين قطعات در اشكال، طرح ها و قالب هاي تصويري مختلف هستند.

وي، با اشاره به انجام دو هزار و420 ساعت كار كارشناسي در مناره شمس تبريزي اظهارداشت: در اين كاوش ها سه هزار و 78 قطعه سفال مربوط به دوره هاي بعد از سلجوقيان  به همراه تعداد زيادي اسكلت انسان كشف شده است و بررسي سفال هاي بدست آمده نشان مي دهد كه اين سفال ها بخشي از عمارت مجللي بوده است كه زماني در اين محوطه وجود داشته است و تصويري از آن در گنجينه توپ قاپي تركيه وجود دارد.

وي يادآورشد: در بررسي ها آجرهايي در قالب هاي متفاوت به دست آمده كه همه آنها حاكي از وجود معماري غني در محل مقبره شمس تبريزي است.

وي، با اشاره به ادامه مطالعات باستان‌شناسي در اين مكان گفت: بررسي و آناليز قطعات سفالي كشف شده از اين مكان در دست اجراست و نتايج آن  حداكثر تا سه ماه ديگر اعلام مي شود.

مسوول پژوهش سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي و سرپرست هيات كاوش هاي باستان شناسي مقبره شمس تبريزي اعلام كرد: نتايج اوليه اين كاوش ها در كنگره شمس تبريزي ارايه مي شود.

حيدري، با اشاره به قرائن و شواهد بدست آمده از گمانه زني هاي اخير اظهار داشت : اين مدارك در كنار اسنادي كه در كتابخانه هاي ايران و تركيه وجود دارد نشان مي دهد كه مزار عارف نامي كشورمان شمس تبريزي در مكاني كه به عنوان مقبره شمس تبريزي در خوي مشهور است، واقع مي باشد .

وي گفت: براي پاسداشت اين عارف نامي ايران و اسلام تمبر يادبود شمس تبريزي  با همكاري شوراي اسلامي شهر خوي تهيه و چاپ مي‌شود.

وي، تهيه كليپ مستند و ايجاد دو نمايشگاه محفظه اي شيشه اي از آثار به دست آمده از مقبره شمس تبريزي در محل گمانه زني ها را از برنامه هاي اين هيات پژوهشي اعلام كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 12:20  توسط خوی سون | 
* مقبره شمس سال آینده آماده می شود * 
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از اتمام بنای شمس در سال آتی خبر داد.
احمد میرزا کوچک خوشنویس در گفتگو با خبرنگار ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا گفت:‌ از سال گذشته طرح برگزاری مراسم یادمان شمس که پیر مولانا بوده و مقبره آن در خوی است در پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی مطرح شد.
وی افزود: در این طرح بر ایجاد محلی برای زیارت و مراجعه مشتاقان تأکید شد به همین دلیل از سوی باستان شناسان کاوش‌های جدی صورت گرفت و در نهایت از روی یک مینیاتور تصویری از بنای قدیم مقبره شمس که به صورت دو گنبد و یک مناره سوم مربوط به دوره صفوی است به دست آمد که اکنون تنها مناره سوم باقی مانده است.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اظهار داشت: این مناره آجری بوده که با ردیف‌های شاخ بز، کل و آجر مزین شده‌اند.
خوشنویس درباره طرح یادمان شمس تصریح کرد: برای طرح یادمان شمس باید بر تفکرات اصلی عرفان از لحاظ زیبایی و قدر و منزلت مقام شمس توجه می شد و کار در خوری پدید می آمد.
وی بیان کرد: طرح یادمان به صورتی طراحی شده که حرکت یک سماع و پرچم را در قضا نمایش می‌دهد. در کل این طرح را دو حرف «ه» و «و» که بیان کننده «هو» و همان معشوق حقیقی است تشکیل می دهد.
خوشنویس با اشاره به اینکه طرح اکنون در فاز صفر است اظهار داشت: پس از پرده‌برداری و نمایش این طرح در روز دهم و یازدهم آبان در خوی پس از نظرسنجی و بدون از بین رفتن ایده اصلی و برحسب ضرورت تغییراتی در طرح انجام خواهیم داد که فاز یک کار را تشکیل می دهد و در نهایت تا سال آینده در همین زمان ساخت مقبره شمس را به پایان خواهیم برد.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری درباره پی‌کنی این مقبره گفت: اکنون در این محل کاوش‌های باستان‌شنایان صورت می گیرد، زیرا مقبره‌هایی کشف شده که مربوط به عاشقان و مریدان شمس است و در کنار او دفن شده اند. این مقبره‌ها مربوط به دوره صفوی اند به همین دلیل باید صبر کرد تا این کار به پایان برسد و پی کنی نباید باعث تخریب مقبره مسلمانان آن دوره شود.

رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از اتمام بنای شمس در سال آتی خبر داد.
احمد میرزا کوچک خوشنویس در گفتگو با خبرنگار ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا گفت:‌ از سال گذشته طرح برگزاری مراسم یادمان شمس که پیر مولانا بوده و مقبره آن در خوی است در پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی مطرح شد.
وی افزود: در این طرح بر ایجاد محلی برای زیارت و مراجعه مشتاقان تأکید شد به همین دلیل از سوی باستان شناسان کاوش‌های جدی صورت گرفت و در نهایت از روی یک مینیاتور تصویری از بنای قدیم مقبره شمس که به صورت دو گنبد و یک مناره سوم مربوط به دوره صفوی است به دست آمد که اکنون تنها مناره سوم باقی مانده است.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اظهار داشت: این مناره آجری بوده که با ردیف‌های شاخ بز، کل و آجر مزین شده‌اند.
خوشنویس درباره طرح یادمان شمس تصریح کرد: برای طرح یادمان شمس باید بر تفکرات اصلی عرفان از لحاظ زیبایی و قدر و منزلت مقام شمس توجه می شد و کار در خوری پدید می آمد.
وی بیان کرد: طرح یادمان به صورتی طراحی شده که حرکت یک سماع و پرچم را در قضا نمایش می‌دهد. در کل این طرح را دو حرف «ه» و «و» که بیان کننده «هو» و همان معشوق حقیقی است تشکیل می دهد.
خوشنویس با اشاره به اینکه طرح اکنون در فاز صفر است اظهار داشت: پس از پرده‌برداری و نمایش این طرح در روز دهم و یازدهم آبان در خوی پس از نظرسنجی و بدون از بین رفتن ایده اصلی و برحسب ضرورت تغییراتی در طرح انجام خواهیم داد که فاز یک کار را تشکیل می دهد و در نهایت تا سال آینده در همین زمان ساخت مقبره شمس را به پایان خواهیم برد.
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری درباره پی‌کنی این مقبره گفت: اکنون در این محل کاوش‌های باستان‌شنایان صورت می گیرد، زیرا مقبره‌هایی کشف شده که مربوط به عاشقان و مریدان شمس است و در کنار او دفن شده اند. این مقبره‌ها مربوط به دوره صفوی اند به همین دلیل باید صبر کرد تا این کار به پایان برسد و پی کنی نباید باعث تخریب مقبره مسلمانان آن دوره شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 9:12  توسط خوی سون | 

 

حجت الاسلام سيد رضي شكوري امام جمعه خوي در گفتگو با شبكه خبر سيما جمهوري اسلامي ديدگاه هاي خود را در مورد تاريخ فرهنگي خوي به شرح زير بيان نموده که با تشکر از هفته نامه اورین این مطلب نقل میگردد

مردم شهرستان خوي از ابتداي ورود اسلام به آذربايجان ديــن مـقـدس اسـلام را بــا آغــوش بــاز پـذيـرا شــده و هميشه طرفدار و مدافع خاندان پيامبر (ص) بوده و پناهگاه و مـأمـن آنـان در دوران حـاكميّـت بـنـي اميّـه و بـني عباس وجـود تـعدادي از امامزاده ها در شهر و اطراف بهترين گواه بر اين مدعي است.

شهرستان خوي از قرن ششم به عنوان يك قطب فـرهنـگي در آذربـايـجـان مـطـرح بوده است. لـذا مي خـواهـيـم بـه صورت فـهـرست مواردي را از تاريخ درخشان فرهنگي اين شهر مطرح كنيم:

1ـ  بطوريكه اشـاره شـد قـرن ششم اوج فعاليت هاي علـمي و فـرهنگي اين شهرستان بوده و اسامي تعداد زيادي از دانشمندان اين شهر در سينه تاريخ باقي مانده است از قبيل:

الف: قاضي شمس الدين احمد خوئي: كـه در زمـان ملك عيسي بـه شـام مسافرت كـرد و در آنجا به عنوان قاضي دمشق منسوب شد و در مدرسه عاليه آنجا به تدريس پرداخت.

لازم به ذكر است كه ايشان شاگرد فخر رازي بوده و تفـسير نـيـمه تـمـام او را بـه پايـان برد.

ب: قاضي القُضات شهاب الدين محمد خوئي: كه فرزند قاضي احمد خوئي بوده كه از ايشان تأليفات زيـادي بـاقي مانـده است.

 ج: حسام الدين حسن مظفري خوئي

تذكر: در قـرن ششم شهرستـان خـوي داراي يك حـوزه علميّه قوي بوده به نام حوزة الفَرَج. دانشمندان برجسته زيادي از اين حوزه برخاسته و دركشـورهـاي مخـتـلـف بـه تـبـلـيـغ ديـن پرداخته اند از قبيل: ايران، مصر، شامات، قفقاز و تركيه.

عصر صفويان: رونق ديگر حوزه هاي علميه خوي در عصر حاكميت صفوي بوده كه پس از مهاجرت دانشمندان لبـنـان بـه ايـران ايـن شهر به يك مركز علمي تبديل شد و داراي حوزه هاي علميّه متعدد گرديد ازقبيل:

الف: حوزه علميّه خان: كه مؤسس آن حسينقلي خان دنبلي در  1208 .ق بوده.

ب: حوزه علميّه شفيعيه: كه توسط حجت الاسلام شيخ محمّد شفيع  در ســال 1246 ه .ق  بــنــا گــرديـــد.

ج: حوزه علميه حاج آقا حسين امام جمعه:كه در سـال  1250ه .ق   تـأسيـس شــد.

د: حوزه علميه نمازي: كه در سـال 1200ه .ق دوران حـاكمـيّـت دنـبـلـي هـا تـوسط حاج محمد داماد مرحوم حاج شيخ محمد نمازي بنا گرديد كـه قـديـمـي تـريـن حوزه اين شهرستان پس از حوزه علميه فَرَج بوده كه شخصيت هاي علمي بسياري از اين حوزه برخاسته اند ازآن جمله است: حـضـرت آيـت الله العظمي سيّـد ابـوالقـاسم مـوسـوي خـوئي مي باشد.

لازم بـه يـادآوري است كه حوزه نمازي بعد از پيروزي انقلاب با عنايت رهبر كبير انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خميني (قدس سره) تجديد بنـا گرديد.

آمار علماء  و  طلاّب خوي:

1ـ اكنون متجاوز 200 نفر از علماي برخاسته از حوزه علميه خوي در خـود شهـرستـان و اطـراف مشـغـول تـبـلـيـغ ديـنـي هستند.

2ـ حدود يكصد نفر طلبه برادر در حوزه علميّه نمازي مـشـغـول بــه تـحـصيـل هـسـتـنـد، تــا پــايـه  8 .

3ـ در حوزه علميه قم متجاوز از 200 نفر از طلاب و فـضلا مشـغـول تـدريـس و تـحصـيل هستند.

4ـ متجاوز از 50 نفر از طلاب خوئي در ساير شهرستان ها از قبيل:تهران، بناب، تبريز ، كرج، خوانسار مشغـول تحصيل هستند.

خاندان‌هاي علمي خوي:

يكي از زيبـائـي هـاي تـاريـخ عـلـمي ايـن شهـرستـان ايـن است كه نوعاً عـلـمـاي بـرجـسـتـه بـه صورت خـانـواده در طـول قـرنـها دراين شهرستان خدمت كرده اند كه نوعاً تحصيل كرده نجف بوده و اساساً از شاگردان: سيّد مهدي بـحـر العـلـوم (ره) ـ شيخ جعفـر كاشف الـغـطاء (ره) ـ شــيـخ يـوسـف بـحرانـي (ره)ـ شـيـخ مـرتـضـي انـصـاري (ره)ـ شـيخ هادي تهراني (ره)ـ شيخ محمدحسن صاحب جواهر(ره)

از جمله اين خاندانها عبارتند از:

الف: خاندان شيخ عبد النبي طسوجي: از شـاگـردان شيـخ يـوسف بـحـرانـي (ره) كه از اين خاندان 7 نفر در اين شهرستان به تبليغ دين و اقامه نماز جمعه مشغول بودند.

 ب: خاندان علامه ميرزا محمد حسن زنوزي: از شـاگـردان مـرحـوم حـاج آقـا محمّـد بـهبـهانـي و صـاحب دايـرة المعارف ريـاض الجنـة كه از اين خاندان شش نفر درشهرستان خوي خدمت كرده اند.

لازم بـه ذكـر است كـه مقـام معظم رهبري مدظله از ناحيه مادر مكرمه شان به اين خاندان منسوب هستند.

ج: خاندان نمازي: كه اين خاندان از مرحوم شيخ محمد نمازي آغاز مي‌شود و پـنـج نـفـر از ايـن خـانـدان در خـوي خـدمت كرده اند.

د: خاندان شيخ الاسلام: كه سه نفر بـه نام‌هاي شيخ ابراهيم، شيخ محمد رضا و شيخ فتح الله از اين خاندان در خوي خدمت كرده اند.

ر: خاندان فاضلي: كه از مرحوم شيخ عبدالله خوئـي از شاگردان آيت الله سيد حسين كوه كمري آغاز مي شود كـه از ايـن خانـدان  7  نفر  در اين شهرستان خـدمـت كـرده انـد و هنـوز نيـز ادامـه دارد.

ز: خاندان آين الله خوئي: كه اين خاندان از پدر بزرگوار مرحوم آيت الله العظمي خوئي يـعـنـي آيـت الله حـاج سيـّـد عـلـي اكـبـر كـه از شـاگــردان شيـخ محمّد حـسن مامغـانـي در نجف بـوده آغـاز مي شود.

لازم به ذكراست ازاين خاندان حدود 7 نفر بــه عــالـم اســلام خــدمــت كــرده انــد.

هـ: خاندان مقبره: كه از مرحوم آيت الله حاج ميريعقوب مقبره از شاگردان مرحوم سيـّد مهدي بحر العلوم آغاز مي شود كه از اين خاندان چهار نفر در شهرستان خوي خدمت كـرده اند.

 شخصيت هاي علمي معروف خوي: در اين شهرستان تعدادي از علماي برجسته نيز ارائه خدمت كرده اند از آن جمله است:

 1ـ آية الله حاج ميرزا ابراهيم خوئي از شهـداي انـقلاب مشروطـه كه در حدود  10  جلد كتاب علمي خطي و چاپي از ايشان باقي مانده است .

2ـ آيت الله شيخ علي خوئي از شاگردان بـرجسته شيخ مرتضي انـصاري كه در نجف مشهور بـوده كـه بـعد از استـادش مرجعيت شيعه به ايشان خواهد رسيد كه متأسفانه قبل ازاستادش دارفاني را وداع گفت و از ايشان كتب علمي باقي مانده از جمله: حاشيه بر فرائد الاصول  استاد خود.

 3ـ آيت الله شيخ علي خاكمرداني از شاگردان مرحوم شيخ انصاري كه از ايشان يازده جلد كتاب علمي بـاقي مانده كه نسخ خطي بعضي از آنها در كتابخانـه آيـت الله العظمي مـرعشي نجفي مـوجود است.

4ـ آية الله ميرزا حبيب الله هاشمي صاحب شرح معروف بر نهج‌البلاغه به نام  منهاج البراعة

محوريت حوزه علميّه خوي

لازم به يادآوري است كه حوزه علميّه خوي در طول تاريخ نه تنها در آذربايجان براي دانشمندان و طلاّب مركزيّت و محوريّت داشت بلكه تعداد زيادي از طلاّب كشورهاي همسايه در حوزه هاي علميّه ايـن شهر بـه تحصيل مي پرداختند مانند: طلاّب شهرهاي شيعه نشين كشور تركيه، طلاّب منطقه قفقاز، طلاّب منطقه نخجوان ، ايروان و لنكران .

لازم بـه ذكر است كـه حوزه علميّه نـمازي در بـرهه اي از زمان توسط يكي از دانشمندان مهاجر از شوروي به نام مرحوم حاج شيخ قاسم مهاجر مديريت شده است كـه يـكي از علماي بـرجسته و روشن فكر آن زمان بوده كه داراي تأليفات متعددي هستند.

كتابخانه حوزه علميه: حوزه علميه فعلي شهرستان خوي (نمازي) داراي كتاب هاي ارزشمند و نفيس مي‌باشد كه در سه مخزن نگهداري و خدمت رساني مي شود:

 1ـ مخزن كتب خطي به تعداد حدود 1400 جلد كه بخش مهمي از آنها از آثـار دانشمندان خـود شهرستان خـوي در قـرنـهاي مختلف است. بـا در نـظـر گـرفـتـن وجود تـعداد زيـادي از نسخـه‌هاي منحصر به فرد ، موردتوجه دانشمندان نسخه شناس و كتابخانه هاي معتبر ايران شده است. به طوريكه مرحوم سيد عبد العزيز نسخه شناس معروف جهت بررسي كتب خطي ايـن حـوزه به مدت يك هفته در اين كتابخانه به پژوهش پرداختند.

2ـ مخزن كتب چاپ سنگي حدود  متجاوز از 2000 جلد كه در محل جـداگانه نگهداري مـي شود كه نوعاً نفيس مي بـاشند.

 3ـ مخـزن كتب چاپي بـه تعداد حدود 24000 جلد كه در يكي از طبقات حوزه علميه نمازي نگهداري مي شود كه همه روزه به حدود 900 نفراز  اعـضـاي كـتـابـخانـه، طلاّب و عـلـما سـرويـس‌دهـي مـي شـود .

حوزه علميه خواهران: از سال گذشته حوزه خواهران به نام مدرسه الزهرا (س) در اين شهرستان راه انـدازي شـده است كـه داراي  60  نـفـر طلـبـه خـواهـر مـي بـاشد. بـر اساس ارزيـابـي گـروه‌هاي اعـزامي از مـركز مديريت حوزه خواهران قم يكي از حوزه هاي موفق استان مي باشد. به طوريكه در سال دوم تأسيس اين شهرستان به عنوان مـركـز آزمون براي شمال استـان مشخص گرديد.

مساجد خوي: با توجه به سابقه فرهنگي اين شهرستان و عالم خيز بودن آن هم اكنون حدود 430 مسجد در خود شهرستان و اطراف مـوجود و دايـر است. كه150مسجـد در خـود شهـر و بقيه در روستاهاي اطراف مي باشد.

لازم بـه توضيح است تـعـدادي از مساجـد خـوي بـا توجه به قدمت و معماري آنها از آثار فرهنگي ماندگار اين شهرستان هستند كه زير نظر ميراث فرهنگي اداره مي شوند. از آنجمله است:

مسجد مطلب خان كه يكي از نوادگان مـرحـوم شـيـخ بـهـائـي ساخـتـه است، مسجـد سيـد الشـهـداء (مسجد جمعه)، مسجد ملا حسن، مـسـجــد شـيـخ .

دانشگاهها و دانشكده هاي خوي

 اكنون در شهرستان خوي حدود 12 هزار دانشجو از خود شهر و ساير مناطق كه در دانشگاهها و دانشكده هاي زير مشغول به تحصيل هستند:

دانشگاه آزاد اسلامي، دانـشـگـاه پـيـام نـور، دانشكده علـوم قرآن، دانـشـكده پرستاري، دانــشكده فــني، آمـوزشكـده  مـهديه،آمـوزشـكده سـماء

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:58  توسط خوی سون | 

بازار قدیمی خوی

 موقعيت: ضلع شرقي شهر بين خيابان انقلاب و طالقاني

 اين بازار كه يكي از قديمي‌ترين بازارهاي استان آ.غ مي‌باشد داراي قدمت زيادي است

 و به دوره زنديه مي‌رسد. اين بازار داراي معماري سنتي مي‌باشد كه توسط ميراث

فرهنگي مورد مرمت قرار گرفته و يكي از مراكز مهم داد و ستد در سطح استان بشمار مي‌آيد.

 
 

   

دروازه سنگی

    موقعيت :  جنوب شرقي شهر خوي

اين دروازه سنگي زيبا متعلق به اواخر دوران مغول مي‌باشد. باني اين اثر تاريخي را زوجه آباقاخان ايلخان مغول مي‌دانند. اين اثر تاريخي در گذشته قسمتي از حصار قديمي شهر را تشكيل مي‌داد. اين اثر تاريخي در فاصله سالهاي 1371 تا 1373 توسط ميراث فرهنگي مرمت شده است.

 

 

كليساي سورپ سرگين     

موقعيت :خوي محله قديمي امام زاده (ميدان تسال)

          اين كليسا در محله قديمي امامزاده شهرستان خوي قرار دارد. در وسط يك محوطه وسيع قرار گرفته است كه قدمتش به سالهاي چهارم و نهم م. مي‌رسد. مرمت‌هايي نيز در سالهاي قبل بر اين كليسا شده است كه ناكافي بوده است. 

کلیسای ملهذان:

پل خاتون

  موقعيت : جاده 3 كيلومتري جنوب شرقي خوي

اينپل بين سالهاي 1170 تا 1200 هـ .ق به فرمان احمد دنبلي در فاصله 3 كيلومتري جنوب خاوري شهر با شش دهانه احداث گرديه است. أين پل توسط ميراث فرهنگي مرمت شده است.

 

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

م

سجد مطلب خان

موقعيت : اول خيابان طالقاني

مسجد مطلب خان در قسمت مركزي شهرستان واقع شده است. مسجدي است دو طبقه كه وسعت آن نسبت به ساير مساجد شهر بزرگتر مي‌باشد با توجه به اينكه مورد بي‌مهري قرار گرفته ولي زيبايي خاصي دارد كه با مرمت كلي اين مسجد اين زيبايي چند برابر خواهد شد. قدمت أين مسجد به دوره ايلخاني برمي‌گردد. أين مسجد توسط شخصي بنام مطلب خان در دورة قاجاريه بنا گرديده است.

 

 دژ بسطام

   موقعيت : قره ضياء الدين ـ روستاي بسطام 14 كيلومتري قره ضياء الدين

اين دژ به همراه شهر باستاني اور در روستاي بسطام در بالاي كوه در ورودي روستا قرار گرفته است. ميراث فرهنگي پايگاهي در أين روستا قرار داده و مشغول مرمت أين بناي باستاني مب‌باشد. بعضي از مناطق مرمت شده است و برخي ديگر نيز در حال مرمت مي‌باشد. أين دژ به سال 645تا 685 ق. م توسط دولت اورارتوها به وسعت 23 هكتار ساخته شده است. أين دژ سومين محوطه باستاني اورارتوها مي‌باشد.

 

 مقبره و منار شمس تبریزی

     موقعيت :شمال غربي شهر محله امام زاده

در 3 كيلومتري خوي قرار دارد. برجي است به بلندي 14 الي 15 متر و در زمان شاه اسماعيل صفوي ساخته شده است كه با شاخه‌هاي كوچ كه بعد از شكار يك روزه‌اش دستور داد كه قوچهاي وحشي را در آن بكارند. از خصوصيات ويژه اين برج نصب شاخ‌‌ها به همراه جمجه حيوان به عنوان تزئين نصب شده است. این منار در کنار مرقد عارف نامی شمس تبریزی بنا شده و تنها اثر باقی مانده از بنای ۳ مناره ای با یک گنبد بوده که در اثر زلزله  و سیل از بین رفته است.مرمت اين منار در سال 1377 ش در كنگره شمس‌تبريزي تصميم گرفته شد كه به همت وزارت و فرهنگ اسلامي مرمت گرديد. هم اکنون طرح ایجاد بنای جدید مقبره شمس در کنار این منار در حال اجراست.  

 

 

  

 

  

خانه کبیری

 موقعيت : بخش مركزي شهر، ضلع شمالي كوچه امير

اين خانه قديمي كه در حال حاضر به عنوان يك مكان فرهنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرد يكي از خانه‌هاي قديمي با کاشی کاری و پنجره های چوبی مشبک با شیشه های رنگی و معماری زیبا است كه در دست ميراث فرهنگي مي‌باشد و كلاسهايي نيز براي آموزش جوانان برنامه‌ريزي شده است كه از آن استفاده مي‌كنند. قدمت اين خانه به سال 1328 هـ .ق برمي‌گردد. 

  

 

 

 

 

 

 امامزاده سید بهلول:

که از فرزندان امام علی النقی (ع) میباشند و در محله ای به نام محله امامزاده واقع شده است:

  

    مزار آقا میر هادی نیز در کنار مرقد امامزاده بهلول جای گرفته است:

پل بزرگ قطور...

از بزرگترین پلهای خاورمیانه

 

 دره فیرورق (پره)


موقعيت : خوي ـ فيروق
اين دره از جمله دره‌هاي سرسبز شهرستان به حساب مي‌آيد، كه بيشتر اهالي به علت نزديكي اين منطقه روزهاي تعطيل خود را به گذراندن در اين دره سرسبز و خوش آب و هوا اختصاص مي‌دهند. ضمناً پارك‌هايي نيز در اين دره توسط بخش خصوصي احداث شده است كه اهالي از اين پارك نيز استفاده مي‌كنند.

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 

 

 
 
 

 

 
 

 
 


 

 باغ صفا(مزرعه فلاح)



اين باغ كه بسیار دیدنی است از چمن طبیعی پوشیده شده است ودارای وسعت زيادي است. مردم شهرستان و اطراف از اين باغ جهت ورزشهایی چون فوتبال استفاده مي‌كنند. اين باغ منطقه اي است سرسبز با درختان زياد كه بسیار زيبا و دلنشين مي‌باشد. آب سردی دارد كه بصورت حوض بزرگ جمع آوری میشود. در روزهاي تعطيل افراد زيادي از اطراف و اكناف براي تفريح به اين باغ مراجعه میکنند.

   
 
    
     
 

دره جهنم (جهنم دره سی):

موقعيت : خوي ـ بخش زورآباد
اين دره از دره‌هاي زيباي اين شهرستان بحساب مي‌آيد. مامن خوبی برای حیات وحش میباشد و بدلیل جاذبه های اکوتوریستی میتواند مورد سرمایه گذاری واقع گردد.

مسجد ملاحسن:

کوه چله خانه:

کوه  آتشفشانی اورین 

نماد ایستادگی و سربلندی خوی:

طبیعت زیبای پاییزی در اطراف خوی

کشت درختان تبریزی(قلمه آغاجی) در کنار باغات از دیر باز به یک عرف و عادت خوب تبدیل شده است. 

مزارع گل آفتابگردان ... خوی به شهر گلهای آفتابگردان نیز معروف است... وجود مزارع گسترده و بازار ویژه تخمه آفتابگردان موید مطلب است:

نمایی از بقعه ذهبیه

 در محله کامران خوی :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساختمان شهرداری یا عمارت حکومتی:

مقبره آقا میر یعقوب :

کلیسای سورپ سرکیس از نمای بیرونی:

فرش معروف خوی که به همین نام در اروپا شناخته میشود :

این تصاویر نیز یک تخته از این نوع فرش را با قدمت ۱۰۷ سال در یکی از موزه های اروپایی نشان میدهد

البته هم اکنون فرشهایی با عنوان نقشه ماهی  و نیز تصویر در خوی تولید میشود

و افراد زیادی در این حرفه مشغولند.

 

فرودگاه خوی

با طرح برج مخابراتی معروف به گل آفتابگردانیش بسیار زیبا و جذاب طراحی شده است:

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 9:28  توسط خوی سون | 
متن طومار جمعی از مردم به رئیس جمهور در خصوص ارتقای سطح شهرستان

 چاپ شده در هفته نامه اورین خـــــــوی :

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

السلام علیکم. احتراماً به استحضار عالی می رساند همانطوریکه در جریان دیدار مردمی خود در تاریخ1385/6/10 در شهرستان بالای400 هزارنفری خوی به وضوح مشاهده فرمودید تنها خواسته یکپارچه مردم و مسئولین، فرهیختگان و منتخبین این شهرستان از حضرتعالی و دولت مهرورز شما ارتقاء سطح این شهرستان به عالی ترین تقسیمات کشوری یعنی استان بوده که فرمایش جنابعالی در حضور هزاران نفر از مردم مبنی بر طرح خواسته به حق و قانونی شهروندان مؤمن و مسئولین دلسوز منطقه در اولین جلسة هیئت دولت با نظر مساعد جهت کارشناسی و فراهم نمودن مقدمات ارتقاء سطح این شهرستان نور امیدی بودکه به دلهای مؤمنین خدای جوی این شهرستان تا شاید عقب ماندگی های تاریخی این شهرستان در زمان صدارت دولت جنابعالی از چهره این منطقه رخت بربسته تا شهرستان کهن و تاریخی خوی بتواند نقش تاریخی از دست رفته خود را در منطقه آذربایجان بدست آورد.

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

با توجه به اینکه قبل از رژیم گذشته، خوی مرکز تجارت و تمدّن در خاورمیانه بود شاخه ای از جادة ابریشم از این شهر عبور می کرد تمام ورود و صدور کالا به داخل و خارج کشور از طریق خوی انجام می گرفت بطوریکه بازار سرپوشیده خوی و کاروانسراهای جنب بازار نشان از عظمت دیرینه اقتصادی این شهر می باشد کشورهای امپراطوری آل عثمانی و روسیه تزاری هر یک در این شهر کنسولگری دائر کرده بودند ساختمان کنسولگری روسیه هنوز هم موجود می باشد متأسفانه رژیم گذشته با ترفندهای مختلف خوی را تضعیف و در بن بست و انزوای کامل قرارداد در مقابل ارومیه را تقویت به استان4 تبدیل و پهلوی اول نام خودش را روی ارومیه گذاشته و اسم آن تبدیل به رضائیه گردید، شهرستان خوی هم تا70 سال پیش مرکز منطقه شمال استان آذربایجان غربی و بخشی از آذربایجان شرقی بود. شهرستانهای ماکو ـ سلماس ـ چالدران ـ مرند ـ جلفا ـ یکانات ـ تسوج همگی بخش ها و روستاهای تابعة آن بودند بواسطة مرکزیت یافتن رضائیه »ارومیه« به تدریج شهرستان تاریخی خوی از قافلة توسعه عقب ماند در ردیف همان شهرستانهائی قرار گرفت که بیشتر آنها از توابع خوی بودند.

در عرض70 سال گذشته صد ها روستا در ایران بتدریج تبدیل به بخش و شهر و شهرستان گرده اند حتی در میان آنها یاسوج و زاهدان »دزدآب« تبدیل به استان شده اند الان بالفعل هم شهرهای کوچکتر از خوی مانند سمنان ـ بیرجند ـ بجنورد ـ ایلام ـ یاسوج ـ شهرکُرد ـ خرم آباد ـ بوشهر و غیره استان هستند ولی شهر تاریخی سه هزار ساله خوی با آن سوابق درخشان در جا می زند.

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

شهریکه در یک قرن اخیر خاستگاه انسانهای برجسته و پرورشگاه نامداران علم و ادب و رجال مذهبی ـ نظامی ـ سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی در ایران و جهان بوده است. شهریکه در طول دوران دفاع مقدس بیش از1000 شهید جبهه داشته درصد قابل توجهی از سرداران شهید و در قید حیات آذربایجان متعلق به این شهرستان می باشد. آیا سزاوار تداوم حق کشی ها و بی عدالتی های رژیم گذشته است. مسلّماً برای دولت عدالت گستر ومهرورز ادامه عقب نگهداشتگی های گذشته قابل قبول نیست.

در پایان جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران اهالی خدای جوی و سخت کوش خوی با عنایت به شناختی که حضرتعالی از منطقه خوی و پتانسیلهای بالقوه و بالفعل آن دارید بی صبرانه چشم انتظار دارند قول مساعدی که به مردم مبنی بر ارتقاء درجه سطح شهرستان خوی به عالی ترین درجه تقسیمات کشوری یعنی تبدیل خوی به مرکزیت استان مرزی خوی داده اید تحقق یافته با تبدیل خوی بمرکز استان موجبات جبران عقب ماندگیهای گذشته و پیشرفت سریع این منطقه فراهم و مردم را بیش از پیش دعاگوی سلامتی مسئولین نظام دولت جمهوری اسلامی ایران بخصوص مقام معظم رهبری بنمایند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 16:58  توسط خوی سون | 
آنچه در ذيل تقدیم مبشود ،نگاهيست اجمالي و گذرا به بخشی از  پايان نامه  همشهري عزیزمان جناب آقاي غلامحسين صادقي چورسي كه با انتخاب موضوع «سيماي سياسي اجتماعي نمايندگان خوي در مجلس شوراي ملي در دوره پهلوي دوم» در دوره كارشناسي ارشد رشته تاريخ دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر، به حق مراتب اداي دين به زادگاه خويش، دارالصفا و دارالمؤمنين خوي را به جا آورده و الحق كه اين كار را با همه سختيها خوب به انجام رسانده است. ایشان در بخشی از این پایان نامه نوشته اند:

بدليل اينكه مجلس شوراي ملي، بعد از فروپاشي استبداد رضاشاه نقش مهم در تحولات جامعه داشته است، و چون شناسايي يك يك نمايندگان ادوار مختلف مجلس امري است مشكل، لذا در تدوين اين پايان نامه سعي شده است كه گروهي از آنان معرفي شوند. با توجه به اينكه زادگاه بنده شهرستان خوي مي باشد به همين جهت نمايندگان شهر خوي در مجلس شوراي ملي را معرفي نموده، همراه با كارنامه مجالس سيزدهم تا بيست و چهارم نقش سياسي آنان را مورد بررسي قرار داده ام. اميد آن دارم كه توانسته باشم نسل جوان شهرم را با سيماي اجتماعي و سياسي اين افراد آشنا كنم...شهرستان خوي تا سال1302 ه.ش به طور مستقل نماينده در مجلس نداشت. در اين سال ميرزا جوادخان امامي خويي به عنوان نماينده خوي انتخاب و به مجلس راه يافت. با اين وصف تا مجلس پنجم شهرستان خوي فاقد نماينده اي مستقل بود و از مجلس پنجم به بعد پاي نمايندگان خوي به مجلس باز شد. در دوره پنجم و ششم ميرزا جوادخان امامي خوئي دوره هفتم و هشتم عبدالحسين ديبا (كسي كه همه كاره تيمورتاش وزير دربار رضاشاه بود) و اصلاً خوي را نديده بود. و از دوره نهم تا دوره دوازدهم (پايان حكومت رضاشاه با نظر رضاشاه) مرحوم حاج محمدرضا پارسا، (از تجار معروف شهرستان خوي و فرزند حاج علي اصغر پارسا) آزاديخواه دورة مشروطيت كه بعدها به دست عوامل روسي كشته شد از نمايندگان بودند. از دورة سيزدهم تا دوره بيست و چهارم كه موضوع اصلي پايان نامه مي باشد اسامي نمايندگان خوي به ترتيب دوره هاي مربوطه به شرح زير مي باشد:

1ـ حاج محمدرضا پارسا (دوره سيزدهم) 2ـ جمال امامي خويي (دوره چهاردهم) 3ـ نورالدين امامي خويي (دوره پانزدهم و شانزدهم) 4ـ اصغر اصغرزاده پارسا (دوره هفدهم) 5ـ نورالدين امامي خويي (دوره هيجدهم و نوزدهم) 6ـ قلي امير لك (دوره بيستم) 7ـ عبدالعلي امامي خويي (دوره بيست و يكم تا دوره بيست و سوم) 8ـ حسن وزيري (دوره بيست و چهارم) و اينك براي نمونه شرح حال دو تن از نمايندگان خوي را به اختصار در اينجا ذكر مي كنيم:

جمال امامي: جمال امامي خويي فرزند حاج ميرزا يحيي امام جمعة خويي، پس از انجام تحصيلات مقدماتي و متوسطه عازم اروپا شد. در بلژيك ادامة تحصيل داد ولي مدرك دانشگاهي نگرفت. پس از بازگشت به ايران وارد وزارت دارايي گرديد... در انتخابات دورة چهاردهم از طرف مردم خوي نمايندة مجلس شوراي ملي شد. با ايراد نطق و حمله به متفقين و مخالفت با حزب توده مرتجع شماره دو ناميده شد. (مرتجع شماره يك سير ضياء بود( در همان دوره با همكاري علي دشتي و ابراهيم خواجه نوري، حزب عدالت را تأسيس و به تدريج يكي از مهره هاي سياسي كشور گرديد و دولتها براي اثبات و ابقاي خود به پشتيباني او نياز داشتند. نطق هايش در مجلس باعث شد كه بين مردم از وكلاي متنفذ و كارگردانان مجلس به شمار آيد... جمال امامي مردي حرّاف، خوش صحبت و ناطق زبردستي بود. در مسائل سياسي رشادت زيادي به خرج ي داد...

حسن وزيري: حسن وزيري فرزند عبدالحميد ميرزا معروف به وثوق الممالك، كه زماني كنسول ايران در روس بوده و در اواخر سلطنت قاجار حاكم شهرهاي خوي، ماكو، شاهپور [سلماس] و مرند بود. در سال1304 ش دار فاني را وداع گفته اند. از ايشان نه پسر و يك دختر به يادگار مانده است كه به جز دخترش همه پسرانش اكنون مرحوم شده اند. حسن وزيري يكي از پسران وي، متولد1296 ش در شهرستان خوي مي باشد. دوران كودكي حسن در خوي سپري شده است. ايشان بعد از اتمام دوره ابتدايي تا كلاس نهم در خوي تحصيل نموده سپس جهت ادامه تحصيل به مراكز آموزش و وزارت كشور به تهران مي رود ضمن گذراندن دورة وزارت كشور از سال1320 ش به خدمت در وزارت كشور مشغول مي شوند. از جمله مشاغل حسن وزيري بخشداري شاهپور [سلماس]، بوكان، فرماندار شهرهاي خوي، مرند، مشكين شهر، سراب، اهر، اردبيل، زنجان و حدود شش ماه در دوره نخست وزيري مصدق به عنوان تبعيدي فرماندار چاه بهار بوده است. حدود ده سال قبل از نمايندگي سمت معاونت استانداري آذربايجان غربي را عهده دار بوده است. اكثر برادران حسن در مشاغل مهم دولتي مشغول بوده اند. از جمله سپهبد كريم ورهرام كه نام و فاميلش را عوض نمود. حسن وزيري در دوره دموكراتها (حكومت پيشه وري) بخشدار شاهپور [سلماس] بوده و به دليل مخالفت با آنها تحت تعقيب دولت فرقه قرار گرفت. مدتي به صورت مخفي در خوي بود و بعداً به تهران مراجعت كرد. ايشاشن در دورة بيست و چهارم قانونگذاري بعنوان كانديداي نمايندگي از خوي از رقباي خويش (سيد زائر فروهيده) پيشي گرفته و نماينده منتخب شهرستان خوي شدند. دوران نمايندگي ايشان از سال1354 ش تا1357 ش مي باشد. حسن وزيري داراي دو پسر و دو دختر مي باشد. پسر بزرگشان در آمريكا و پسر دوم و دو دخترشان در تهران زندگي مي كنند. وزيري بعد از انقلاب خانه نشين بوده و در سال1371 دار فاني را وداع گفته است. لازم به ذكر است كه اقای غلامحسين صادقي چورسي در نوشتن اين پايان نامه از حدود38 منبع معتبر دست اول استفاده كرده و در پايان آن عكس هايي از آقايان اصغر اصغرزاده  پارسا و دكتر عبدالعلي امامي خويي و نيز تصاويري از اعتبارنامه هاي نمايندگان خوي را آورده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:24  توسط خوی سون | 
خوی ؛ شهر توتستانهای مغرور
همه ساله با آغاز فصل تابستان و به ثمر نشستن درختان توت ، مردم آذربایجان غربی به ویژه مردم شهرستان خوی بخشی از اوقات فراغت خود را در سایه سار   توتستانها سپری می کنند.

باغ های وسیع توت با درختان کهنسال و سایه گستر مکان مناسبی است که خانواده های آذربایجان غربی آنجا را برای گذران ساعاتی از اوقات بعد از ظهر خود در روزهای گرم تابستان انتخاب می کنند.

باغ های توت در فصل ثمر دادن با چیده شدن صندلی ها و نصب تخت های چوبی آماده پذیرایی از میهمانان خود می شوند هر چند بسیاری از خانواده ها اتراق بر روی چمن های باغ و گستردن سفره خود بر روی سبزه زارها را خوشتر می دارند.

باغداران با ایجاد سکوهای ویژه ای در وسط باغ ، توت تازه را در طبق های مخصوص و به اندازه ای که مشتری بخواهد در اختیار او قرار می دهند و علاوه بر توت با دوغ محلی خنک و خوشگوار نیز از مشتریان خود پذیرایی می کنند.

در برخی از باغ های توت وسایل بازی کودکان از قبیل تاب و الاکلنگ نیز نصب شده است تا بهره کودکان از این تفرج و شادمانی کامل شود.

گفتنی است در آذربایجان غربی 73 هکتار توتستان وجود دارد که از آنها سالانه 500 تن توت به دست می آید.گفتنی است در بین باغات توت این استان «توت خوی »شهرتی ویژه دارد و از لحاظ طعم و درشتی محصول زبانزد است. 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:44  توسط خوی سون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دارالصفای خوی... شهری که آرامگاه ابدی شمس تبریزی است ... شهری که پوریای ولی این شیر مرد تاریخ در آن خفته است... شهری که آیت الله خویی ها ،فاضلی ها مرقاتی ها،آقاسی ها ، حاتم خان ها ودنبلی ها ،ملا علی وملا حسن وملا احمد ها ، سید مقبره ها وشیخ نوایی ها وزریاب ها و جوانشیرها و ریاحی ها و هنرور ها وکوچری ها و هزاران سردار شهید پرورده...هزاران هزار مردان نام آور که...در جای جای این کره خاکی بودند و هستند وخواهند بود...
شهری که در تورات از آن یاد شده ... شهری که هخامنشها از آن به عظمت یاد کرده اند... شهری که درلحظه لحظه های افتخارو غرور این سرزمین نامی درخشان دارد ...دیار عاشقان خدا...دارالمومنین...و شهری که جای جایش مهد علم و ادب و عرفان است... واکنون در انتظار برآورده شدن خواست دیرین و بحق مردمش ، نیازمند توجه و همت والای شما فرزندان غیور و متعهد خویش است....دست یاری به هم دهیم و در آبادانیش بکوشیم...افتخار ما تمدن بی همتا و ۶۰۰۰ ساله خوی واميد ما باز گرداندن شکوه وعظمت مجدد وبرحق خوی در سايه ايرانی قوی ومقتدراست
.اوجالسین خوی آدی... آبادلانسین ...حاققینا یئتیرسین خویوموز

نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اردیبهشت 1385
پیوندها
فرمانداري ويژه خوي
عليرضا حاتمي زاده
هفته نامه خوي
ازخوي تا خورشيد(خسرو كرمانشاهي)
هفته نامه اورين خوي
شهرداري خوي
محمدصفاجو
شوراي فرهنگ عمومي خوي
پايگاه اطلاع رساني اورين
دارالصفاي خوي
دكترحميد سفيدگر شهانقي
گروه شمس
فكرنو
نسل آريايي
دارالصفای خوی، مدفن شمس تبریزی
وارلیق
هستی
دلشدگان شمس(محبوبی)
(آسمون آبی و گلهای آفتابگردان )بهزاد رزاقی
آرامگاه شمس تبریزی در خوی
آنا یوردوم خوی
خوی - آذربایجان(اورین مقدم)
ماهنامه اندیشه فرهنگی
بارانی ها- حامد کاظم زاده خویی
وبلاگ شخصی نماینده خوی دکتر صدر
مجالی نمانده است(آشنا)
گون آیدین
دفتر عشق- علی صدرایی خویی
آذربایجان ماهنی لاری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM